سفارش تبلیغ
صبا

با این چند تا عکس یه سر به گذشته می زنیم

چقدر سریع شد سه سال.....

سالروز دانش آموختگی یا به قول فرنگیها graduation ceremony را به همه دوستام تبریک می گم وآرزوی موفقیت برای همشون دارم


 



 

دوست های روزهای گذشته دوست های آینده خواهند بود یا جای خود را به دیگران خواهند داد؟؟؟؟






تاریخ : سه شنبه 91/3/9 | 7:44 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

من با آگاهی کامل از نقش و تاثیر مهندسی در سازندگی و توسعه پایدار جهان، رفاه و آسایش انسان، حفظ جهان هستی از آلودگی های زیست محیطی و تامین شادی پایدار و دراز مدت خود و دیگران، اینک که به عنوان مهندس خدمت خود را آغاز می کنم به پروردگار جهان سوگند یاد می کنم که: همواره در سراسر زندگی شغلی، حرفه ای و اجتماعی خود بدین سوگند وفادار باشم. به انسان، به عنوان یک موجود صاحب خرد و شگفت انگیزترین پدیده آفرینش بیاندیشم، صدیق و واقع بین باشم و به هیچ اقدامی که به انسان و انسانیت آسیب رساند، مبادرت نورزم. دانش مهندسی و تجربه حرفه ای خود را که میراث مشترک بشری است، مغتنم دانم و کوشش کنم تا آن را به روز نگهدارم و در حد توان خود به گنجینه دانش و تجربه های سودمند بشری بیفزایم. ایران زادگاه من است که در آن زاده و پرورده شده ام، کوشش خواهم کرد که دین خود را به سرزمینم، مردمانم، نیاکانم، و آیندگان ادا کنم. در طول زندگی حرفه ای خود تلاش کنم تا نقش موثری در توسعه پایدار کشورم داشته باشم. در حد توان به دانشگاه که مربی علمی و فنی من است و به کسانی که پس از من در این مکان مقدس پرورش خواهند یافت، خدمت کنم. سرمایه های هستی، چون ماده، انرژی، محیط زیست و نیروی کار را سرمایه های تمام بشر بدانم، و در حفظ و کاربرد درست و بهسازی آنها کوشش نمایم. در تمام فعالیتهای مهندسی خود صداقت، دقت، نظم، عدالت، سرعت عمل، حفظ منابع اجتماع و حقوق دیگران را مراعات کنم و سلامت، ایمنی و آینده نسلها را در نظر داشته و به آنان مهربان، دلسوز و متعهد باشم و همواره سود خویش را در منافع عام جستجو کنم، رشوه خواری و سایر رذایل اخلاقی را طرد و برای زحمات خود ارزش مادی ای در حد معقول و متعارف طلب کنم. در تمام کوