سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

 

 

 نبرد شوالیه ها
نبرد شوالیه ها
* ترجمه و نوشته: حمیدرضا هدایت پناه

مقایسه Typhoon با Rafale

قرردادی با ارزش اولیه بیش از 10 میلیارد دلار برای هیچ شرکتی قابل چشم پوشی نیست، اما وضعیت زمانی حتی از این هم حساس تر می شود که بدانیم امکان رشد این رقم تا دوبرابر نیز وجود دارد. اینجاست که هر کمپانی نامداری در سطح جهانی با تمام توان خود پای به میدان می گذارد تا شاید بتواند در این شرایط رکود اقتصادی، راهی برای نجات خویش پیدا کند.
نیروی هوایی ارتش هندوستان قصد دارد تا ده سال آینده 126 فروند هواپیمای متوسط چند مأموریته رزمی را به ناوگان بزرگ خود وارد کند. به همین منظور مناقصه بزرگی را با حضور تمامی بزرگان صنایع هوا و فضای دنیا برگزار کرد، رقابت بزرگی که سرانجام در 31 ژانویه 2012 با انتخاب هواپیمای Rafale از شرکت فرانسوی Dassault به پایان رسید. در مرحله نهایی این مناقصه که به MMRCA معروف شده بود، دو حریف اروپایی برای به دست آوردن بازار بزرگ شبه جزیره با هم به رقابت می پرداختند، اگرچه Rafale پیروز این میدان بود اما هنوز هم بسیارند افرادی که اعتقاد دارند پرنده چند ملیتی Eurofighter Typhoon گزینه برتر به شمار می آید. در این مقاله قصد داریم تا دو شوالیه اروپایی را با یکدیگر مقایسه کرده تا مشاهده کنیم برترین هواپیمای متوسط رزمی دنیا کدام یک از آنها خواهد بود؟

ریشه های مشترک

در دهه 1970 بود که فرانسه، بریتانیا و آلمان تصمیم گرفتند برای رسیدن به رویای اروپای مستقل، هواپیمای متوسط خود را توسعه دهند اما تفاوت نیازمندی ها و نیز گستردگی صنایع هوا و فضای فرانسه که در آن زمان در حال تولید هواپیمای پیشرفته ای چون Mirage 2000 بود، پاریس را متقاعد کرد تا در سال 1986از برنامه یوروفایتر کناره گیری کند. پس از این تصمیم ایتالیا به عنوان شریک سوم وارد کنسرسیوم اروپایی شد و کم کم پای اسپانیا و اتریش نیز به مراحل ساخت و به کارگیری Typhoon باز شد.
تحقیقات و طراحی های اولیه مشابه باعث شد تا در نهایت Rafale و Typhoon به شکل غیر قابل انکاری مشابه یکدیگر از آب درآیند. هر دو وسیله در رده هواپیماهای متوسط چند مأموریته نسل 4/5 قرار می گیرند و از دو موتور توربوفن برای پیشرانه استفاده می کنند. ساختار بال ها نیز در هردو پرنده به شکل دلتا انتخاب شده و یک تک سکان عمودی بزرگ در بخش انتهای هر دو وسیله قرار داده شده است.
گذشته از این شباهت های کلی عملکرد پروازی شوالیه های اروپایی تا اندازه زیادی با هم تفاوت دارد. ساختار کلی Typhoon برای مانورپذیری بهتر به شکل ناپایدار طراحی شده و تنها به کمک کامپیوتر پیشرفته بوده که امکان نگاه داشتن آن در آسمان به وجود آمده است.
ناپایداری بالا در کنار آن رادارهای بزرگ جلویی باعث افزایش چشمگیر مانورپذیری Typhoonنسبت به Rafale شده، به گونه ای که در یک نبرد نزدیک هوایی، ساخته دست فرانسوی ها از شانس زیادی برای پیروزی برخوردار نیست.
اما در سوی دیگر Rafale برای حمله به مواضع زمینی و دریایی دشمن مناسب تر به نظر می رسد و به دلیل توانایی نشست و برخاست از روی عرشه ناوهای هواپیمابر در استاندارد M خود از برتری غیر قابل انکاری نسبت به یوروفایتر برخوردار است.

نبرد پیشرانه ها

دهانه بال Typhoon و Rafale به ترتیب 10/95 و 10/8 متر بوده که به خوبی نشان دهنده اندازه مشابه هر دو هواگرد است، اما شوالیه فرانسوی با توانایی حمل 9500 کیلوگرم تجهیزات و سوخت تقریباً می تواند 2 هزار کیلوگرم بیشتر مهمات را روی 8 پایه حمل جنگ افزار بال های خود به میدان ببرد.
موتورهای SNECMA M88 نصب شده روی Rafale با توان خروجی 50kNاز نیروی کمتری نسبت به دو موتور جت Euro jet EJ2000 با توان خروجی ‎60kN برخوردارند، در نتیجه حداکثر سرعت هواپیمای ساخت Dassault به شکل معناداری کاهش یافته است. اگرچه با حداکثر سرعت 1/8 ماخ Rafale همچنان پرنده چالاکی به شمار می آید اما این رقم در برابر سرعت بالای 2 ماخ تایفون تا اندازه زیادی رنگ می بازد.
در زمینه سقف پروازی نیز شوالیه انگلو - ژرمن ها با 65 هزار فوت تقریباً 10 هزار فوت بیش از Rafale پرواز می کند که این مورد نیز برتری مهم دیگری برای Eurofighter به شمار می آید اما در زمینه برد عملیاتی بار دیگر این پرنده با 20 درصد برد بیشتر می تواند تا شعاع 1800کیلومتری به انجام مأموریت بپردازد.

تالس در برابر اروپا

در زمینه تجهیزات راداری و الکترونیکی Rafale و Eurofighter از دو پکیج کاملاً متفاوت بهره می برند. رادار CAPTOR که یک رادار چند حالته مکانیکی پالس داپلر است اگرچه با برد بیش از 160 کیلومتری خود برتر از نمونه به کار رفته در هواگرد فرانسوی ها به نظر می رسد، اما بدون شک از توانایی کلی کمتری نسبت به رادار پیشرفته RBE2-AAAESA برخوردار است.
RBE2-AA AESA یک رادار اسکن الکترونیکی آرایه ای فعال بوده که قادر است تا فاصله 150کیلومتری به شناسایی اهداف بپردازد. این رادار می تواند در آن واحد بیش از 40 هواگرد را شناسایی کرده و با 8 فروند از آنها درگیر گردد. به گفته مهندسین تالس، این رادار علاوه بر توانایی بالا در رهگیری هواگردهایی با سطح مقطع راداری بسیار کوچک، قادر است تا در مواجهه با اهداف زمینی نیز کارایی قابل توجهی را از خود به نمایش گذارد.
کاکپیت هر دو پرنده به صورت کاملاً شیشه ای طراحی شده و مواردی مانند نمایشگرهای سربالا (HUD) و هدفگیرهای لیزری هم راستا با دید خلبان مواردی بوده که در هر دو وسیله قابل مشاهده هستند. در زمینه کامپیوتر کنترل آتش نیز تالس در رقابت با دیگر بزرگان اروپایی مانند BAE Systems موفق عمل کرده و Rafale را با مجموعه ای کامل از نرم افزارها و تجهیزات نبرد الکترونیک راهی میدان کرده است.
در زمینه تجهیزات و موشک های مورد استفاده Eurofighter و Rafale تقریباً مشابه هم هستند و هر دو پرنده قادرند از طیف گسترده ای از مهمات آمریکایی مانند موشک های هوا به هوای سایدویندر و یا موشک های هوا به زمین AMRAAM استفاده کنند. به نظر می رسد این تساوی تسلیحاتی در آینده نیز ادامه داشته باشد زیرا با وارد شدن بیشتر شرکت های فرانسوی به داخل سازمان هوا و فضای اروپا (EDAS) توسعه موشک ها و بمب های هوایی تمام کشورهای اروپایی در قالب یک برنامه بزرگ قرار گرفته، برنامه ای که موشک هوا به هوا MBDA Metro را می توان اولین حاصل آن به شمار آورد.

آیا Rafale بهترین انتخاب هند بود؟

Typhoon و Rafale شباهت های فراوانی با یکدیگر دارند ولی در یک جمع بندی کلی باید قبول کرد که Eurofighter از توانایی های بیشتری نسبت به شوالیه فرانسه برخورداراست، هر چند این به معنای دست و پا بسته بودن Rafale نیست اما برتری میدانی تنها موردی نیست که باید در انتخابی مثل این مورد توجه قرار گیرد، نیروی هوایی هندوستان پیش از این از هواپیمای Mirage 2000 به شکل انبوه استفاده کرده و از زیرساخت های فرودگاهی و نیروهای متخصص زیادی برای کار با تجهیزات فرانسوی برخورداراست، اما این تنها دلیل دهلی برای انتخاب Rafale نیست زیرا در آن صورت MiG 35 روسی می توانست انتخاب مناسب تری برای نیروی هوایی شرقی هندوستان باشد.
نکته مهم دیگری که باعث انتخاب Rafale شد، قراردادهایی بود که صنایع هوافضای هندوستان با Dassault به امضا رساند. برخلاف Typhoon که تاکنون 707 سفارش قطعی برای خرید آن قطعی شده، Rafale تنها در ارتش فرانسه به خدمت گرفته شده و همین موضوع شرکت سازنده را در تنگنایی جدی قرار داده است. برای رفع این مشکل، طرف فرانسوی موافقت کرده تا پس از تحویل 18 فروند از هواپیماها به صورت کامل، 108 هواپیمای باقی مانده را با مشارکت شرکت های هندی به تولید برساند و از این راه فناوری های زیادی را به هند انتقال دهد. فناوری های پیشرفته ای که رادار RBE2-AA AESA از جایگاه خاصی در میان آنها برخوردار است. همچنین توافق هایی برای انتقال این تجربیات به طرح هواپیمایی سبک رزمی بومی هندوستان یعنی HAL Tejas انجام گرفته که در نوع خود بسیار مهم خواهد بود.
گشاده دستی فرانسوی ها در انتقال فناوری های پیشرفته به دهلی باعث پیروزی Rafale در این میدان بزرگ شده و همکاری گسترده نظامی پاریس - دهلی را در آینده نوید می دهد. به نظر می رسد هر دو کشور ازاین همکاری خوشنود هستند و هر یک به نوعی به اهداف خود دست پیدا کرده اند. هندوستان در کمتر از یک دهه، گام بزرگ دیگری در زمینه فناوری هوا و فضا برمی دارد و فرانسه نیزبا تزریق این مبلغ عظیم می تواند همچنان در جمع برترین های جهان باقی بماند.
تایفون نیز مانند Rafale یک هواپیمای چند منظوره بوده که از توانایی بالایی برای درگیری با اهداف زمینی برخوردار است.
منبع: ماهنامه نوآور، شماره ی 29

 






تاریخ : سه شنبه 91/5/31 | 12:4 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

 

 

دنیایی که به نام کُلت می شناسیم
دنیایی که به نام کُلت می شناسیم
* ترجمه و نوشته: حمیدرضا هدایت پناه

نماد غرب وحشی و کابوی های خشن
در زمینه تولید تپانچه های دستی، هیچ نامی به اندازه کلت پرآوازه نخواهد بود. هیچ کلکسیونی در جهان بدون جنگ افزارهای بی نظیر این کارخانه کامل نیست و هنوز هم نمونه های دست ساز تپانچه های ویژه آن با قیمت های سرسام آور به فروش می رسند.
هنگامی که «ساموئل کلت» Samuel Colt در سال 1836 کار خود را آغاز کرد، به خوبی می دانست که در جست و جوی چیست و چندی نگذشت که شرکتش را تبدیل به برترین تولید کننده جنگ افزارهای انفرادی سبک در دنیا کرد. از آن روز تا به حال مجموعه کلت همچنان به عنوان یکی از برترین سازندگان سلاح در جهان مشغول کاراست و ارتش های بی شماری در جای جای کره زمین تجهیزات خود را از آن تهیه می کنند. اگرچه دیگر کلت آن تولید کننده بی نظیر سال های دور نیست ولی نام آن به قدری بزرگ است که هنوز هم بسیاری پس از شنیدن نام کلت نیازی به پرسش بیشتر احساس نمی کنند.

Single Action Army
رئیس جمهور «تئودور روزولت» و غارتگر مشهور «بوفالو بیل»، طرفدار پروپا قرص این ریولور خوش دست بوده اند. خط تولید Single Action Army Peace Maker از سال 1873 فعال بوده و این تپانچه در طول این مدت تبدیل به نماد غرب وحشی و کابوی های خشن ایالت های جنوبی شده است.
Peace Maker یک ریولور با مکانیزم عمل بسیار ساده بوده که توسط «ساموئل کلت» برای نیروهای سواره نظام ارتش آمریکا طراحی شده است. نمونه اصلی این سلاح با فشنگ های قدرتمند ‎45 Colt. ساخته شد اما در طول زمان بیش از یک قرنی که از ساخت آن می گذرد، نمونه هایی با قابلیت استفاده از تمامی فشنگ های معمول مانند ‎357Magnum و یا ‎38S&W Special به تولید رسیده است. Single Action Army گذشته از ظاهر فوق العاده جذاب خود، از کارآیی بالایی نیز برخوردار است. کارکرد آن مانند تمامی ریولورها ساده و قابل اتکا بوده و به دلیل اندازه بزرگ سیلندر6 تیر آن می توان گلوله های قدرتمندی را با آن شلیک کرد. نکته مهم دیگر که باعث افزایش بیش از پیش توان Peace Maker می گردد لوله بلند آن است که باعث هرچه قدرتمندتر شدن شلیک می شود. این لوله در برخی مدل ها بیش از 40 سانتی متر طول دارد، هر چند در مدل اصلی طول آن برابر 114 میلی متر است.

‎COLT MODEL 1911
پیدا کردن معروف ترین تپانچه دستی تاریخ هیچ گاه کارسختی نبوده است. M1911 همانگونه که از نامش پیداست برای اولین بار در سال 1911میلادی به تولید رسیده اما هنوز هم پس از سپری شدن 101 سال از آن تاریخ جزء محبوب ترین های کلاس خود به شمار می آید. نکته جالب در مورد این وسیله طراحی آن به وسیله طراح افسانه ای John M Browning است، جوانی که پس از طراحی این سلاح و کسب شهرت، کارخانه خود را دایر کرد، کارخانه سلاح سازی برونینگ!
طراحی شیک و کاملاً ساده M1911 تا به حال بارها توسط دیگر تولید کنندگان تقلید شده اما هیچ یک از این محصولات اصالت و ابهت تپانچه خیره کننده کلت را نداشته است. این سلاح که در اواسط دهه 1330 شمسی به صورت رسمی وارد خدمت ارتش ایران شد، به عنوان اولین تپانچه دستی نیمه اتوماتیک به قدری در میان کاربران ایرانی موفق بود، که امروزه بسیاری هنوز هم این نوع جنگ افزارها را فارغ از مدل و شکلشان، با نام کلت می شناسند. خشاب بزرگ M1911 ظرفیت پذیرش 7 گلوله بزرگ ‎45 ACP، را دارد و لوله 125میلی متری آن نیز کاملاً کافی به نظر می رسد. اگرچه در مقایسه با نمونه های جدیدتر ممکن است این تعداد چندان کافی به نظر نرسد اما بد نیست بدانید که گلوله های ‎45 ACP، گلوله های بزرگ و به شدت قدرتمندی هستند. نکته مهم دیگر درباره M1911 اطمینان پذیری بالا و سادگی مثال زدنی آن است، به گونه ای که این سلاح هنوز هم در بسیاری از ادارات پلیس ایالات متحده به عنوان سلاح سازمانی مورد استفاده است. کلت به تازگی مدلی به نام Rail Gun را روانه بازار کرده که در اصل همان M1911 بوده که به یک ریل استاندارد در بخش زیرین خویش مجهز شده است.

‎ DEFENDER
این مدل همان گونه که از نام آن پیداست بیشتر برای دفاع شخصی و موارد امنیتی طراحی شده است. اندازه کوچک و جمع و جور و 170میلی متری آن پنهان کردن DEFENDER درون کیف و یا زیر لباس را ساده کرده اما این بدان معنا نیست که مانند دیگر سلاح های دفاع شخصی در محصول جدید کلت نیز از گلوله های کوچک و کم توان استفاده شده، بلکه بر عکس DEFENDER نیز مانند برادران بزرگ تر خود از فشنگ های قدرتمند ‎45ACP بهره می برد، فشنگ های پرقدرتی که از قدرت بازدارندگی بالایی حتی در برابر مجرمین مجهز به جلیقه های ضد گلوله برخوردار هستند.

نکته مهم در مورد DEFENDER سایت هدف گیری لیزری NOVAK مخصوص آن است که به تیرانداز اجازه می دهد در کمترین زمان ممکن نسبت به هدفگیری اقدام کند. دسته سلاح نیز به شکلی طراحی شده که به سادگی در دست قرار می گیرد و امکان سر خوردن آن تقریباً به صفر می رسد.

بدنه سلاح به صورت کامل از فولاد ماشین کاری شده ساخته شده و ماشه و محفظه آن آلومینیمی است.

‎380MUSTANG
کلت معتقد است که ‎380MUSTANG برای دفاع شخصی مخصوصاً برای خانم ها، سلاح کارآمدی بوده که نظر کاملاً درستی است، به شرط آنکه فرد شلیک کننده توان کنترل لگد گلوله های 380 مگنوم راداشته باشد! تلاش شده تا طول این تپانچه تا مقدار ممکن کاهش یابد که این مورد با رساندن طول به کمتر از 14سانتی متر به خوبی به دست آمده است. بدنه MUSTANG به صورت کامل از آلیاژهای آلومینیم ساخته شده به استثنای دسته مسلح سازی که از فولاد ضد زنگ ماشین کاری شده در ساخت آن استفاده شده است. برای بیشترین دقت ممکن لوله به شکل یک تکه و با تکنیک CNC به تولید رسیده، موضوعی که برای یک تپانچه چندان مرسوم نیست ولی در نهایت باعث ارتقا دقت کلی وسیله شده است. خشاب MUSTANG تنها 6 فشنگ را در خود جای می دهد که برای مقاصد دفاع شخصی کافی به نظر می رسد.

منبع: ماهنامه نوآور، شماره ی






تاریخ : سه شنبه 91/5/31 | 12:1 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

 

 

 از سقوط U2 تا فرود اجباری پهپادRQ170
از سقوط U2 تا فرود اجباری پهپادRQ170
روز اول می سال 1960میلادی، یک فروند هواپیمای u2آمریکا به خلبانی «گری پاورز» از پیشاور پاکستان به پرواز در آمد.این هواپیما توانایی اوج گیری بالایی داشت و به سامانه های جاسوسی مجهز بود. هدف مأموریت «پاورز»، عبور از روی خاک شوروی و عکسبرداری از نقاطی بود که احتمال آزمایش های موشکی می رفت و قرار بود پس از پایان کار در فرودگاه یک کشور اروپایی بنشیند. در حالی که وی با اطمینان از ناتوانی شوروی ها در شناسایی و حمله به هواپیمایش، مشغول عملیات جاسوسی بود و زمانی که بر فراز اورال در ارتفاع حدود20 کیلو متری از سطح زمین پرواز می کرد، توسط یک فروند موشک سام-2ضد هوایی های ارتش شوروی در نزدیکی شهر سوردلفسک سرنگون گردید. «گاری پاورز» خلبان 30ساله هواپیمای u2ساقط شده، با چتر نجات بیرون پرید اما بلافاصله پس از فرود آمدن توسط مأموران شوروی دستگیر شد.
7روز بعد، در حالی که آمریکایی ها با تصور کشته شدن «فرانسیس گاری پاورز» کشته شده ادعا کردند این یک پرواز عادی بوده، روس ها حقیقت ماجرا را افشا کردند. سقوط این هواپیما یکی از وقایع مهیج دوران جنگ سرد محسوب می شود که ضربه ای حیثیتی به آمریکا زد.
حالا نزدیک به 51 یک سال پس از آن ماجرا، بار دیگر یک هواپیمای جاسوسی فوق پیشرفته آمریکایی، این بار توسط کارشناسان هوشیار ایرانی، ساقط نشده، بلکه با هدایت، فرود آمده و آبروریزی بزرگی را برای آمریکا به وجود آورده است. کارشناسان نظامی ایران اعلام کرده اند پس از ورود این هواپیما به فضای شرق کشور، این پرنده در کمین گاه الکترونیکی نیروهای مسلح قرار گرفت و با حداقل خسارت در کشورمان به زمین نشانده شد. جهت آگاهی بیشتر خوانندگان "ماهنامه نوآور" لازم دیدیم در ادامه ابتدا با مشخصات و شکل گیری انواع هواپیماهای بدون سرنشین آشنا شده و سپس مشخصات 170-RQرا به صورت جامع مورد بررسی قرار دهیم.
«پهپاد»، مخفف عبارت «پرنده هدایت پذیر از دور»،نامی است که به وسایل پرنده بدون سرنشین اطلاق می شود. از آنجا که هزینه طراحی و ساخت این هواپیماها برای انجام یک ماموریت مشخص در مقایسه با هواپیماهای سرنشین دار کمتر است و همچنین خطرات جانی ندارد، گرایش های زیادی در صنایع هوایی نظامی و غیر نظامی به سمت این رده از وسایل پرنده دیده می شود. تجربه جنگ های اخیر ایالات متحده در افغانستان و عراق و استفاده گسترده نیروهای آمریکایی از هواپیماهای بدون سرنشین، قابلیت های برتر این هواپیماها را در جنگ به وضوح مشخص کرد. فناوری طراحی و ساخت هواپیماهای بدون سرنشین تا جایی پیش رفته که امروزه صحبت از طراحی و ساخت هواپیمای بدون سرنشین با قیمتی در حدود 1000دلار می شود. حذف خلبان از درون هواپیما و نشاندن یک سامانه هوشمند الکترونیکی به جای آن، اگر چه کار ساده ای نیست اما مزایای قابل توجهی را برای این رده از وسایل پرنده ایجاد نموده و دست طراحان هواپیما را در ارائه طرح های نوین و متنوع بسیار باز گذاشته است. تنوع گسترده ای در پهپادها از نظر ابعاد و اندازه، وزن، شکل ظاهری و ویژگی های عملیاتی به چشم می خورد که در مقالات مختلف "ماهنامه نوآور" آنها را مورد بررسی قرار داده ایم مع الوصف در ادامه برخی از آنها معرفی شده اند.
کوچک ترین گروه از پهپادها، گروهی موسوم به حشرات مکانیکی(Insect Flying)هستند. پرنده های این گروه، وزنی کمتر از 4گرم داشته و ابعادشان در حد میلی متر (و حداکثر چندسانتی متر) است. پرواز این پرنده ها مانند حشرات از طریق بال زدن مداوم با فرکانس نسبتاً بالا صورت می گیرد و قادرند مانند حشرات روی سطوح مختلف بنشینند و به پرواز در آیند. انرژی مورد نیاز حشرات مکانیکی از باتری های کوچک درونی تامین می شود که معمولا انرژی مورد نیاز برای پرواز چند دقیقه ای این پرنده ها را تامین می نماید. این وسایل که مجهز به دوربین های دیجیتال هستند، و عمدتاً برای کارهای جاسوسی در مراکز خاص به کار می روند و تصاویر و صداهای ضبط شده را به مرکز فرماندهی خود ارسال می نمایند. گروه دیگر از پهپادها موسوم به پرنده های بالزن(Omithopter)موجوداتی شبیه به پرنده ها هستند که از طریق بال زدن با فرکانس نسبتاً پایین به پرواز در می آیند. این پرنده ها نیز مانند حشرات مکانیکی با باتری کار می کنند و قادرند از چند دقیقه تا ده دقیقه در آسمان پرواز کنند. وزن این پرنده ها حدود 100گرم بوده و می توانند با وزن کمتر از 30 گرم را حمل کنند. البته پرنده های بالزنی که تاکنون ساخته شده، در شروع پرواز باید توسط دست انسان به طرف بالا و جلو پرتاب شوند و پس از آن با نیروی بال های خود به حرکت در آیند.
سومین گروه از پهپادها از نظر وزنی گروهی موسوم به ریز پهپادها (Micro aerial vehicles)هستند. پرنده های این گروه وزنی در حدود چند صد گرم دارند و ابعادشان حدود 30سانتی متر تا یک متر است. در این گروه از پرنده ها عموماً از موتورهای الکتریکی استفاده می شود، اما در برخی نمونه ها از موتورهای پیستونی بنزینی هم استفاده شده است. سرعت پرواز این پرنده ها حدود 20تا 60کیلومتر در ساعت است و ارتفاع پروازشان به چند صد متر می رسد. از آنجا که کنترل این پرنده ها عموماً توسط خلبان صورت می گیرد، برد پرواز آنها محدود به دامنه دید خلبان و در حد چند کیلومتر است. ریز پهپاد بیشتر برای کاربردهای تفریحی به کار گرفته می شوند؛ اگر چه پتانسیل خوبی، برای کاربردهایی نظیر عکسبرداری هوایی و شناسایی دارند.
در تقسیم بندی پهپادها از نظر طیف وزنی، پس از ریز پهپادها به گروهی از پرنده های بدون سرنشین می رسیم که از نظر تعداد پر جمعیت ترین و از نظر تنوع، متنوع ترین گروه پهپادهاست. وزن پهپادهای این گروه از حدود چند کیلوگرم شروع شده و تا پیش از 10تن ادامه می یابد. معمولا وقتی صحبت از پهپاد می شود، فقط همین گروه از پهپادها مورد نظر است و گروه های قبلی (حشرات مکانیکی، بالزن و ریز پهپادها)معمولا به نام های اختصاصی خودشان و جدا از این گروه شناخته می شوند. ابعاد پرنده های این گروه مانند وزن آنها بسیار متنوع است؛ به طوری که از حدود یک متر شروع شده و تا پرنده هایی با دهانه بال حدود یکصد متر ادامه می یابد! ارتفاع پروازی این پرنده ها بسته به نوع ماموریت متفاوت بوده و از حدود چند صد متر تا بیش از یکصد هزار پا(بیش از سی کیلومتر!) تغییر می کند. به احتمال زیاد اولین ماموریتی که برای پهپادها در نظر گرفته شده، استفاده از این پرنده ها به عنوان هدف هوایی برای آموزش نیروهای پدافندی بوده است. چرا که هم اکنون در حدود نصف پهپادهای موجود در دنیا برای این منظور ساخته می شوند. در این ماموریت پهپاد باید با سرعتی در حدود سرعت هواپیماهای جنگنده (در حدود 0/5تا1/5ماخ) و در ارتفاع مشابه (از چند صد متری تا حدود 20هزار پا) پرواز نماید تا بتواند حملات هوایی دشمن را برای نیروهای پدافندی شبیه سازی کند.نیروهای پدافند نیز با هدف قرار دادن پهپاد آموزشی های عملی برای مقابله با حملات احتمالی را می بینند.
پس از ماموریت هدف، ماموریت شناسایی از طریق پرواز بر فراز مناطق مورد نظر و عکسبرداری یا فیلمبرداری هوایی یکی از مهم ترین ماموریت های پهپادهاست.پهپادهای شناسایی در ماموریت های نظامی، کارشناسایی نیروهای دشمن و مناطق حساس را به عهده دارند. غیر از ماموریت های فوق، پهپادها برای مقاصد دیگری از جمله جنگ الکترونیک هوایی و رله مخابراتی نیز به کار گرفته می شوند. در سال های اخیر و با پیشرفت های ایجاد شده در صنعت هوافضا، چشمان تیزبین پهپادها به دستان قوی نیز مجهز شده اند به طوری که برخی از پهپادها با حمل سلاح می توانند پس از شناسایی اهداف، بمب و موشک های خود را به سوی آنها روانه کنند. استفاده از پرنده های بدون سرنشین برای انواع ماموریت های غیر نظامی و نظامی در مقایسه با پرنده های سرنشین دار مزایای ویژه خود را به همراه دارد. اولین مزیت استفاده از پهپاد، کاهش خطر جانی برای خلبان، خصوصا در ماموریت نظامی است. همچنین به دلیل نبود سرنشین داخل وسیله پرنده و حذف بسیاری از سیستم های مرتبط با خلبان و همچنین ضریب ایمنی پایین تر در طراحی و ساخت، قیمت تمام شده پهپادها در مقایسه با هواپیماهای سر نشین دار با ماموریت مشابه کمتر خواهد بود. از دیگر مزایای پهپادها می توان به قابلیت پنهانکاری بیشتر به دلیل ابعاد کوچک تر، امکان استفاده از طرح ها غیر متعارف در ظاهر به دلیل نبود سرنشین، قابلیت استفاده در شرایط دشوار و خطرناک مانند مناطق آلوده به گازهای شیمیایی خطرناک، توانایی حمل بار بیشتر به نسبت سوخت مصرفی و پوشش دادن نقاط کور ماهواره ای برای فعالیت های جاسوسی یا مخابراتی اشاره کرد. البته در کنار این مزایا، استفاده از پهپادها همراه با محدودیت های خاص خود است که از جمله آنها می توان به اعتمادپذیری کمتر به علت عدم وجود کنترل مستقیم توسط خلبان و نیاز به تجهیزات و سیستم های پیچیده کنترلی اشاره کرد.
ایالات متحده از اواسط دهه1960پرنده های بدون سرنشین را برای ماموریت های جاسوسی و شناسایی بکار گرفت. در سال های نخستین دهه 1960نیز هواپیمای بدون سرنشین به منظور نظارت بر توسعه فعالیت های موشکی در اتحاد جماهیر شوروی و کوبا توسط ایالات متحده به کار گرفته شدند. در ویتنام نیز به دلیل رشد تلفات نیروی انسانی و هواپیمای ایالات متحده،استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین افزایش یافت. شوروی سابق نیز از دهه 1920به کار روی پرونده های بدون سرنشین همت گماشت.
با آغاز جنگ جهانی دوم شوروی شماری از وسیله های بدون سرنشین کنترل پذیر از دور هوایی و زمینی (تانک) و دریایی (قایق) را طراحی کرد که برخی از آنها در سال های 1941 تا 1943 به کار گرفته شدند، اما کارآمد نبودند. شوروی در دهه 1950 بار دیگر کار روی پرنده های بدون سرنشین را از سر گرفت. این پرنده ها موتور جت داشتند و در اصل برای ماموریت های تهاجمی و شناسایی طراحی شده بودند.
هواپیماهای بدون سرنشین به طور گسترده ای در دفاتر طراحی شرکت های «میگویان» و «توپولف» تکامل یافتند. در دهه 1970 و 1980 اتحاد جماهیر شوروی به طور همزمان در 20 ثانیه در زمینه پرنده های بدون سرنشین درگیر شدکه پرنده های دو برد «رویال» و ابر صوت «ورن» از جمله آنها بودند و البته تنها شمار اندکی از آنها به سرانجام رسیدند. به دنبال کامیابی پرنده های بدون سرنشین در سرزمین «اسکات» و «ماستیف»، روند تکمیل پرنده های بدون سرنشین در شوروی جان تازه ای گرفت و پرنده های کنترل از راه دور نسل نوین با نام «پچلا(زنبور)»، «دیاتل(دارکوب)» و «کورشان (زغن سیاه)» در این کشور آغاز شد.
شاید وسیع ترین کاربرد هواپیماهای بدون سرنشین در جهان برای ماموریت های مختلف عملیاتی توسط رژیم صهیونیستی انجام شده باشد. تعقیب مبارزان لبنانی و فلسطینی، هدف یابی و هدایت بمب های لیزری، جنگ الکترونیک و انجام شنود و سایر کاربردهای نظامی در داخل و خارج منطقه با استفاده از چندین نوع هواپیمای بدون سرنشین ساخته شده توسط این رژیم، از مواردی است که تاکنون گزارش شده است. در کشور ما نیز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی 3 نوع هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی به نام های MQM-107یا VSTT،Chukar با موتور جت و KD2R5 با موتور پیستونی برای تمرین پدافند هوایی در اختیار نیروی هوایی و نیروی دریایی ارتش قرار گرفت که مورد استفاده قرار می گرفت، ولی با گذشت زمان و پیشرفت سامانه های الکترونیکی، کاربرد این نمونه ها عملیاتی نبود. در سال 1363 در بحبوحه دفاع مقدس و بنابر ضرورت و نیاز به اطلاعات شناسایی و از طرفی کمبود تجهیزات گران قیمت هواپیماهای شناسایی F4-D، انگیزه به کارگیری پرنده های شناسایی ایجاد شد و گروهی از نیروهای علمیاتی و دانشگاهی با همکاری هم شروع به ساخت و به کارگیری پرنده های کوچک و ارزان قیمت نمودند که با استفاده از ساده ترین مواد و شیوه ساخت انجام می شد.
پرنده «تلاش» نمونه ای بود که بیشترین تعداد از آن ساخته شد و با نصب دوربین عکاسی روی آن عملیات متعدد شناسایی در زمان جنگ و دفاع مقدس توسط این وسیله انجام شد و نقش مهم و برجسته ای در موفقیت های عملیاتی ایفا کرد.
با آشکار شدن نقش مهم و برجسته پرنده های بدون سرنشین در انواع عملیات و کاربردها، کار روی توسعه و ساخت انواع پرنده های بدون سرنشین ادامه یافت و کاربردهای مختلفی برای این وسایل پرنده ساخته شده در داخل کشور محقق گردید. «مهاجر» نوع پیشرفته پرنده بدون سرنشین شناسایی است که در ادامه کار طراحی و ساخت توسط محققان و متخصصان داخلی ساخته و به کار گرفته شد.
در حال حاضر صنایع هوایی قدس که در زمان جنگ با نام طرح قدس و برای توسعه و ساخت انواع پرنده های بدون سرنشین شکل گرفت کار خود را براساس سفارش و نیاز نیروهای مسلح در امر طراحی، ساخت و تولید انواع پرنده های بدون سرنشین ادامه می دهد. علاوه بر صنایع هوایی قدس چند گروه دیگر از مراکز دولتی و خصوصی مانند صنایع هواپیماسازی (هسا) در طراحی و ساخت انواع پرنده های مدل و سامانه های مربوط به آن مشغول می باشند که خود عامل مهمی در توسعه و شکوفایی صنعت پرنده های بدون سرنشین و فناوری های مربوط به آن در داخل کشور هستند.

شکار دیده بان آمریکایی توسط کارشناسان ایرانی

پهپاد RQ-170 موسوم به دیده بان، هواپیمای خودکار، بدون سرنشین و پنهان کاری است که توسط شرکت هوا فضای لاکهید مارتین آمریکا طراحی و ساخته شده است. مشخصات این پرنده برای ارتش آمریکا بسیار سری بوده و از این رو جلوی انتشار هر گونه اطلاعات مربوط به این هواپیما تا ماه گذشته گرفته شده بود و اطلاعاتی هم که پیش از این در برخی منابع در رابطه با این هواپیما منتشر گردیده بر اساس تخمین کارشناسان بوده و سند رسمی نداشته است، البته پس از اتفاق اخیر و شکار یک فروند پهپاد توسط نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران، اطلاعات تازه ای پهپاد به دست آمد که به سرعت در منابع اطلاعاتی منتشر شد.
این پهپاد برای اولین بار در سال 2007 به عنوان هواپیمای بدون سرنشین شناسایی جهت کمک به عملیات نظامی نیروی هوایی آمریکا در افغانستان به کار گرفته شد. اطلاعات مربوط به این پرنده در ارتش آمریکا بسیار محرمانه طبقه بندی شده است، به طوری که حتی ابعاد و اندازه آن نیز در هیچ مرجعی منتشر نشده و کارشناسان تنها از روی عکس، اندازه دهانه بال آن را در حدود 20 تا 27 متر تخمین زده اند. در چهار دسامبر 2009 یک فروند از این پهپاد در بیابان های اطراف قندهار در حال پرواز بود که برای یک لحظه در قاب دوربین یک عکاس قرار می گیرد و به این ترتیب عکس این پرنده در حال انجام مأموریت در هوا قاپ شده شد و منتشر گردید. از آن پس به این پرنده لقب جانور قندهار داده شد.
پنهان ماندن از دید رادار همواره یکی از مسائل مهم در طراحی هواپیماهای نظامی به شمار می آمده است. در اصطلاح فنی برای بیان توانایی یک هواپیما در مخفی ماندن از دید رادارها، از عبارت سطح مقطع راداری (Radar Cross Section) استفاده می شود.
سطح مقطع راداری، سطح مؤثری از یک وسیله پرنده است که امواج ارسالی از سوی رادار نیروهای مقابل را به سمت آن بازتاب می کند و بر این اساس لکه ای در صفحه نمایش رادار ایجاد می نماید.
هر قدر سطح مقطع راداری یک پرنده کمتر باشد، لکه ایجاد شده در صفحه رادار کوچک تر شده و شناسایی آن برای نیروهای مقابل دشوارتر می گردد. به هواپیماهایی که سطح مقطع راداری شان تا جایی کم باشد که عملاً امکان شناسایی شدن توسط نیروهای مقابل را نداشته باشند، هواپیماهای پنهانکار (Stealth)می گویند.
میزان سطح مقطع راداری یک پرنده به طور عمده متأثر از دو عامل شکل پیکره بندی و نوع مواد بدنه است. با توجه به به این که امواج رادار معمولا از اطراف به هواپیما می رسند (و نه از بالا یا زیر پرنده)، هر قدر سطوح عمودی روی پرنده کمتر باشد، سطح مقطع راداری هم کاهش می یابد. نوع مواد به کار رفته در بدنه هم در بازتاب امواج راداری تأثیر به سزایی دارند. چنان که استفاده از مواد غیرفلزی، مانند مواد کامپوزیتی یا مواد جاذب امواج منجر به کاهش چشمگیر بازتاب امواج راداری خواهد شد.
البته باید این نکته را هم اضافه کرد که سطح مقطع راداری یک پرنده با توجه به زاویه قرارگیری پرنده نسبت به رادار نیز تغییر خواهد کرد. چنان که حتی هواپیماهای پنهانکار هم در صورتی که دقیقا از روی یک رادار عبور کنند به راحتی شناخته خواهند شد. از شکل ظاهری پهپاد RQ-170 چنین بر می آید که پنهان ماندن از دید رادار هدف اصلی طراحان آن بوده است؛ به عنوان مثال بال و بدنه این پرنده چنان در هم ادغام شده اند که مرز مشخصی بین بال و بدنه دیده نمی شود.
این امر برای از بین بردن شکستگی سطوح و لبه های تیز و در نتیجه کاهش انعکاس امواج رادار صورت گرفته است. از طرفی مجموعه دم های افقی و عمودی که به نوبه خود سهم بالایی در ایجاد سطح مقطع راداری دارند در این پرنده به طور کلی حذف شده است. به این ترتیب ارتفاع این پرنده به رغم جثه بزرگی که دارد بسیار کم شده به طوری که تشخیص آن در فواصل بیش از چند متر از رو به رو حتی با چشم نیز دشوار است. ورودی هوای موتورهای جت نیز یکی از عوامل افزایش سطح مقطع راداری هواپیماست که در این پرنده با ظرافت خاصی به بالای بدنه منتقل شده تا حتی الامکان از برخورد امواج رادار به آن جلوگیری شود.
پهپاد RQ-170 دارای یک موتور جت است که البته نوع آن هنوز معلوم نیست. اما کارشناسان با توجه به سایر ویژگی های این پرنده احتمال استفاده از موتور T.F.34 شرکت جنرال الکتریک را مطرح می کنند.
وزن برخاست این پرنده نیز حدود چهار تن تخمین زده می شود. این پهپاد مجهز به حسگرهای الکترواپتیکال و مادون سرخ برای تصویربرداری در روز و شب است. همچنین در زیر بدنه این پرنده یک سامانه رادار نصب شده است.
زایده های روی بال ها نیز محفظه قرارگیری سامانه دریافت و ارسال داده به ماهواره است. براساس اطلاعات منتشر شده توسط نیروهای نظامی ایران، دهانه بال این پرنده حدود 26 متر، ارتفاع آن (بدون چرخ) در حدود 1/84 متر و طول آن در حدود 4/5 متر است. پهپاد دیده بان، از ابتدا برای انجام عملیات نظامی در افغانستان به کار گرفته شد. البته از آنجا که نیروهای طالبان و نظامیان افغان فاقد رادار بودند، استفاده از یک پهپاد رادار گریز جای تعجب داشت و بر این اساس از همان ابتدا این احتمال مطرح شد که هدف آمریکا از استقرار این پهپاد در افغانستان، انجام عملیات جاسوسی در خاک پاکستان، ایران و حتی کره شمالی است.در آذر 1388 یکی از روزنامه های کره جنوبی پرواز RQ-170 برفراز خاک این کشور را گزارش کرد.
همچنین ادعا می شود که در جریان حمله به مقر بن لادن در پاکستان که منجر به کشته شدن وی شد، این پهپاد نقش اصلی را در شناسایی محل اختفا و نیز هدایت موشک های اصابت شده به این محل داشته و تصاویر انجام این ماموریت که به طور زنده برای کاخ سفید ارسال می شده ، توسط این پهپاد گرفته شده است.
به دنبال اعلام خبر فرود آوردن پهپاد مذکور، وزارتخانه های دفاع و امور خارجه آمریکا و همین طور سازمان سیا از پاسخ به این خبر خودداری کردند و گفتند که درباره این موضوع اظهارنظر نمی کنند. حتی برخی از کارشناسان نظامی در وزارت دفاع آمریکا این ادعای ایران را بی اساس و غیر ممکن توصیف کردند.
همانطور که اشاره شد RQ-170 سنتینل نوعی هواپیمای بدون سرنشین شناسایی فوق پیشرفته است که خبر ساخت آن تنها در سال 2009 در رسانه های مربوط به امور نظامی درج شد و تقریبا یک سال طول کشید تا نیروی هوایی آمریکا، وجود این نوع هواپیما را تأیید کند.
پهپاد تجسسی RQ-170 سنتینل موسوم به "دیده بان" و با نام مستعار "جانور قندهار"،به پرتو نگاری حرارتی و انواع دوربین های پیشرفته بسیار دقیق به فناوری گرفتن تصاویر سه بعدی مجهز است. از هواپیماها می توانند در ارتفاع 50هزار پایی پرواز کنند که از تیررس آتش بارهای ضدهوایی خارج باشد. دارای سیستم های پیشرفته جمع آوری اطلاعات در ابعاد الکترونیکی،تصویری و مخابراتی و سامانه های راداری مختلف است. هدایت هواپیما، توسط ماهواره و همچنین ایستگاه های زمینی در افغانستان و آمریکا صورت می پذیرد. این هواپیما از جهت نوع ساخت و پوشش، رادار گریز طراحی شده و از حیث فناوری آخرین نمونه هواپیماهای پیشرفته بوده که ایالات متحده مورد استفاده قرار می دهد.
گرچه مقالات آمریکایی می کوشند اهمیت موفقیت کارشناسان ایرانی در فرود اجباری هواپیما را بزرگ جلوه ندهند اما «رابرت بر» افسر سابق آژانس مرکزی اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در مصاحبه با شبکه بی بی سی گفت: فکر می کنم این یک ضربه امنیتی عظیم است. البته دولت آمریکا هیچ چیز را تأیید نخواهد کرد اما امروزه جاسوسی، توسط هواپیماهای بدون سرنشین، مجهز به دوربین های از راه دور و با شنود مکالمات انجام می شود.
همانطور که گفته شد آمریکا سعی می کند با سکوت، اهمیت این موفقیت را پنهان کند، اما کارشناسان و متخصصان نظامی به خوبی واقفند که این هواپیما چه اطلاعات تکنولوژیکی ذی قیمتی با خود دارد.
منبع: ماهنامه نوآور-شماره 89.





تاریخ : سه شنبه 91/5/31 | 11:59 صبح | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()
خانه مخوف بشقاب پرنده های زمینی
خانه مخوف بشقاب پرنده های زمینی

 

نویسنده: محمدحسین جهان پناه




 

نفوذ به منطقه 51 محرمانه ترین تأسیسات تحقیقاتی دنیا

جنوب نوادا 133 کیلومتری مانده به لاس وگاس در میان یکی از دور افتاده ترین نمکزارهای جهان، محرمانه ترین تأسیسات تحقیقاتی دنیا واقع شده؛ جایی که شایعات بزرگ و کوچک مثل مورو ملخ حول آن در چرخشند، تأسیساتی به وسعت کلی 150 کیلومتر مربع که زمانی نه چندان دور، زادبوم بسیاری از برنامه های فوق محرمانه هوافضا به شمار می آمد.
منطقه 51 اواسط دهه 50 شکل گرفت؛ زمانی که با اوج گرفتن روحیات خصمانه جنگ سرد سازمان های جاسوسی آمریکا وسواسی شدید نسبت به درز اطلاعات پیدا کرده بودند. در این زمان سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) درگیر برنامه ای بود موسوم به اکواتن که هدفش تکمیل و توسعه هواپیمای جاسوسی بلند پرواز و فوق محرمانه یو2 به شمار می رفت. اما به دلایل امنیتی سیا نمی خواست هواپیمای جاسوسی جدید در پایگاه های آزمایشی معمول نیروی هوایی همچون ادوارد زیر چشمان کنجکاو جاسوسان شوروی به پرواز درآید. همین موضوع مقدمه پیدایش منطقه 51 را فراهم کرد.
کلی جانسون، رئیس بخش طرح های پیشرفته شرکت لاکهیدمارتین و طرح یو2 که آن وقت ها در نوع خودش یکی از نوابغ صنعت هوانوردی هم به شمار می رفت از سوی CIA مأموریت یافت تا جایی مناسب برای ساخت تأسیسات آزمایشی محرمانه پیدا کند. جانسون پس از دو هفته جست و جو در میان بیابان های آریزونا، کالیفرنیا و نوادا جایی در نزدیکی دریاچه خشک شده گروم را پیدا کرد.
فرودگاه متروکه ای در نزدیکی محوطه تمرینات تیراندازی نیروی هوایی که زمانی پروازهای مرتبط با آزمایش های هسته ای نوادا از آنجا انجام می شد و به قول جانسون سرزمینی آن قدر مسطح که بیشتر به میز بیلیاردی وسیع و طبیعی می مانست و این تازه شروع داستان منطقه ای بود که از آن پس نام های بسیاری به خودش دید. جانسون در آغاز این منطقه را مزرعه بهشت می خواند؛ به همین خاطر هم یو2 بعدها به استعاره فرشته ای از مزرعه بهشت خوانده می شد و پایگاه محرمانه هم عموماً به یاد زادگاه رئیس وقت سازمان سیا آلن دالس، به واترتون استریپ معروف بود.
اما نام معروف منطقه 51 سه سال بعد به آن اطلاق شد؛ زمانی که کمیسیون انرژی اتمی ایالات متحده در حال تقسیم بندی منطقه سایت های آزمایشات اتمی نوادا بود نامی که در دهه 70 به لطف هالیوود به سرعت بر سر زبان ها افتاد. با این حال پایگاه کارش را با پرواز اولین نمونه های اژدها بانو (نام مستعار یو2) فرزندان بلند پرواز و سیاه پوش لاکهید مارتین آغاز کرد؛ در حالی که ظرف کمتر از یک سال ناوگانی از این پرنده های فوق محرمانه از همین پایگاه آماده پرواز عملیاتی بودند. در طول چند سال بعد که سه سال آن در پناه آزمایشات اتمی گسترده گذشت جو پایگاه شدیداً در سایه ای از سکوت و رخوت فرو رفت تا آنکه به دنبال پیشرفت موشک های پدافند هوایی شوروی و ناکام ماندن یو2 در برابرشان نام برنامه اوکس کارت به میان آمد. برنامه فوق محرمانه دیگری که هدفش ساخت جتی به حد کفایت سریع و آن قدر پنهان کار بود که بتواند با قال گذاشتن سیستم راداری شوروی اطلاعات مورد علاقه سیا را از تأسیسات استراتژیک موشکی ارتش سرخ جمع آوری کند. اینجا لازم به توضیح است که در طول جنگ سرد سازمان های امنیتی آمریکا کمربندی امنیتی طویل و عریضی در سراسر مرزهای غربی شوروی و حتی شمال ایران خودمان برای اطلاع از تحرکات ارتش سرخ در اختیار داشتند و چون آن وقت ها خبری از ماهواره های جاسوسی چنین وچنان نبوده، ساخت این گونه پرنده های محرمانه برای ژانگولر بازی های مرسوم موضوعی بسیاری حیاتی بود به هر شکل برنامه اوکس کارت موجب شد تا بسیاری از شرکت های هوایی ناچار شوند برای ساخت بخش های مختلف هواپیما تأسیساتی در منطقه 51 ایجاد کنند که دیگر در این سال های آخر دهه 60 به محلی مناسب به دور از چشمان نامحرم برای کار روی پروژه های فوق محرمانه تبدیل شده بود.
در ضمن از این زمان به بعد پایگاه نام مستعار جدید هم پیدا کرد؛ «سرزمین رویا»؛ نامی که از یکی از اشعار ادگار آلن پو به همین نام که دریاچه ای رویایی را توصیف می کرد گرفته شده بود. اما برگردیم به منطقه 51، با گسترش ساخت و سازه ها و ایجاد تأسیسات آزمایش رادار و تجهیزات مورد نیار برای آزمایش بال و بدنه در طول پنج سال منطقه 51 به شکلی شبیه به قیافه امروزی آن درآمد؛ شکلی که تقریبا به فاصله هر 10 سال مجدداً بازسازی شده و گسترش پیدا کرد؛ در حالی که از سال 58 با طبقه بندی اطلاعاتی و محرمانه شدن اخبار پایگاه، شایعات پیرامون هواپیماهای بدون نام نشانی که همراه صدها نفر هر هفته لاس وگاس را به سوی قلب بیابان ترک می کردند اوج گرفت. از طرفی هم با گسترش حضور تیم های تحقیقاتی در پایگاه خود به خود سوخت مورد نیاز این شایعات هم فراهم می شد؛ بخصوص از اواخر دهه 60 که سرزمین رویا رسماً به پایگاه جنگنده های فراری ارتش شوروی نیز تبدیل شده بود؛ جنگنده هایی همانند میگ17،21 و حتی 23 یاسوخو 17و22 که طی عملیات های فوق محرمانه ای که سیا با همکاری سرویس های اروپایی و رژیم صهیونیستی از طریق تشویق خلبانان کشورهای مرتبط با بلوک غرب همچون عراق و سوریه یا حتی خود شوروی به دست آورده بود. این جنگنده ها پس از انتقال به آمریکا عموماً برای بررسی تکنولوژی و آزمایش توانایی آنها در نبردهای هوایی به منظور یافتن نقاط ضعف یا طراحی تاکتیک های مناسب برای استفاده در میادینی مانند ویتنام مورد استفاده قرار می گرفتند که این خود به شایعات مشاهده هواپیماهای نامشخص و حتی بشقاب پرنده ها دامن می زد.
از طرف دیگر پس از برنامه اوکس کارت برنامه های تحقیقاتی گسترده ای در منطقه 51 روی طراحی و ساخت هواپیماهای رادار گریز و موشک های دوربرد شروع به کار کرد که حاصل آنها عموماً هواپیماهایی با شکل و ظاهری نامعمول همانند هوبلو با قیافه ای نه چندان قابل انتظار می شد. در نتیجه عجیب نبود اگر یکی از این هواپیماهای فوق محرمانه وقتی نزدیک منطقه ای مسکونی دچار سانحه می شدند از آنها به عنوان سفینه هایی از سیاراتی دیگر برداشت شود که دولت سعی در پنهان کردنشان دارد؛ هرچند حداقل این بخش آخر بیشتر نظر اینجانب به عنوان نگارنده است تا مدارک مستدل دال بر درستی یا نادرستی شایعات پیرامون حقیقت ارتباط منطقه 51 و بشقاب پرنده ها.
تا اواخر دهه 80 ماهیت برنامه ها و حتی مکان منطقه 51 همچنان یک سؤال بود. هیچ کس حتی مردم محلی اطلاعات چندانی از منطقه محدود شده اتمی نداشتند. سیا و نیرو هوایی رسماً این منطقه را یک محوطه آزمایش راداری اعلام می کردند؛ اما حجم پرسنل و تجهیزات در حال نقل انتقال به این سو به حد کفایت سوال برانگیز بود تا حتی جاسوسان شوروی را به جنب و جوش برای یافتن اطلاعات وا دارد با این حال حتی نزدیک شدن به فاصله 20 کیلومتری منطقه برای هر شخصی می توانست به قیمت جانش تمام شود تا سرانجام در اواخر دهه 1980 شوروی تصاویر ماهواره ای از منطقه دریاچه گروم منتشر کرد؛ به تصاویری که به سرعت از سوی مجلات علمی همچون پاپ ساینس مورد توجه قرار گرفتند و به این ترتیب بسیاری فرصت کردند برای اولین بار نگاهی هرچند دورادور به سرزمین عجایبی که در قلب بیابان خوابیده بود داشته باشند؛ سرزمینی بدون مرز و حصار که با چشمانی نامرئی شبانه روز کنترل می شد. پس از پایان جنگ سرد و افول دوران بازی موش گربه KGB,CIA آرام آرام اسناد منطقه ای که حتی نام ثبت شده ای در اسناد دولتی نداشت هویدا شد. هرچند بسیاری از اسناد به بهانه حفظ امنیت ملی و حراست از تکنولوژی های حساس همچنان محرمانه باقی مانده است؛ اما منطقه پس جنگ سرد چندان هم بیکار نبود؛ در سال های اخیر به خصوص باز هم گسترش پیدا کرده و همچنان هم در حال گسترش ساخت و ساز است و هرچند محدوده امنیت هوایی پایگاه پس از آغاز مجموعه تمرینات هوایی پرچم سرخ نیروی هوایی کمتر شده است. در نتیجه منطقه 51 این روزها دیگر به محرمانگی دوران اوجش نیست؛ اما هنوز هم سؤالات زیادی پشت درهای آن خوابیده است. در نهایت بسیاری از تکنولوژی های نظامی امروز آمریکا حاصل تحقیقاتی بودند که این پایگاه انجام شد. بمب افکن های بی2 و جنگنده های اف 22و اف35 قسمت زیادی از تکنولوژی پنهان کاری شان را مدیون تحقیات اولیه روی برنامه هایی مثل هووبلو هستند که ساخت اولین بمب افکن پنهانکار دنیا اف117 را نتیجه داد. در عین حال بسیاری از پیشرفت های مرتبط با هواپیماهای بدون سرنشین، تجهیزات راداری و موشکی حاصل همین تحقیقات هستند. بعید نیست باز هم در آینده نه چندان دور خبرهای بیشتری از این منطقه شنیده شود؛ به خصوص که اخباری از ساخته شدن پناهگاه هایی بزرگ تر از آنچه بیشتر در این پایگاه وجود داشته شنیده می شود که می تواند اولین گام ها در برنامه هایی مانند بی3 یا پایگاه های رادار گریز فراتر از صوت باشد. خدا را چه دیدید شاید هم روزی رسید که واقعاً نشانی قابل تأیید از وجود موجودات فضایی از این پایگاه به بیرون منتشر شد.
این هواپیماهای فوق پیشرفته فقط بخشی از پروژه های محرمانه ای هستند که از دل این منطقه پر رمز و راز بیرون آمده اند.

پرندگاه سیاه

منطقه 51 در طول تمام دهه هایی که از زمان ایجادش می گذرد میزبان برنامه های تحقیقاتی زیادی بوده. به جز آنهایی که ناسا در منطقه آزمایش می کرد، بقیه عموماً برنامه های فوق محرمانه ای بودند که به صورت معمول از آنها با عنوان برنامه های سیاه یاد می شود. حاصل بسیاری از این برنامه ها در بیشتر مواقع هواپیماهایی پیشرفته تر از تکنولوژی معمول روز بود که نامشان ده ها سال پس از ساخت تازه منتشر می شد یا نمونه های اثباتگر فناوری بودند که شرایط مورد نیاز برای ساخت هواپیماهای پیشرفته را فراهم می کردند. در این گزارش نام بعضی از این طرح ها را که از منطقه 51 پرواز کردها ند، می توانید پیدا کنید. اما تعداد بیشتری از این اسامی همیشه قابل یافتن است که اسامی جعلی و تخیلی زیادی میانشان پیدا می شود.

ستاره سیاه

بمب افکن یا هواپیمای شناسایی دلتا شکل و رادار گریزی با سرعت پنج یا شش برابر صوت که تا به امروز حتی وجود آن را هم نمی توان اثبات کرد. شایعات در باب حضور بمب افکنی جدید و صد البته بسیار سریع در منطقه 51 از اواخر دهه 80 شروع شد؛ زمانی که مشخص شد پنتاگون بودجه ای اضافی به ارزش نیم میلیارد دلار برای یکی از پروژه های محرمانه جدیدش درخواست کرده و احتمال می رود این برنامه جدید نسل جدیدی از بمب افکن های فراصوت را پوشش دهد. تا به امروز اما هیچ مدرک مستدلی به جز برخی گزارشات مشاهده اشیایی تأیید نشده در نزدیکی لاس وگاس و همچنین نقل قول هایی گنگ از مقامات عالی رتبه نظامی وجود ندارد ولی در نهایت این مدارک آن قدر هم بی ارزش نیستند که بشود از آنها چشم پوشی کرد. در نتیجه معمای آورورا هنوز هم بدون پاسخ درست یا غلط به جای خود باقی است.

بانوی اژدها

هواپیمای جاسوسی بلند پروازی با بدنه ای آلومینیومی که حدوداً بیش از نیم قرن پیش در چهارچوب برنامه اکواتن تکمیل شد و می توانست با پرواز در ارتفاع بیش از 21 هزار متری زمین با خیال راحت به دور از دسترس جنگنده ها، موشک های پدافند هوایی و حتی رادارهای جماهیر شوروی به عکس برداری از مناطق مورد نظر بپردازد؛ با این حال رادار گریز نبودنش بعدها برایش دردسر درست کرد. در واقع این هواپیما یکی از دلایل اصلی پیدایش منطقه 51 به شمار می رفت. یو2 مداومت پروازی در حدود 14 ساعت و بردی 10 هزار کیلومتری داشت و خلبانش حداقل از یک ساعت پیش از پوشیدن لباس تحت فشار برای پرواز، می باید اکسیژن خالص تنفس کند تا با خارج کردن نیتروژن از ریه هایش هنگام پرواز در ارتفاع بالا با کمبود اکسیژن مواجه نشود. این هواپیما با وجود بازنشسته شدن جانشینش اس آر 71 همچنان در خدمت است.

شاهین شب شکار

اولین جت رادار گریز عملیاتی جهان، که طرح آن اواخر دهه 80 پس از آزمایشات میدانی در قلب برنامه هووبلو در منطقه 51 تکمیل شد، اما تا 10 سال بعد و زمان عملیات توفان صحرا (جنگ خلیج فارس) هیچ کس از وجودش اطلاعی نداشت. اف117 برخلاف بیشتر هواپیماهای رادارگریز امروزی طرح بدنه ای چند ضلعی و فوق العاده پیچیده داشت که ساختش را تا 10 برابر پیچیده تر از هواپیماهای معمول می کرد اما در مقابل بازتاب راداری هواپیما در نتیجه این طرح پیچیده به حدود یک پنجم جنگنده های معمول آن زمان کاهش می یافت. در عین حال برای جلوگیری از بازتاب فروسرخ گرمایی، موتورهای هواپیما به پس سوز مجهز نبودند و در نتیجه آن نایت هاوک توان پرواز فراصوتی نداشت. سیستم جنگ افزاری اف 117 آن قدر دقیق بود که هدف قرار دادن هدفی در ابعاد تنها یک متر از ارتفاع 25 هزارپایی را ممکن می کرد ولی با همه پیچیدگی ها حداقل یک فروند نایت هاوک در جریان کوزوو هدف موشک پدافند هوایی صرب ها قرار گرفت و با ساقط شدنش به این سادگی، بسیاری را بهت زده کرد. هرچند بعدها عذرهای زیادی برای ماجرا آورده شد اما هیچ کدام نتوانست این موضوع را روشن کند که واقعاً یکی از رادارگریزترین هواپیماهای جهان چگونه هدف سیستم پیدافند هوایی که دست کم 30 سال پیش در اوایل دهه 60 تکمیل شده قرار گرفته است. اف117 در حالی که قرار بود تا سال 2011 همچنان در خدمت باشد به علت کمبود بودجه برای ساخت اف 22 و اف 35 در سال 2008 بازنشسته شد. هرچند تقریباً تمامی ناوگان 52 فروندی این بمب افکن های 40 میلیون دلاری در وضعیت کامل پروازی به صورت ذخیره نگهداری می شوند.

پیکان مرگ

لاکهید، سینیور پرام را با هدف تکمیل هواپیمای بدون سرنشین یا موشک کروزی رادارگریز بر پایه طرح ساده اف 117 تکمیل کرد؛ در حالی که عدم نیاز به کابین در طرح آن ظاهرش را پخ تر و در نتیجه رادارگریزتر کرده بود. مجموعاً شش فروند از این مدل ساخته شد و 13 پرواز موفق هم با رهاسازی از هواپیمای حامل سی 130 یا بی 1 انجام شد با این حال برنامه در نهایت لغو شد یا حداقل این طور تصور می شود چرا که سینیور پرام همچنان یک برنامه کاملاً محرمانه به شمار می آید. با این حال شایعاتی هست که می گوید نمونه بدون سرنشینی از این طرح در طول جنگ سرد تکمیل شده و بر فراز شوروی و بعدها عراق و همچنین کره شمالی مورد استفاده قرار گرفته است.

وال آبی

تاسیت بلو، آبی پنهان یا وال هواپیمای رادارگریزی بود که به عنوان اثباتگر فناوری تکمیل شد و نزدیک به 18 سال یکی از طبقه بندی شده ترین برنامه های سیاه به شمار می آمد. ساخت این هواپیما در زمان خود موجب شد تا نظریه پنهان کاری راداری از ایده ای آزمایشگاهی پا به دنیای واقعی بگذارد. در حقیقت این هواپیما را می شود جد تمامی هواپیماهای پنهان کار امروزی به خصوص بی2 به حساب آورد که درست یا غلط گفته می شد بازتاب راداری اش بیشتر از یک خفاش نبود اما از آن سوی ماجرا هم در نوع خودش به خاطر شکل ناآشنای آن به یکی از شایعه سازترین هواپیماهای منطقه 51 نیز به شمار می آمد. تاسیت بلو که در چهارچوب برنامه ای 165 میلیون دلاری توسط نورث روپ تکمیل شده بود تنها به مدت سه سال مابین 1982 تا 1985 آن هم به صورت کاملاً مخفیانه از مطنقه 51 به پرواز درمی آمد.

عقاب خاموش

هواپیمایی با ظاهری احتمالاً مابین بی 2 و اف117 با مأموریت جاسوسی یا بمب افکن که تا به حال مدرک مستدلی دال بر وجود آن وجود ندارد؛ با این حال گفته می شود این هواپیما می تواند یکی از طرح های فوق محرمانه شرکت نورث روپ بوده باشد که پس از اف 117 تکمیل و به عنوان پیش نمونه ای برای بی2 مورد استفاده قرار گرفته؛ هرچند این موضوع هم تنها بخشی از حدسیات است. همچنین تئوری دیگری هم هست که می گوید این هواپیما به عنوان هواپیمایی جاسوسی تکمیل شده و اولین بار در جریان جنگ عراق به منظور هدف گیری لیزری به عنوان کمک به بمب افکن های اف 117 مورد استفاده قرار گرفته است. هرچند همان طور که اشاره شد حتی در وجود چنین طرحی هم شک های زیادی هست چه برسد به عمیلیاتی شدنش.

شکارچی سکوت

پرنده شکاری، برنامه محرمانه ای بود که توسط گروه طراحی فانتوم از شرکت مکدانل داگلاس برای تحقیق در مورد هواپیماهای کوچک و رادارگریز در اوایل دهه 90 قرن بیستم میلادی تکمیل شد و به صورت مخفیانه در منطقه 51 به پرواز درآمد. این هواپیمای 67 میلیون دلاری هنگام پرواز تقریباً هیچ نوع سایه ای از خود منعکس نمی کرد که می توانست بر اساس رنگ و متریال محیط، رنگ بدنه را برای ناپیدا شدن بیشتر هواپیما شبیه سازی کند. پرنده شکاری نامش را از یکی از سفینه های سریال تلویزیونی سفرهای ستاره ای گرفته بود و آن طور که این روزها می گویند هواپیمای بی سرنشین X-45 بوئینگ در بسیاری بخش ها وامدار تجربیات همین طرح است.

فرشته سیاه

سریع ترین و بلند پروازترین جت نظامی جهان با سرعت سه برابر صوت که به عنوان جانشین یو2 تکمیل شد و می توانست با پرواز در ارتفاعی بالاتر از یو 2 از 24 هزار متری زمین محوطه ای در حدود 260 هزار کیلومتر مربع را با چشمان تیزبینش تحت نظر بگیرد. بیشتر بدنه A-12 و همچنین نمونه تکمیلی اش SR-71 برای مقاومت در برابر حرارت 260 درجه سلسیوسی پرواز با حداکثر سرعت 3/2 ماخ از تیتانیوم ساخته شده بود؛ آن هم تیتانیومی که از خود شوروی به دست آمده بود. این هواپیما که یکی دیگر از طرح های مبتکرانه جانسون- طراح معروف شرکت لاکهید مارتین و گروه طراحی اش موسوم به راسو- به شمار می رفت، در مدل ابتدایی فرشته بزرگ خوانده می شد؛ چون یو2 نام فرشته را داشت اما بعدها رسماً نام پرنده سیاه را به خود گرفت. همچنین به جز گونه شناسایی تکمیل شده اس آر 71 از 12 نمونه جنگنده ای هم با عنوان وای اف 12 ساخته شده که نتوانست موافقت مقامات برای تولید را کسب کند. مجموعاً 32 فروند اس آر 71 و 12 فروند آ12 تکمیل شد که تقریبا نیمی از این تعداد در سوانح مختلف ساقط شدند و مابقی سرانجام در 1998 زمانی که دیگر خبری از غوغای جنگ سرد نبود برگه بازنشستگی شان را دریافت کردند.

منبع: نشریه همشهری دانستنیها شماره 35





تاریخ : شنبه 91/3/6 | 6:46 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

 

«توفان» ایرانی؛ وحشت صهیونیستی!
«توفان» ایرانی؛ وحشت صهیونیستی!

 

نویسنده:عباس خاراباف




 
در رزمایش ولایت سال 1389 ارتش جمهوری اسلامی ایران در یک مانور دریایی برای نخستین بار از یک بالگرد تهاجمی استفاده کرد. بسیاری از کارشناسان این بالگرد را که توفان نام دارد نمونه برجسته تر و قدرتمندتر بالگرد معروف کبرای آمریکا می دانند. توفان یک بالگرد تهاجمی مجهز به سامانه های سلاح پیشرفته شامل موشک های ضدتانک، راکت انداز و توپ 20 میلی متری است و از چابکی بسیار بالایی برخوردار است. سال 1389 پس از مانور موفق و اقرار غرب به توانمندی ایران در طراحی، ساخت، بهینه سازی و تعمیر بالگرد همزمان با سالگرد آغاز عملیات بیت المقدس، 10 فروندبالگرد توفان به طور رسمی به نیروهای مسلح تحویل داده شد.

بالگرد تهاجمی توفان

بالگرد توفان، یک بالگرد تهاجمی مجهز به سامانه های جنگ افزار پیشرفته شامل موشک های ضد تانک، راکت انداز و توپ 20 میلی متری است و از چابکی بسیار بالایی برخوردار است. این بالگرد مجهز به آخرین فناوری های مطرح در بالگردهای تهاجمی است. به گفته احمد وحیدی، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، بومی سازی دانش و فناوری ساخت و تولید بالگرد تک و تهاجمی، تولید انواع قطعات و مجموعه ها شامل انواع پانل های ساندویچی، شیشه های هوایی، فورج آلیاژهای فولادی و آلومینیومی ریخته گری های دقیق و تحت فشار و ماسه ای، جوشکاری، فرم دهی قطعات، به روش های سرد و گرم، مخازن سوخت مقاوم به ضربه، سامانه گردانده، هیدرومکانیک، کنترل پرواز، سوخت رسانی، متعلقات موتور، سامانه های نمایشگر چند منظوره (ام.اف.دی) و نمایشگر تصویری میدان نبرد (اچ.یو.دی) و مخابرات نوین، از دستاوردهای این پروژه مهم به شمار می رود.

مراحل ساخت بالگرد توفان در «پنها» انجام و طراحی آن به سفارش نیروی هوایی سپاه انجام گرفته است. از ویژگی های آن می توان به کابینی جدید با شیشه های دو جداره تخت و ضد گلوله و بدنه مقاوم سازی شده با آلیاژهای چند لایه مقاوم و نگهدارنده چرخانه دم اشاره کرد. چون محل نصب این موشک ها مقاوم سازی شده است. این بالگرد توانایی حمل موشک تاو یا توفان (نمونه ساخت صنایع دفاع) در غلاف های چهارتایی را دارد. سرعت و مانور این بالگرد در قیاس با بالگرد کبرا در حد بالایی ارتقا یافته است. همچنین از لحاظ شکل ظاهری نیز طراحی بهتری نسبت به کبرا دارد. توفان توانایی پرواز در اقلیم های مختلف با ماموریت های متنوع را داراست. موتورهای ارتقا یافته این بالگرد حدود 1/5 برابر کبرا قدرت دارند. دقت هدف گیری با کمترین خطا و پرواز در ارتفاع بالا و رادار با قدرت تشخیص از 230 کیلومتری و نیز هشداردهنده ضد موشک از دیگر ویژگی های آن است.
همچنین در طراحی بالگرد توفان نهایت تلاش جهت راحتی خلبان شده به طوری که خلبان در آن به راحتی همه اطراف خود را می تواند مشاهده کند. تاکنون در حدود 10 فروند از این نوع بالگرد ساخته شده است.

توفان توانمند

منابع نظامی رژیم صهیونیستی ضمن اعتراف به توانایی های نظامی جمهوری اسلامی ایران، بالگرد توفان که سال گذشته برای نخستین بار در مانور دریایی ارتش مورد استفاده قرار گرفته است را از بالگرد کبرای آمریکا به روزتر و مجهزتر دانستند. پایگاه اینترنتی «دب کفایل» که سخنان مقامات نظامی اسرائیل را درج می کند، با اقرار به قدرت نظامی ایران نوشته بود: ایران با طراحی و ساخت چنین سلاحی، جوابی دندان شکن به آمریکا و اسرائیل در مورد استفاده از موشک های کروز داد. بر اساس این گزارش، هم اکنون 10 فروند از این نوع بالگرد در اختیار نیروی هوایی ارتش ایران قرار گرفته است که به اذعان کارشناسان نظامی صهیونیستی این مدل، از مشابه آمریکایی اش بسیار پیشرفته تر و به روزتر است. در ادامه در این پایگاه اینترنتی به پایگاه هوایی بدر اصفهان اشاره شده است که با بیش از هزار جنگ افزار از انوع مختلف آن، بزرگترین پایگاه هوایی در خاورمیانه و جنوب غرب آسیا به شمار می رود. بنابراین گزارش، در رزمایش ولایت 89 بالگردهای توفان موفق شدند روی ناوهای جنگی به هوا بلند شوند و روی عرشه فرود آیند و با موفقیت کامل عملیات تاکتیکی خود را انجام دهند. گفتنی است که در روز دوم رزمایش ولایت 89 بالگردهای توفان به اهداف سطحی و زیرسطحی حمله ور شده و موفق به ازبین بردن دشمن فرضی شدند.

منبع: دانستنیها، شماره 28.



 






تاریخ : شنبه 91/3/6 | 6:45 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

 

 پرندگان مخوف آمریکا
پرندگان مخوف آمریکا

 

نویسنده:علیرضا عشاقی




 
زیر عنوان: نیروی هوایی ایالات متحده یکی از مهم ترین قدرت های هوایی دنیاست . دراین پرونده می خواهیم به مهم ترین سازندگان هواپیما برای این نیرو و محصولات تاریخی نگاهی بیندازیم .
سال 1907ارتش ایالات متحده آمریکا بنا به درخواستی از سوی وزارت دفاع این کشور شروع به استقلال « نیروی هوایی » از دیگر ارگان های دفاعی کرد . این برنامه سرانجام در 18 سپتامبر 1947 تکمیل شد و این نیرو به صورت ارگانی مستقل فعالیت اش را آغاز کرد . دلیل این برنامه تبدیل کردن این نیرو به نیروی قدرتمند و بالا بردن سطح کیفی عملیاتی آن بود . چون تا قبل از این کار وظایف نیروی هوایی و همچنین فرماندهی آن بین نیروهای زمینی ، دریایی و ستاد نیروهای مسلح تقسیم شده بود . از آن زمان به بعد بود که این نیرو پیشرفت سریعی کرد . یکی از نشانه های این پیشرفت سریع ، بررسی وضعیت هوایی این کشور در دوران جنگ سرد میان ایالات متحده و اتحاد شوروی است . چرا که همیشه نیروی هوایی ایالات متحده چند پله از نیروی هوایی اتحاد شوروی جلوتر بود . لازم به ذکر است با اینکه هم اکنون نیروهای هوایی این کشور به صورت ارگانی مستقل به فعالیت های خود ادامه
می دهد اما نیروی دریایی همچنان هواپیماهای خود را خود اداره می کند مانند جنگنده های اف ـ 14 ( تامکت ) و اف ـ 14 ( فانتوم ) که مبنای سفارش های این نیرو ساخته شده اند . در حال حاضر ریاست این نیرو بر عهده رئیس جمهور آمریکاست و اداره آن بر عهده وزیر دفاع آمریکا است . بودجه این نیرو بالاترین بودجه بین نیروهای نظامی جهان است ، تقریباً نصف تمام پولی که در کل دنیا برای فعالیت های نظامی هزینه می شود این نیرو 3 میلیون عضو دارد که نیمی از آنان ذخیره هستند . سربازگیری در زمان صلح وجود ندارد و این نیرو با عنوان یک ارتش با نیروهای حرفه ای شناخته می شود . در این مقاله قصد داریم به سراغ مهم ترین هواپیماهایی برویم که شرکت های هواپیماسازی برای آمریکا ساخته اند .

بویینگ

بیل بویینگ فرزند یک بازرگان آلمانی بود . او که درجه مهندسی اش را گرفته بود . زمانی که برای خرید الوار و چوب به سیاتل رفته بود ، تحت تاثیر امکانات هوانوردی آن نواحی قرار گرفت . در آن زمان آتش جنگ جهانی اول شعله ور بود و بویینگ با تاسیس شرکتی که بعدا شرکت هواپیمایی بویینگ نام گرفت ، به ساختن هواپیما برای نیروی دریایی ایالات متحده مشغول شد . اما با پایان جنگ و کساد شدن بازار فروش ، بویینگ به مبل سازی مشغول شد تا آنکه 1923 و با گرفتن سفارش ساخت یک هواپیمای تجسس برای نیروی دریایی ، شرکت بویینگ به صورت جدی تر وارد عالم هوانوردی شد . عرضه انواع هواپیماهای نظامی مانند بی ـ 52 و هواپیماهای غیر نظامی مانند اولین بزرگ ترین غول پرونده مسافربری بویینگ 747 ، از جمله عواملی بودند که باعث تثبیت جایگاه شرکت بویینگ شدند .

بمب افکن سیاه پنتاگون

در 946 بنابر اعلام نیاز « نیروی هوایی ایالات متحده » به یک بمب افکن دور پرواز جدید ، شرکت های هواپیماسازی از جمله بویینگ ، دست به کار طراحی شدند . بنا بود که بمب افکن جدید بسیار بزرگتر از بمب افکن های موجود و مجهز به موجود و مجهز به موتورهای تور بویر اپ( جت ملخ دار ) باشد . اولین طرح بویینگ به نام مدل 462 . نمونه بزرگ شده بی ـ 29 شش موتور بوده . با تکامل این طرح . مدل 35 ـ 464 به دست آمد که چهار موتور تور بوپراپ داشت . در آن زمان با موفقیت پرواز طرح اولیه بویینگ که بی ـ 47 نام گرفت . گروه طراح بویینگ علاقه بیشتری به پیشرانه های جت پیدا کرد و باعث ساخته شدن هواپیمایی با هشت موتور جت پرات اندویتنی که به صورت جفتی استفاده می شوند ، شد. پرات اند ویتنی یکی از تولید کنندگان موتور جت است . نیروی هوایی این هواپیمای عظیم الجثه را بی ـ 52 نامید با موافقت نیروی هوایی دو فروند پیش نمونه بی ـ 52 وایکس بی ـ 52 ساخته شدند . به دلیل ضرورت های دوران جنگ سرد و به ویژه پیشرفت روس ها در ساخت بمب افکن های استراتژیک همانند توپواف 95 ( خرس چاق ) تمامی طراحی ، ساخت و آزمایش بی ـ 52 در نهایت پنهان کاری انجام شد . ابعاد بسیار بزرگ بی ـ 52 باعث می شد که فشار بسیار زیادی در زمان پرواز بر پیکر آن وارد شود که به تغییر شکل بسیار زیاد سازه ای منجر شد . طراحی چنین سازه عظیم و الاستیکی ای ـ آن هم قبل از ورود جدی کامپیوتر به محاسبات مهندسی ـ کار تاریخی و خطیری در زمینه طراحی مهندسی تلقی ی شود . اگر چه فقط سه فروند بی 152 ی ساخته شده ؛ اما از مدل های بعدی تعداد نسبتاً زیادی تولید شد . از بین مدل های تولید شد ه بی ـ52 بی با بیشترین تعداد تولید ( 93 فروند ) با امکانات پیشرفته تر الکترونیکی و ظرفیت مخازن سوخت افزایش یافته بهترین مدل محسوب می شود . با وجود استفاده گسترده از بی ـ 52 در جنگ ویتنام به دلیل بسیار محرمانه بودن طرح ، نیروی هوایی این هواپیما راهمواره با احتیاط های فراوانی به کار برده است . بی ـ 52 امروزه عملاً باز نشسته شده اما هنوز هم در بعضی از موارد اضطراری مورد استفاده قرار می گیرد .

بارکش ناسا

بویینگ 747 ( بارکش بزرگ ) که با نام Dreamliftr(بلند کننده رویا) نیز شناخته می شود ،نمونه ای از بویینگ 400 ـ 747 است که ویژه حمل قطعات مربوط به هواپیماهای کمپانی بویینگ است . این هواپیما در واقع مشابه ایرباس بلوگا برای بویینگ است . این هواپیما437 ساعت آزمایش پروازی و 639 ساعت آزمایش زمینی تا اولین پروازش انجام داد و گواهینامه پروازش انجام داد و گواهینامه پروازش را در دوم ژوئن 2007 از faa گرفت . این غول پیکر ، اولین پروازش را در 9 سپتامبر 2006 در فرودگاه تایوان انجام داد . هواپیمای دوم هم در 16 فوریه اولین پروازش را انجام داد . این دو هواپیما از سال 2007 وارد خدمت شدند تا قطعات 787 را حمل کنند . زمان مورد نیاز برای دریافت بال های 787 که در ژاپن ساخته می شود با این هواپیما از 30 روز به هشت ساعت کاهش یافته است . وزن خالی این هواپیما 180530 کیلوگرم و حداکثر وزن آن برای برخاستن 364235 کیلوگرم بوده و سرعت کروز آن 82% ماخ و بردش 7800 کیلومتر است . پیشرانه های دریم لیفتر چهار موتور توربوفن پرات اند ویتنی pw 406 باتر است نیروی جلو برنده تولیدی 282 کیلونیوتن است . یکی از مطالب جالب در مورد این هواپیما عذر خواهی اسکات کارسون ـ رئیس بخش تجاری بویینگ ـ از طراح این هواپیما جو ساتر ( پدر 747 ) به خاطر دست بردن در طرح وی و تبدیل آن به یک هواپیمای غیره معمول است .

جاسوس خاموش

در پی اعلام نیاز نیروی هوایی ایالات متحده به یک سیستم هوا برد دوربرد برای مراقبت ، شناسایی و ردیابی هر گونه وسایل پرنده در هر شرایط جوی ، با قابلیت اخذ و پردازش اطلاعات تحرکات دشمن و تعیین موقعیت نیروهای خود یبویینگ مدلی را به عنوان هواپیمای 707 ـ320 ارائه کرد . پس از عقد قرارداد بین شرکت بویینگ و نیروی هوایی قرار شد پیش نمونه ای با سیستم را دارای وستینگهاوس ساخته شود تا مورد آزمایش قرار بگیرد . پیش نمونه در نهم فوریه 1972 پرواز کرد و پس از پنج ماه آزمایش های پروازی و گذراندن 290 ساعت عملیات هوایی مورد تایید واقع شد . از مهم ترین مشخصات هواپیمای مذکور می توان به بشقاب بزرگ رادار اشاره کرد که به کمک سسیستم هیدرولیک با سرعت شش دور بر ثانیه در مواقع عملیاتی به دور خود می چرخد . از جمله تفاوت های این مدل با 707 های معمولی ، قابلیت سوختگیری هوایی و پایلون های پایه نصب موتور جدید موتور است .

نور تروپ گرومن

شرکت نور تروپ گرومن از ادغام دو شرکت نور تروپ به وجود آمد . با اینکه فعالیت های شرکت گرومن ( قبل از ادغام بانورتروپ )چشمگیر نبود اما ساختن اف ـ14 برای نیروی هوایی ایران شهرت زیادی را برای آن به همراه داشت . در اوایل ژانویه 1994 شرکت نورتروپ شرکت گرومن را خرید و در 18 می همان سال ،شرکت جدید نور تروپ گرومن تاسیس شد . از آن به بعد همه فعالیت های قبلی گرومن در قالب این شرکت جدید اجرا شد . مجموع نیروی کار نور تروپ و گرومن در آوریل 1995 بیش از 41 هزار و 300 نفر بوده است .

همیشه در اوج

اف ـ14 جنگنده بال متغیر پیشرفته ای است که به دلیل سیستم های پیچیده اش به کامپیوتر برنده مشهور شد . این هواپیمای بسیار گران قیمت قادر به پرواز درهمه گونه شرایط جوی با عملکرد بهینه است . در اواخر سال 1960 « وزارت دفاع ایالات متحده » برای کاهش ضعف هواپیماهایی مثل اف 4 و اف ـ11 در برابر هواپیماهای میگ ـ25 مناقصه vfx را برای ساخت یک جنگنده ناونشین جدید مطرح کرد در آن زمان شرکت نه چندان موفق گرومن با ناکامی های متعددی روبه رو شده بود که دلیل آن متوقف شدن خط تولید هواپیمای تایگر از سوی نیروی دریایی ایالات متحده بود . اما این بار طراح پیشنهادی گرومن ، از بین 6 هزار طرح دیگر برنده مناقصه vfxشد . برتری طرح گرومن به خاطر بال های متغیری بود که باعث می شد زمانی که هواپیما روی ناو قرار دارد فضای کمتری را اشغال کند . حاصل کار گرومن که اف ـ 14 نام گرفته بود .در 21 سپتامبر 1970 نخستین پرواز آزمایشی خود را با موفقیت پشت سر گذاشت ولی متاسفانه در دومین پرواز خود دچار سانحه شد . از ویژگی های مهم تامکت سیستم پیشرفته کنترل سلاح آن است که از موشک های فونیکس ساخت شرکت هیوز استفاده می کند . این سیستم قادر به ردیابی همزمان 24 هدف در فاصله 120ـ315 کیلومتر و همچنین شکار همزمان شش هدف انتخابی در ارتفاع ها و سرعت های مختلف با شش فروند موشک فونیکس است . موتورهای این هواپیمای هوشمن از دو موتور پرات اند ویتنی نوع tf30J p J a 412 با حداکثر رانش hn 93 تشکیل می شود .

بمب افکن مرموز

پس از جنجال سیاسی سال 1960 در مورد سقوط یک فروند هواپیمای جاسوسی آمریکا یو ـ2 بر فراز خاک اتحاد جماهیر شوروی سابق فدولتمردان ایالات متحده نسبت به بقیه طرح های مربوط به هواپیمای نفوذی بیمناک شدند و در سال بعد برنامه بمب افکن بلند بلند پرواز ایکس بی 70 را لغو کردند . با این حال اندیشه نفوذ به خاک دشمن باقی ماند تا آنکه به ساخت بمب افکن بال متغیر بی 1 انجامید . اما پیشرفت های منابع دفاعی هوایی و توسعه یافتن سیستم های بمب افکن های روسی از رشد تکنولوژی بی 1 سریع بود که عملا بی 1 را به هواپیمایی ضعیف تبدیل کرده بود . بالاخره در دهه 1970 تکنولوژی مواد جاذب رادار به اندازه کافی پیشرفت کرد و سبب برگزاری مناقصه ای از سوی وزارت جنگ ایالات متحده برای ساخت یک بمب افکن پنهان با تکنولوژی پیشرفته شد . در این مناقصه شرکت نور تروپ که هنوز با گرومن ادغام نشده بود . با طراحی به نام بی 2 برنده شد . پس از برنده شدن در مناقصه شرکت نورتروپ کارخانه متروکه خودروسازی فورد را در حوالی لس آنجلس خرید و در آن شروع به کار کرد که در نهایت باعث ساخته شدن بی 2 شد . ظاهر غیر عادی بی ـ2 حاصل از سازگاری بین معیارهای خفاکاری و عملکرد پروازی است . در تمام بدنه این هواپیما مواد جاذب را دار وجود دارد که با ادغام شدن با بدنه مثلثی شکل هواپیما سبب به دام افتادن امواج و از بین رفتن ارژی های آنها می شود . چهار موتور بی ـ 2 نیز به کمک مواد مرکب حرارتی ، درون بدنه تعبیه شده اند . همچنین برای جلوگیری از تشکیل دنباله درارتفاع در پشت اگزوز از مواد جدیدی که با گازهای خروجی مخلوط می شوند استفاده می شوند . در آغاز یک ماموریت تهاجمی ، سیستم الکترونیکی بی ـ 2 برای اجرای وظایف خفا کاری تنظیم و سیستم های غیر لازم خاموش می شود . چون هواپیما هنگام رها سازی بمب ها قابل ردیابی است ، عملکرد سریع دریچه های پرتاب بمب بسیاره اهمیت دارد .

لاکهید مارتین

نخستین هوانوردان موفق امریکایی عمدتا فعالیت های خود را درایالات شرقی پایه گذاری می کردند . اما پس از جنگ جهانی دوم این مراکز صنعتی تدریجا به کالیفرنیا منتقل شدند . یکی از این شرکت ها سابقه دار هوانوردی ، شرکت لاکهید است . در 1912 دو برادر به نام های آلن و ملکم لوگهر ـ فرزندان یک بانوی رمان نویس ـ مشغول ساخت یک هواپیمای آب نشین شدند که ساخت آن سبب تاسیس شرکتی به نام لوگهر شد . پس از تاسیس شرکت ، این دو برادر با کمک جک نورث روپ هواپیمایی را به نام اف ـ1 ساختند که زیاد مورد توجه واقع نشد . پس از آن شرکت رو به ضعف نهاد و ملکم و نورث روپ آن را ترک کردند . با این حال آلن تسلیم نشد و با تغییر نام فامیلش به لاکهید ، شرکت جدیدی را به نام لاکهید مارتین تاسیس کرد لاکهید مارتین ، هواپیماهای فراوانی با تکنولوژی پیشرفته مانند اف ـ17 بازنشسته و ... در زمینه نظامی ساخته که هر یک نشانگر درخشش این شرکت در زمینه هوانوردی محسوب می شوند .

جنگنده مخوف

استراتژی نظامی حضور نیروهای زمینی به شرط تامین برتری هوایی ، همواره مورد توجه و پیگیری آمریکایی ها بوده است با این حال ظهور هواپیماهای روسی میگ 29 و سوخو 27 در ادعای بی رقیب بودند جنگنده های آمریکایی اف ـ 15 و اف ـ 16 تردیدهایی به وجود آورد . بنابراین « وزارت دفاع ایالات متحده » برنام جنگنده ای با تکنولوژی پیشرفته atf را مطرح کرد که یکی از اهداف مه اش استفاده از تکنولوژی ، پنهان کاری بود و دو رقیب اصلی این برنامه لاکهید مارتین و شرکت نور تروپ گرومن ، بودند که چهار طرح مختلف را عرضه کردند با تامین بودجه ، طراح اف ـ22 از لاکهید مارتین و طراح اف ـ23 از نوتروپ گرومن به مرحله ساخت رسیدند و اف ـ 22 از لاکهید مارتین و طرح اف ـ 23 از نورتروپ گرومن به مرحله ساخت رسیدند و اف ـ22 دو روز پس از رقیبش در 29 اوت 1990 اولین پروازش را انجام داد و برنده رقابت شد اف 22 مانند اف ـ 15 قادر به حمل هشت فروند موشک هو ا به هواست برابر بیش از جنگنده های سلفش است . تقلیل نفرات مورد نیاز برای نگهداری اف 22 به نصف تعداد مورد نیاز برای اف ـ 15 سرعت ورود آن را به عملیات افزایش می دهد در سراسر بدنه این هواپیما همه فلزات درونی و بیرونی بامواد جاذب امواج را در ram و رنگ های جاذب امواج را دار قشح پوشانده شده است . در کابین اف ـ 22 هیچ گونه نشانگر عقربه ای یا صفحه ی مدرجی وجود ندارد و همه اطلاعات روی نمایشگرهای تلویزیونی پردازش و سپس نشان داده می شوند به کمک رانش چرخان های دو بعدی در اگزوز موتورها ، قدرت مانور اف ـ 22 برای اجرای مانور غلتش یا پیچش بهبود محسوسی دارد بنا به گزارش ها « ایالات متحده » قصد خریدن 442 فروند اف 22 را دارد . در این طرح علاوه بر لاکهید که عهده دارد کل طراحی و مونتاژ نهایی است بویینگ مسوول مونتاژ قسمت بین بدنه و بال و تعبیه موتورها ،مجری بخش عمده سیستم الکترونیکی سیستم های ناوبری هواپیما شرکت جنرال داینامیکس است . یک از موارد جالب توجه در رابطه با این پرنده این است که به دلیل تاخیر در برنامه جنگنده های نسل پنجم روسیه و چین ، آمریکا نیز از فروش این پرنده به کشورهای دیگر ممانعت می کند تا فناآوری های به کار رفته در این جنگنده توسط روس ها و چینی ها مورد استفاده قرار نگیرد . قیمت باور نکردنی هر فروند از این هوپیما 144 میلیون دلار است .

بابوی بارکش پنتاگون

ایالات متحده زمانی وارد جنگ با کره شد که همه هواپیماهای ترابری نظامی اش مثل سی ـ 46 و سی ـ 47 موتورهای پیستونی داشتند که طرح هایشان متعلق به جنگ جهانی دوم بود . به همین علت نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا در سال 1951 مناقصه ای با عنوان ساخت هواپیمایی با قدرت حمل 171145 کیلوگرم توانایی پرواز از روی باندهای صحرایی و امکان پرواز با سرعت زیاد در ارتفاع پایین را برگزار کرد که طرح شرکت لاکهید مارتین به نام پروژه 206 و نام نظامی سی ـ 130برنده این مناقصه شد . به خاطر بزرگ پیکر بودن این هواپیما ، به هر کولس مشهور شد که در سال 1954 اولین پرواز خود را انجام داد . طرح این هواپیما با بقیه هواپیماهای لاکهید مارتین تفاوت های اساسی دارد . از جمله بهره برداری از عرشه پروازی با دید همه جانبه و وسیع خلبان سکان عمودی قدرتمند برای تقویت کنترل هواپیما و استفاده زیاد از آلیاژ آلومنیوم و تا حدی تیتانیوم . همچینین این هواپیما علاوه بر داشتن قابلیت پرواز از باندهای کوتاه ، قابلیت پرواز از باندهای پهن ، شنی و خاکی را نیز دارد . یکی از رکوردهای بزرگی که این هواپیما به ثبت رسانده نشست و برخاست در ناو هواپیما بر است . قابل ذکر است مدلی که ایران در اختیار دارد سری ای و اچ سی ـ 130 است .

سایه سیاه

مراحل طراحی هواپیمای اس ار ـ 71 توسط شرکت لاکهید مارتین در کمال پنهانکاری و تدابیر شدید امنیتی انجام شد و اولین فروند آن در 26 آوریل 1962 به طور مخفیانه برای اولین بار پرواز کرد . این هواپیما که دراختیار سازمان سیا قرار گرفته بود به تجهیزات پیشرفته جاسوسی مثل دستگاه های عکس برداری و استراق سمع مجهز شد . بال های مثلثی این هوابرد ( بال هایی مانند بال های اف ـ 14 که به سمت عقب کشیده هستند ) پسگرایی شدیدی دارد که این موضوع به همراه جلو آمدگی بدنه و کابین ، نسبت به بال ها از تداخل امواج ضربه ای با سطوح بر آز ( نیروی « برا » که موجب بالا رفتن هواپیما می شود ) در سرعت های زیاد جلوگیری می کند . از جمله بزرگ ترین مشکلات این جاسوس تندرونشست سوخت در پرواز است که با استفاده از سوخت ویژه جی پی ـ 7 که قابلیت تبخیر کمی دارد . این مشکل تقریبا رفع شده است .

مک دانل داگلاس

دونالد داگلاس ـ فرزند کارمند بانکی در بروکلین ـ در سال 1915 با درجه کارشناسی از دانشگاه ام آی تی فارغ التحصیل شد او دست به فعالیت های مختلفی در زمینه طراحی هواپیما زد تا آنکه در سال 1921 با تاسیس یک شرکت خصوصی به نام خودش به طور جدی وارد صحنه صنعتی شد . او در یک استودیوی بزرگ و متروک فیلمسازی کارخانه ای تاسیس کرد و به ساخت اولین هواپیمای رسمی خود به سفارش نیروی دریای مشغول شد . در آن زمان درآمدهای شرکت از طریق قراردادهای نظامی تامین می شد . تا آنکه در سال 1933 داگلاس با ساخت هواپیمای دی سی 1 و در سال های بعد با ساخت هواپیمای دی سی ـ 2 و دی سی ـ 3 ( داکوتا ) به شهرت جهانی دست یافت . از مهم ترین رویداد های شرکت ، شکست خوردن در مناقصه ساخت چی اس اف در اکتبر 1996 بود که باعث واگذار شدن تمام سهام این شرکت به مبلغ 13/3 میلیارد دلار به شرکت بویینگ شد .

یادگار جنگ سرد

در اوایل دهه 1950 بنابر نیاز نیروی دریایی ایالات متحده برای در اختیار داشتن یک هواپیمای ناونشین فرا صوتی بین شرکت های بزرگ هواپیما سازی رقابت در گرفت . شرکت مک دانل هم که هنوز با داگلاس ادغام نشده بود با پیشینه ای که از ساخت هواپیمای دریایی داشت فعالیت خود را آغاز کرد . زیرا اولین جت ناونشین توسط مک دانل به نام اچ ـ 1 ساخته شده بود . با اینکه در سال 1953 شرکت جنس ووت با طرحی به نام اف . 8 برنده شده بود ولی مک دانل همچنان موضوع را دنبال کرد تا اینکه نهایتاً در 27 می 1954 پیش نمونه طرح نهایی به نام ، اف 4 پرواز آزمایش اش را با موفقیت انجام داد . شکل ظاهری اف ـ 4 که بعد ها به فانتو 2 ملقب شد ویژگی های خاص داشت ؛ ناحیه بیرونی بال ها به سمت بالا شکسته شده و سکان های افقی(elevators) فرو افتاده است که سبب افزایش پایداری هواپیما هنگام پرواز می شود . همچنین محل شکستگی بال دارای لولاست که امکان خم کردن بال ها را روی عرضه ناو فراهم می کند به دلیل محدودیت فضای آشیانه ناوهای هواپیما بر ،ارتفاع سکان عمودی
(verical)فانتوم اجبار کوتاهتر از آن حد بود که بتواند پایداری هواپیما را کاملا تامین کند به همین دلیل افتادگی سکان افقی(elevators) تا حدی کمبود سطح را جبران کند . همچنین فانتوم توانسته ات رکورد جهانی اطلاعات پرواز مطلق (fligh elevation cabs)را در 98557پا کسب کند. از دیگر رکوردهای این هواپیما می توان به رکورد پرواز با سرعتی معادل 2/6 ماخ اشاره
کرد .

بارکش قدیمی

با شدیدتر شدن جنگ سرد بین بلوک شرق و غرب در اواخر دهه 1970 مقامات نظامی ایالات متحده برای تقویت پایگاه های آمریکایی و پیمان ناتو در برابر اقدامات احتمالی ورشو به تکاپو افتاد . در آن زمان با وجود اصلاحات فراوان روی هواپیماهای قبلی ، باز هم ارزیابی کارشناسان نظامی از سرعت عمل ناتونگران کننده بود . این دلیل وزارت دفاع ایالات متحده را بر آن داشت تا مناقصه ای برای ساخت هواپیمای ترابری فوق سنگین استراتژیک با قابلیت تاکتیکی بالا و امکان فرود در فرودگاه های نامناسب را برگزار کند که برنده آن شرکت مک دائل داگلاس با طرحی به نام سی ـ 17 بود . سی ـ 17 به چهار موتور توبوفن پرات اندویتنی مجهز است . این هواپیما علاوه بر قابلیت سوختگیری هوایی ، بر دپروازی زیادی دارد . طراحی منحصر به فرد داخلی بدنه این توانایی را به هواپیما داده است تا بتواند انواع وسایل را حمل کند ؛ مانند شش دستگاه کامیون 900 کیلوگرمی ، سه هلی کوپتر آپاچی یا پنج دستگاه زره پوش سبک
5-9-LAV

در برابر غرب

در ژوئن 1967 روس ها طی یک نمایش هوایی در حوالی مسکو ، دو هواپیمای جدید را نمایش دادند که یکی بال متغیر و دیگری شکاری چابکی با دوسکان عمودی بود . بعدها معلوم شد که اولی خمیگ 23 و دومی میگ 25 بوده . ظهور این دو هواپیما برای غربی ها بسیار نگران کننده بود و همین عامل باعث به وجود آمدن رقابتی از سوی نیروی هوایی ایالات متحده در بین شرکت های هواپیماسازی بود که مک دائل داگلاس با طرح پیشنهادی اف ـ 15 ( عقاب ساکت ) برنده این رقابت شد . از ویژگی های بارز اف ـ15 بال پهن اما بسیار ساده آن است که بار نسبتا کمی به آن وارد می شود . همچنین نسبت رانش ( به ) وزن اف ـ 15در شرایط رزمی به خوبی از عدد واحد فراتر می رود . با این ویژگی ها ، سایلنت ایگل مانورپذیری زیادی داشت که تا امروز هم پا برجا بوده است . این عقاب چابک قادر به حمل تسلیحات هوا به هوای نزدیک برد و میان برد ، شامل چهار فروند موشک ساید ویندر یا چهار فروند اسپارو است . امروزه ناسا در پروژه های خود از این هواپیما استفاده می کند .
منبع:دانستنیها ش 21





تاریخ : چهارشنبه 91/2/27 | 8:26 صبح | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

 

موشک‌های دریاپایه
موشک‌های دریاپایه

 

نویسنده:‏*محسن مرادی‏




 

شاید فکر کنید که با وجود موشک‌های بالستیک قاره پیما، میان برد و کوتاه برد زمین پایه که از سطح خشکی قابل پرتاب هستند، چه نیازی به موشک «بالستیک دریایی» است. قبل از این که به مقوله این موشک‌ها بپردازیم به توضیح است که نیروهای استراتژیک موشکی قدرت‌های بزرگ به سه شاخه موشک‌های بالستیک زمین پایه، بمب افکن‌های دوربرد (نظیر «بی- 52» آمریکا و «بیر» و «بی سون») و موشک‌های بالستیک دریا پایه و زیردریایی پرتاب روسیه تقسیم می‌شوند.‏
در غرب، این سه سیستم به «سه شاخه» مشهور است و این عبارت به یک نیروی جنگ افراز مختلط اطلاق می‌شود و مفهموم آن این است که دشمن برای پوشش پدافند یا پدافند زمینی، دریایی و هوایی در مقابله با نیروی حریف باید منابعش را به سه قسمت تقسیم کند. با در اختیار داشتن چنین نیروی مختلطی، حتی اگر پیشرفت تکنولوژی کشوری به او امکان دهد که با سیستم پدافندی خود در یک رویارویی متقابل یک یا دو منبع از منابع پیش گفته را خنثی کند، دست‌کم منبع سوم، برای حمله و به هم زدن تعادل حریف یا بازداشتن آن از عملیات مؤثر باشد.‏
موشک‌های دریایی قبل از آن که موتور آنها خاموش شود، با استفاده از هوای فشرده یا مولدهای گاز داخل مقر، تحت فشار لوله محل استقرار به بیرون پرتاب می‌شوند. این روش پرتاب به روش «پرتاب سرد» معروف است که در این حالت موتور موشک پس از خروج از آب روشن می‌شود. از معایب این روش پرتاب این است که در محل خروج موشک از آب، امواج متلاطم و حباب‌هایی پدید می‌آید که تا 15 دقیقه ادامه می‌یابد. این پدیده به شناسایی محل پرتاب موشک کمک می‌کند، با وجود تکنیک پرتاب سرد، دارای مزایایی به شرح زیر است:‏

موشک‌های دریاپایه

- گازهای گداخته شده به دیوار داخلی سیلو آسیب نمی‌رسانند.
- با توجه به این که مقر موشک بعد از پرتاب با جرثقیل به بیرون پرتاب می‌شود، برای بارگیری و پرتاب دوباره موشک به زمان کمتری نیاز است.
- موشک در مرحله پرتاب نیاز به سوخت کمتری دارد که در نتیجه می‌تواند کلاهک بزرگتری حمل کند یا برد بیشتری را بپیماید.‏
اساس هدایت این موشک‌ها و دیگر موشک‌های بالستیک، بیشتر بر مبنای «اینرسی» است. در این نوع هدایت، تغییرات موشک در ارتفاع، سرعت و سمت در تمامی جهات حس می‌شود. در این سیستم رایانه هدایت، انتگرال شهاب‌های اندازه گیری شده را گرفته و بدین ترتیب سرعت و مسافت طی شده را نسبت به زمان محاسبه و با این اطلاعات موقعیت موشک را به طور دائم محاسبه می‌کند. حس کننده‌های اینرسی باعث تولید علایمی در ارتباط با انحراف موشک از مسیر (به وسیله کنترل اینرسی) می‌شود و نقش مهمی در دقت موشک ایفا می‌کند.‏
موشک‌های بالستیک دریایی همانند دیگر موشک‌های استراتژیک، دارای سه نوع کلاهک هستند که نوع اول دارای سرجنگی منفرد و نوع دیگر آن دارای کلاهک حاوی چندین سرجنگی مخصوص یک هدف است که با علامت (‏MRV‏) مشخص می‌شوند. نحوه عمل این موشک‌ها، طوری است که پس از تمام شدن سوخت پیشران اصلی، هر یک از پیکان‌ها یا سر جنگی از محفظه اصلی جدا شده و با تغییر کمی در سرعت پس از طی مسیری منحنی، جداگانه در اطراف هدف (حدود 800 متری) فرود می‌آیند. این کلاهک‌ها با یک عیب اساسی رو به رو هستند و آن این که در صورتی که هر یک از پیکان‌ها در مرحله ورود دوباره به جو، اگر به اندازه کافی از هم جدا نشوند یک انفجار اتمی دفاعی در ارتباط با هر یک از آنها باعث صدمه دیدن بقیه آنها می‌شود. از طرفی جدایی بیش از حد آنها باعث می‌شود که انفجار «سرهای جنگی» بعد از فرود در اطراف هدف، پوشش کافی نسبت به هم ایجاد نکنند که در این صورت درصد صدمه زنی کم خواهد شد. ‏
باید بدانیم که پیشران تمامی این موشک‌ها دارای موتور اولیه، مرکب از سوخت دو پایه با زمان سوزش چند ثانیه برای رساندن موشک به سرعت لازم جهت شروع کار موتور توربوجت که از سوخت (‏JP4‎‏) استفاده می‌کند. ولی گاهی موشک‌هایی نظیر «اکزوست» و «سی-801» دارای موتور سوخت جامد کندسوز هستند. موتور توربوجت برای رسیدن به بردهای بیشتر و موتورهای «رم جت» برای موشک‌های بزرگ‌تر و میان برد به کار می‌روند. ‏
سومین نوع کلاهک به کار رفته در این موشک‌ها کلاهک از نوع سرجنگی مجتمع با طراحی هر پیکان به یک هدف خاص است و با علامت (‏MIRV‏) نشان داده می‌شوند. مهمترین بخش (‏MIRV‏) سیستم کنترل بعد از سیستم پیشران است که به حامل معروف است. حامل‌ها که به تنهایی دارای دستگاه ناوبری اینرسی جهت سنجش سرعت و ارتفاع و محرکه خود است.
در نقطه مشخصی «راکت کمکی» از راکت اصلی جدا می‌شود و دستگاه‌های ناوبری، محرکه، منحنی پرواز حامل را طوری انتخاب می‌کنند که ابتدا به طرف نخستین هدف متمایل شود. با قرار گرفتن در موقعیت نخستین هدف، یک پیکان توسط مکانیزم فنری از آن جدا و به طرف هدف حرکت می‌کند. سپس مسیر حامل تغییر یافته و طوری حرکت می‌کند که پیکان دیگری به سوی دومین هدف پرتاب شود.
بدین ترتیب تمامی پیکان‌ها که تعداد آنها به 11 فروند نیز می‌رسد از کلاهک آزاد می‌شوند. این حامل‌ها می‌توانند پیکان‌های متعددی را بدین طریق در فواصل زیاد و با منحنی‌های پرواز خاص، بنابر نیاز روانه کنند.‏
حامل‌ها و پیکان‌ها توانایی مانور نیز دارند. این مانورها به منظور نفوذ به فضاهای محافظت شده (فضایی که دشمن در آنجا حضور الکترونیکی دارد) یا عکسبرداری در مرحله ورود دوباره به جو، استفاده می‌شوند. هر یک از پیکان‌ها با مانورهای پرهیزی بر طبق فرمانی که از سیستم هدایت صادر می‌شود، منحنی پروازی خاصی را طی می‌کند.‏
شایان گفتن است سفینه‌هایی که برای ورود دوباره به جو زمین به کار برده می‌شوند، باید قادر به تحمل شتاب کند شونده‌ای برابر با 150 برابر نیروی جاذبه زمین و درجه حرارتی معادل 7000 درجه سانتی‌گراد باشند.‏
بعضی از این موشک‌ها که از زیر دریایی پرتاب می‌شوند، توان حمله به زیردریایی‌ها را نیز دارند. در این گونه موشک‌ها به جای سرجنگی یک اژدر قرار می‌گیرد. ابتدا موشک همراه اژدر به سوی هدف رها شده و در ارتفاعی عمود بر محدوده محل استقرار هدف کلاهک موشک (اژدر) آزاد می‌شود و با استفاده از چتر فرود می‌آید. پس از رسیدن اژدر به سطح آب چتر فرود رها و همزمان سیستم تجسس و هدایت آن فعال می‌شود و به سمت زیردریایی حرکت می‌کند، تا با اصابت به آن صدمات لازم را وارد آورد.‏
‏«موشک‌های ضد کشتی» گروه دیگری از سلاح‌های دریایی هستند که از طریق هلی کوپتر، هواپیما، لانچر زمینی (موشک‌های دفاع ساحلی) یا خود شناور دریایی قابل پرتاب می‌باشند علیرغم این که امروزه این سلاح‌ها در مدل‌های متعددی تولید شده‌اند ولی هیچ کدام مشابه یکدیگر نیستند و هر یک دارای ساختمان مخصوص به خود هستند.‏
از مشترکات این موشک‌ها، مأموریت و پیروی از منحنی‌های خاص پروازی است که در سه مرحله صورت می‌گیرد. مرحله «بوست» که موشک از یک راکت سوخت جامد استفاده می‌کند، «مرحله هجومی» که موشک روی سطح آب ادامه مسیر می‌دهد و مرحله نهایی که هدایت نهایی فعال می‌شود.‏
موشک‌های ضد کشتی از نظر ساختمانی دارای بخش‌های زیر هستند:
- سرکاوشی یا جست و جوگر که ممکن است بر اساس پدیده راداری، مادون قرمز (IR‏) یا ماورای بنفش یا ترکیبی از آنها کار کند.‏
‏- سیستم تعیین «موقعیت خودکار»
- ارتفاع سنج که ممکن است، راداری یا رادیویی باشد.
منبع:http://www.ettelaat.com






تاریخ : چهارشنبه 91/2/27 | 8:23 صبح | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

 

بمب JDAM
بمب JDAM
ترجمه و نوشته: مهندس سیدمحمد علوی


جنگ سال 2003 عراق، نقش روزافزون فضا را به عنوان بعد چهارم صحنه نبرد مورد تأکید قرار داد. نخستین نمایش عملکرد ماهواره ها در جنگ، طی عملیات توفان صحرا به عنوان ابزار اصلی ارتباطات، پیش بینی شرایط آب و هوایی، سامانه هشدار سریع شلیک موشک های بالستیک، هدف یابی، ناوبری و هدایت بود که به همین خاطر این عملیات به عنوان نخستین جنگ با ابزار فضایی شناخته می شود. امّا طی جنگ عراق در سال 2003 عملکرد فضا، نه در حدّ یک سامانه جانبی که دربرگیرنده تمام اجزای جنگ بود. در عملیات توفان صحرا بیشتر سلاح های دقیق از نوع مهمات هدایت شونده لیزری بودند که نیازمند شرایط آب و هوایی صاف و قابلیت دید بدون مانع برای علامت گذاری لیزری هدف هستند. امّا در جنگ اخیر ایالات متحده علیه عراق، بیشتر مهمات مورد استفاده از ناوبری سامانه موقعیت یاب جهانی بهره می بردند. بخش عمده این مهمات از انواع بمب های JDAM (Joint Direct Attack Munition) بود که نقش به سزایی در پیروزی ایالات متحده در جنگ عراق داشت.

علت نیاز به بمب هدایت شونده

تلاش برای انهدام یک هدف با یک بمب، از دغدغه های اصلی طراحان بوده است.
رسیدن به این دستاورد علاوه بر اطمینان از انهدام اهداف و کاهش هزینه ها، کاهش تخریبات جانبی (خرابی هایی که به طور ناخواسته ایجاد می شود) را نیز به همراه خواهد داشت. برخورد نکردن بمب به هدف، دلایل زیادی دارد که از آن جمله می توان به خطای لحظه شلیک، وجود باد و تشخیص غیردقیق موقعیت هدف اشاره کرد. این شرایط، برخورد دقیق به هدف را (حتّی اگر بمب از یک موقعیت ثابت پرتاب شود) با دشواری مواجه می کند.
بنابراین زمانی که بمب از یک هواپیما با سرعت زیاد رها می شود، انهدام دقیق هدف سخت تر می شود. از آنجایی که نمی توان منابع تولید خطا در برخورد دقیق بمب به هدف را حذف کرد، بنابراین بهتر است بمب را هدایت پذیر نمود تا در صورت به وجود آمدن خطا، بتوان آن را در مسیر صحیح قرار داد.
برای هدایت پذیر کردن بمب از روش های مختلفی استفاده می شود که یکی از معروف ترین آنها استفاده از هدایت لیزری است.
در این شیوه، یک دستگاه تاباننده شعاع لیزر، هدف مورد نظر را توسط پرتو لیزر روشن می کند. بمب، پرتو لیزر منعکس شده را دریافت کرده و به سمت آن حرکت می کند. ضعف مهم این نوع بمب ها (با وجود دقت زیادشان) عدم امکان استفاده در تمام شرایط جوی است.
شرایطی مثل هوای توفانی و بارانی مانع از عملکرد صحیح این نوع بمب ها می شود. به همین علت، روش هدایت ماهواره ای با استفاده از سیگنال های ماهواره ای مورد استفاده قرار گرفت. از آنجایی که در این شیوه منبع تأمین اطلاعات مورد نیاز بمب درباره موقعیت هدف، ماهواره هایی هستند که در ارتفاع بسیار زیادی بالای بمب قرار گرفته اند، بنابراین بمب نیازی به دیدن هدف ندارد و اطلاعات مورد نیاز درباره موقعیت هدف را از ماهواره های بالای سر خود تأمین می کند.

معرفی بمب هدایت شونده ماهواره ی JDAM

پیروزی های سریع ایالات متحده در افغانستان و عراق از بعد نظامی، بیش از هر چیز مدیون سلاح های هدایت شونده دقیق به ویژه JDAM بود. نگاهی به آمار جنگ عراق نشان می دهد که 22/5 درصد از مجموع مهمات مورد استفاده در این جنگ، به این بمب اختصاص داشت و لذا می توان ادعا کرد که پیروزی در این جنگ بیش از هر چیز بر پایه بمب های JDAM بود. طبق آمار ارائه شده، از تعداد 6529 عدد JDAM مورد استفاده، 5086 عدد از نوع GBU-35 و مابقی از انواع دیگر بود.
نیاز به JDAM از عملیات توفان صحرا (1991) احساس شد، این عملیات برخی عیوب و نواقص را در قابلیت سلاح های هوا به سطح آشکار ساخت.
شرایط جوی نامساعد، به کارگیری مهمات هدایت شونده دقیق را (که بیشتر لیزری بودند) محدود می ساخت. تحقیق در زمینه رفع این مشکل و تولید مهمات هدایت شونده دقیق با قابلیت عملکرد در شرایط نامساعد جوی از سال 1992 به وسیله کمپانی های لاکهید مارتین و بوئینگ آغاز شد که نخستین نمونه در 1997 تولید و طی سال های 98 و 99 آزمایش شد. آزمایش عملی JDAM در 1999 در کوزوو(عملیات نیروهای ائتلاف در منطقه بالکان) صورت گرفت که تأیید مجددی بر توانایی و قابلیت این سلاح بود.
در واقع JDAM بمب نیست بلکه یک کیت هدایت است که با تعبیه در انتهای بمب های معمولی غیرقابل هدایت آن را به بمبی «هوشمند» و قابل هدایت در هرگونه شرایط جوی بدل می کند.
این تجهیزات شامل بالک هایی است که توسط ماهواره و سامانه های داخلی کنترل می شود و به بمب، امکان مانور می دهد.
JDAM از سامانه ناوبری دوگانه (سامانه تعیین موقعیت جهانی و سامانه ناوبری اینرسی) به منظور دایت بهره می برد. این سامانه، بمب را به یک سلاح دقیق با ضریب خطای 12متر یا کمتر نسبت به هدف و احتمال برخورد 99درصد تبدیل می کند.
در افغانستان و عراق، JDAM ها عمدتاً در فاصله حداکثر 3متری هدف فرود آمدند. حتّی اگر اختلال دشمن سیگنال های سامانه تعیین موقعیت جهانی را تضعیف کند، JDAM باز هم به نسبت دقیق باقی مانده و حداکثر در فاصله 30 تا 40 متری هدف فرود می آید.
بمب های JDAM به طراحان عملیات نظامی دو برتری مهم می دهد: کاهش خطر انهدام نواحی اطراف هدف، یا به تعبیر دیگر کاهش خسارات جانبی و امکان استفاده از تعداد کمتر بمب برای نابودی یک هدف. امتیاز دیگر این بمب، هزینه پایین آن در مقایسه با سایر سلاح هاست.
کیت هدایت JDAM حدود 20هزار دلار هزینه دارد که در مقایسه با هزینه یک میلیون دلاری موشک های کروز، هزینه بسیار پایینی است.
علاوه بر این JDAM از خلبان نیز محافظت می کند. برخلاف بمب های هدایت شونده لیزری که از ارتفاع 5هزارمتری رها شده و با کمک هواپیما تا رسیدن به هدف هدایت می شوند، JDAM از ارتفاع 12هزارمتری و فاصله 30کیلومتری هدف پرتاب می شود.
هرچند باید به این نکته توجه نمود که دقت JDAM از سلاح های هدایت شونده لیزری کنترل است امّا مزیت اصلی آن انجام مأموریت در شرایط نامساعد آب و هوایی است. علاوه بر این، کیت JDAM بسیار سریع و راحت نصب می شود، زمان 10 دقیقه ای بارگذاری JDAM در مقایسه با یک ساعت کار دقیق به منظور بارگذاری موشک کروز قابل توجه است.
از دیگر مزایای مهم، امکان پرتاب JDAM از انواع هواپیماهای جنگی است. در جنگ کویت، تعداد کمی از هواپیماها قادر به پرتاب انواع محدودی از بمب و موشک های هدایت شونده بودند، امّا اکنون در عمل، تمام ناوگان جنگی هواپیماهای ایالات متحده قادر به بهره گیری از توان عملیات سلاح های هدایت شونده هستند. با کمک این تعداد از سلاح های هدایت شونده، بهره گیری از نیروی انسانی نظامی نیز کاهش می یابد.

عملکردJDAM

نخستین گام در استفاده از JDAM، فرآیند بارگذاری این سلاح است. این فرآیند شامل انتقال اطلاعات و نصب سلاح روی هواپیماست.
مجموعه اطلاعات مورد نیاز JDAM شامل محدوده پرتاب، مختصات هدف و پارامترهای نهایی به سه روش ممکن به آن انتقال داده می شود.
در شرایطی که موقعیت دقیق هدف از پیش مشخص باشد، می توان اطلاعات مربوط به مختصات هدف را قبل از برخاستن هواپیما به بمب منتقل کرد. در حالت دوم، امکان انتقال اطلاعات در طی پرواز خدمه هواپیما به JDAM وجود دارد. علاوه بر این امکان انتقال اطلاعات از سامانه تعیین هدف هواپیما به JDAM نیز ممکن است.
قبل از پرتاب، رایانه درون بمب با سامانه ناوبری هواپیما هماهنگ و به منظور اطمینان از دقت ردگیری، آزمایش می شود.
رایانه هواپیما وضعیت باتری و دیگر سامانه های بمب را بررسی نموده و هر اشکالی که موجب نقص عملکرد بمب شود را به خدمه اطلاع می دهد. وقتی هواپیما به محدوده رهاسازی می رسد، سامانه، محدوده ای را که JDAM می تواند رها شود پیش بینی نموده و آن را به خلبان نشان می دهد تا بمب به صورت دستی رها شود. اگرچه این فرآیند می تواند توسط رایانه هواپیما نیز بررسی شده و عملیات رهاسازی به طور خودکار صورت گیرد.
در طی رهاسازی، JDAM عملیات سقوط آزاد (بدون رانش) را تا رسیدن به هدف انجام می دهد. عملیات سقوط آزاد در برگیرنده فاز جدا شدن از هواپیما، مسلح کردن فیوز، گرفتن اطلاعات ماهواره تعیین موقعیت جهانی، بهینه سازی هدایت، تنظیم مسیرنهایی حرکت و برخورد به هدف است. لذا فرآیند سقوط آزاد به سه فاز تقسیم بندی می شود: فاز جدایش، فاز هدایت بهینه و فاز برخورد.
فاز جدایش با رهاسازی سلاح آغاز می شود. تا این مرحله، بالک ها برای ممانعت از هر عملی کنترلی که می تواند جدا شدن مطمئن از هواپیما را به خطر بیاندازد، قفل هستند.
کیت JDAM دارای چهار بالک است که یکی ثابت و سه بالک دیگر برای موقعیت دهی به بمب متحرک هستند. یک غلاف فلزی پهن با پره های باریک نیز وجود دارد که حول بخش میانی بمب، برای تأمین پایداری پیچیده می شود. بالک ها تا یک ثانیه بعد از رها شدن، به صورت قفل شده باقی می مانند. پس از یک ثانیه تأخیر، باز شده و بمب مسلح می شود.
خلبان خودکار، فرامین مرتبط با بالک را برای کم کردن سرعت های زاویه ای و کنترل وضعیت پرواز ارسال می کند. یک رایانه کوچک که از یک پردازشگر پیشرفته استفاده می کند، به واحد اندازه گیر اینرسی متصل است که حرکت بمب را بعد از جدا شدن از هواپیما ردگیری می کند.
سامانه ناوبری اینرسی به عنوان جایگزین سامانه تعیین موقعیت جهانی در شرایطی تعریف می شود که اختلال مانع عملکرد صحیح ناوبری سامانه تعیین موقعیت جهانی شود.
با این احتمال که JDAM قادر به دریافت سیگنال های سامانه تعیین موقعیت جهانی به هر دلیل نباشد، در آن صورت سامانه ناوبری اینترسی تنظیمات شتاب و سرعت بمب را تا رسیدن به هدف برعهده می گیرد.
فرآیند کسب اطلاعات ماهواره ای سامانه تعیین موقعیت جهانی، سه ثانیه پس از رها شدن آغاز می شود.
این تأخیر به منظور اطمینان از «در سایه هواپیما» قرار نگرفتن JDAM و کاهش احتمال دریافت سیگنال های چند مسیری (Muliipath) سامانه تعیین موقعیت جهانی منظور می شود. نخستین ماهواره، تقریباً یک ثانیه پس از آغاز جستجو، مشخص شده و دریافت اطلاعات از آن آغاز می شود.
پس از حدود دو ثانیه، ماهواره دوم گرفته شده و ماهواره سوم حدود ثانیه چهارم دریافت می شود. سپس JDAM به گرفتن اطلاعات مورد نیاز از ماهواره ادامه داده و تصحیحات اندازه گیری موقعیت را انجام می دهد.
به طور هم زمان، JDAM از یک الگوریتم هدایت بهینه بهره می برد که به صورت تطبیقی حداقل مانورهای کنترلی برای حرکت از موقعیت فعلی تا هدف و وضعیت سرعت برای برخورد در مسیر و زاویه مطلوب به هدف را محاسبه می کند. این محاسبات به صورت پیوسته در سرتا سر این فاز انجام شده نتایج حاصل به وسیله سامانه خلبان خودکار JDAM اجرا می شود.
الگوریتم هدایت بهینه برای اهداف افقی، عمودی با شرایط رهاسازی مختلف استفاده می شود. واحد کنترل هدایت Guidance Control Unit) GCU)هدایت دقیق بمب را در شرایطی که سامانه تعیین موقعیت جهانی و سامانه ناوبری اینرسی هم زمان فعال هستند با احتمال شعاع خطای دایره ای 13متر و شرایطی که تنها سامانه ناوبری اینرسی فعال است با شعاع خطای دایره ای حداکثر 30متر فراهم می کند. این واحد هم چنین پارامترهای برخورد نهایی به هدف از جمله زاویه و سمت برخورد را محاسبه می کند.
فاز هدایت بهینه پس از کامل شدن فاز جدایش رخ می دهد.
این فاز از زمانی که فرآیند هدایت به طور کامل حاصل می شود تا شروع فاز برخورد (که آخرین ثانیه قبل از برخورد سلاح است) ادامه می یابد.
در طی این فاز، هدایت دارای دو عملکرد هم زمان بوده که شامل کسب اطلاعات ماهواره ای از سامانه تعیین موقعیت جهانی و محاسبات هدایت بهینه است. طی بخش آخر این فاز، هم چنان که فاصله تا هدف کم می شود، بمب به منظور یکی کردن زاویه حمله و بردار سرعت شروع به چرخیدن می کند.
برای اهداف افقی، این چرخش با زاویه تند صورت می گیرد تا حداکثر نفوذ سرجنگی و اطمینان از عملکرد صحیح آن همراه فیوز حاصل شود. برای اهداف عمودی، این چرخش برعکس بوده و بدون شیب تند است. به هر حال، زاویه مناسب چرخش برای هر دو حالت با کمک الگوریتم هدایت در طی مسیر کامل پرواز تا ورود به فاز برخورد به طور پیوسته محاسبه می شود.
سامانه ناوبری، زمان برخورد و زاویه حمله را تخمین زده و یک ثانیه قبل از برخورد، فرامین هدایت صفر می شود و فرمان وضعیت (معادل با جهت بردار سرعت)، به خلبان خودکار فرستاده می شود.
این موضوع، باعث صفر شدن زاویه حمله JDAM قبل از برخورد می شود. JDAM درگیری چند هدف روی یک مسیر را با سلاح های مجزا و یا درگیری با یک هدف توسط چند سلاح را روی یک مسیر ممکن می سازد.
بمب های هدایت شونده هم از نظر عملیاتی و هم از جنبه روانی، یک فاکتور کلیدی در جنگ به شمار می روند. از بُعد عملیاتی، دقت بمب هدایت شونده تأثیر حملات هوایی را افزایش داده و موجب شتاب دادن و تسریع پیشروی نیروهای زمینی می شود.
از بعد روانی، این گونه بمب ها موجب تخریب اعتماد به نفس نیروهای دشمن می گردد. تصور این که بمب هدایت شونده به ویژه انواع هدایت شونده ماهواره ای، اهداف را در هر شرایط آب و هوایی حتّی در شب و میان شن های روان مورد اصابت قرار می دهند، تأثیر بسیار مخربی روی نیروهای دشمن خواهد گذاشت. بمب های هدایت شونده دقیق تر و کوچک تر، امکان انهدام هدف را در یک تهاجم هوایی، در مقایسه با گذشته، چهاربرابر خواهد کرد. علاوه بر این، افزایش برد این گونه بمب ها که با توجه به نوع سامانه هدایت آنها امکان پذیر است، علاوه بر زدن هدف در میان حلقه های سنگین دفاع ضدّ هوایی، موجب کاهش احتمال مورد اصابت قرار گرفتن هواپیمای خودی نیز می گردد.
منبع:نوآور-ش59





تاریخ : شنبه 91/2/2 | 7:3 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

 

پس از سالهای جنگ تحمیلی با توجه به شرایط موجود منطقه و نتایج حملات موشکی به اسرائیل و فناوری های در دسترس، مسئولان دفاعی کشور اصلی ترین بخش از راهبرد دفاعی کشور در امر بازدارنگی را بر توسعه موشک های بالستیک میانبرد و دور برد استوار کرده اند.
به گزارش خبرگزاری آریا، تلاش برای افزایش برد، دقت و همچنین تأثیر گذاری و تنوع سرجنگی این موشکها در این روند توسعه مشهود است.
در این گزارش به معرفی مختصر موشک های میان برد و دور برد بالستیک کشور می پردازیم که توانایی رسیدن به محدوده غده سرطانی منطقه یعنی رژیم اشغالگر قدس و نابودی مطلق آن را دارند.
پس از آزمایش موشک شهاب 3 در سال 1377 و اعلام مشخصات آن از جمله برد در حدود 1300 کیلومتر، نگاه دشمنان به توانایی موشکی ایران تغییر کرده و کم کم آرامش از میان نظامیان و بعدها سیاسیون صهیونیست به آرزویی برآورده نشدنی تبدیل شد. زیرا ارائه نمونه های جدیدتر، دوربردتر و دقیق تر از خانواده موشکهای شهاب3 نشان دهنده رسیدن ایران به سطوح بالای فناوری موشکی داشت که نوید محصولات مخوف تری را در آینده می داد.

 

موشک شهاب 3

 

شهاب 3

 

شهاب3 در ادامه روند توسعه موشک های شهاب-1 و 2 و با رویکرد اعمال تغییرات طراحی در سامانه های مختلف بوجود آمد. شباهت های زیادی از نظر فن آوری بین شهاب 2 و 3 وجود دارد، اما شهاب3 پیشرفته تر بوده و از نظر الکترونیک با فن آوری جدید و رایانه هدایتی پیشرفته از نظر سخت افزار و نرم افزار در ساخت آن استفاده شده است. برد این موشک بیش از 1300 کیلومتر عنوان شد که به معنای توانایی رسیدن به سرزمین های اشغالی فلسطین در صورت شلیک از نواحی غربی کشور بود.
نمونه های مختلفی از شهاب3 تولید شده و به خدمت نیروهای مسلح کشور وارد شد که از نظر برد و زیرسامانه ها ارتقاء یافته اند اما همگی یک مرحله ای سوخت مایع بوده و از سامانه هدایت اینرسیایی برخوردارند. کلاهک آخرین نمونه های شهاب3 از نوع جدا شونده است که پس از رسیدن به قوس نزولی در ارتفاع مناسب از بدنه موشک جدا شده و به سمت هدف ادامه مسیر داده و باعث ناتوانی دشمن در انهدام آن می شود.
همچنین انواع مختلف کلاهک از جمله کلاهک بارانی روی این موشک قابل بکارگیری است. طول این نمونه ها حدود 16.5 تا 17 متر بوده و برد آنها تا 1800 کیلومتر در نمونه های نهایی عنوان شده است. جرم کلاهک آنها نیز تا 1000 کیلوگرم برآورد شده است. با توجه به اینکه کمترین فاصله از نواحی غربی ایران تا دورترین نقطه در سرزمین های اشغالی به 1200 کیلومتر نمی رسد خانواده شهاب3 تهدیدی کاملاً جدی برای هر متجاوز و دشمن محسوب می شود.

 

موشک عاشورا

 

موشک عاشورا

 

این موشک بر اساس موشک شهاب3 ساخته شده و از نوع سوخت مایع و دوربرد است. شکل ظاهری کلاهک این موشک مانند آخرین نمونه های شهاب سه دارای کاهش قطر در قسمت های بالاتر است. در این موشک از زیرسامانه های بومی استفاده شده و قابلیت حمل چند نوع سر جنگی از ویژگی های این موشک است. منابع داخلی برد این موشک را 2500 کیلومتر عنوان کرده اند هر چند که کارشناسان خارجی 25 تا 50 درصد برد بیشتری را برای آن متصور هستند. با توجه به نزدیک بودن ابعاد این موشک و شهاب3، استفاده از سامانه های پرتاب قبلی برای بکارگیری آن مقدور است. این برد برای هدف قرار دادن دورترین نقطه در فلسطین اشغالی از نیمه شرقی هم کشور کافی است.

 

موشک قدر

 

موشک قدر

 

موشک قدر1 که در سال 1386 معرفی شده در ادامه توسعه موشک های دوربرد سوخت مایع شهاب به تولید رسید و در واقع یکی از نمونه های خانواده شهاب محسوب می شود. برد این موشک تک مرحله ای در حدود 2000 کیلومتر عنوان شده و از ویژگی های آن زمان کوتاه تر آماده سازی آن در مقایسه با موشک های قبلی است. بدین تریب سرعت واکنش این موشک بالاتر است. نمونه هایی از این موشک مجهز به کلاهک خوشه ای نیز معرفی شده که کلاهک این موشک ها نیز از نوع جدا شوند است. نوع قدر F طولی برابر با 15.86 متر و بردی در حدود 1950 کیلومتر و هدایت اینرسیایی دارد.

 

موشک سجیل

 

موشک سجیل

 

موشک سجیل نیز مانند قدر و عاشورا در نیمه دوم دهه 1380 خورشیدی معرفی شده و برخی آنرا برترین موشک بالستیک ایرانی می دانند. گواه این مدعا اعتراف کارشناسان خود دشمن در نبود مشابه خارجی برای سجیل است. سجیل اولین موشک دوربرد سوخت جامد ایران و به احتمال بسیار بالا خط شکن موشک های ایرانی در جهت محو اسرائیل از روی نقشه (در صورت نیاز به استفاده از عامل نظامی) خواهد بود. این به دلیل سامانه پرتاب متحرک با قابلیت حمل موشک آماده پرتاب است.
این موشک به دلیل استفاده از سوخت جامد به سرعت و ظرف چند دقیقه آماده پرتاب شده و پس از شلیک نیز پرتابگر آن به سرعت محل را ترک می کند. این ویژگی باعث کاهش احتمال نابودی موشک قبل از پرتاب می شود. همچنین به دلیل شتاب بسیار بالای سجیل امکان ردگیری آن برای دشمن در فازهای اولیه پرتاب بسیار کم و عملآً شانس دشمن برای انهدام سجیل در طی پرواز ناچیز است.
برد سجیل نیز 2000 کیلومتر عنوان و تاکنون در دو نمونه سجیل 1 و 2 معرفی شده که خود نشانگر تلاش صنایع مربوطه برای بهسازی آن است. این موشک از نوع دو مرحله ای بوده که پس از اتمام سوخت مرحله اول، این بخش از موشک جدا شده و مرحله دم روشن می شود. با اینکار بخشی از جرم بدنه که خالی شده و باز اضافه محسوب می شود از موشک جدا شده و به افزایش برد کمک می کند.
ایران در کمتر از 9 دقیقه اسرائیل را نابود می کند
سجیل جزو موشکهای از مجموعه موشک های بالستیک کشور است که با خروج از جو و طی مسیر در چنین ارتفاعی به داخل جو بازگشته و با سرعت حدود 10 تا 12 ماخ(حدود3400 تا 4080 متر بر ثانیه) به سوی هدف سرازیر می شود که انهدام آنرا برای تمام سامانه های دفاع هوایی موجود ناممکن کرده است. این نکته نشانگر پیشرفت فناوری موشکی کشور در رسیدن به چنین دستاورد مهمی است. همچنین فناوری سوخت جامد مرکب که در این موشک استفاده شده علاوه بر ویژگی های رانشی مطلوب، عمر انبارداری بالایی را نیز برای این موشک به دنبال دارد.
سامانه هدایت موشک های بالستیکی که به آنها اشاره شد از نوع کنترل بردار رانش است که با استفاده از تیغه هایی در خروجی پیشران موشک اقدام به تغییر جهت گازهای خروجی از موشک کرده و جهت موشک را تصحیح می نمایند. این سامانه بسیار بهتر از سامانه های متکی به سطوح کنترلی بالک عمل کرده و یکی از عوامل دقت بالای موشکهای ایرانی، بهینه سازی این سامانه در کشور است.
4ویژگی مهم «سجیل 2» نسبت به شهاب 3
4ویژگی موشک زمین به زمین سجیل 2 به نسبت موشک شهاب 3 را می توان نوع سوخت، سرعت، دقت و سیستم ناوبری آن ذکر کرد.
ایجاد یک توان دفاعی موشکی از اواخر دهه 70 شمسی (اواخر دهه 90 میلادی) در دو مرحله و بعد از تاسیس سازمان هوافضا در وزارت دفاع کشورمان آغاز شد که نیروی موشکی با سوخت مایع و نیروی موشکی با سوخت جامد را دربر میگرفت.
ابتدا در زمینه سوخت مایع آغاز به مطالعه و تحقیق و تولید شد که نتیجه اولیه آن خط تولید موشکهای زمین به زمین با سوخت مایع بود و در این مرحله موشکهای شهاب و خصوصا شهاب 3، قدر و انواع دیگر تولید شدند.
چرا امکان استفاده از سیستمهای ضد موشکی علیه ایران وجود ندارد؟
موشک 23623 کیلوگرمی سجیل، در زمان 835 ثانیه(13 دقیقه و 55 ثانیه) به بیشینه برد خود می رسد. این موشک طولی در حدود 17.57 متر، 1.25 متر قطرو سر جنگی به جرم 500 کیلوگرم از نوع جدا شونده دارد که این دو ویژگی یعنی حجم کوچک هدف و سرعت باالای آن؛ احتمال موفقیت دشمن را در استفاده از سیستمهای ضد موشک خود به حداقل می رساند. سامانه های هدفگیری ناوبری و هدایت سجیل دقت بسیار بالایی را برای آن به ارمغان آورده اند که برای این موشک ارزش عملیاتی زیادی را ایجاد کرده است.
موشک سجیل 2 از سوخت جامد استفاده میکند که نسل جدیدتری از سوخت موشک به شمار میرود. همچنین این موشک از سرعت و دقت بیشتری در برخورد با هدف بهره برده و از عملکرد منحصر به فردی در سیستم ناوبری به نسبت دیگر موشکهای زمین به زمین ایران برخوردار است.
موشک های سوخت مایع با توجه به نیاز به شارژ شدن سوخت در مخازن پیش از پرتاب، زمان آماده سازی زیادی دارند. در این حالت امکان شناسایی موشک پیش از پرتاب وجود دارد. برای رفع این مشکل از سالها پیش سیلوهای زیرزمینی برای پرتاب موشک های بالستیک در نقاط مختلف کشور ساخته شده می توان موشک شارژ شده و آماده شلیک را تا چند ماه در آنها نگاه داشت.
با توجه به تعداد زیاد این سیلوها پس از رسیدن زمان تخلیه هر موشک، تعداد زیادی موشک دیگر در سایر سیلوها وجود دارند که آماده پرتاب هستند. بدین ترتیب از موشک های سوخت مایع کشور نیز می توان برای حمله اولیه به دشمن استفاده نمود.
تمامی موشک های بالستیک نامبرده از نظر سامانه های هدایت و برای کاهش بازتاب راداری بهسازی شده آماده شلیک به سوی دشمن هستند. از نظر تعداد به اذعان کارشناسان خارجی تعداد موشک های ایرانی شلیک شونده به اسرائیل در هر روز دهها فروند و برای چند ماه می تواند، باشد.






تاریخ : چهارشنبه 90/11/19 | 8:24 صبح | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()
بنا برا اطلاعات سایت معتبر N2yo.com ماهواره نوید با سرعتی در حدود 7530 متر بر ثانیه و در ارتفاع 278 کیلومتری سطح زمین در حال حرکت بوده و هم اکنون بر فراز آمریکای مرکزی قرار دارد.

برای دیدن زنده حرکت ماهواره نوید به آدرس زیر مراجعه فرمایید.






تاریخ : یکشنبه 90/11/16 | 8:46 صبح | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.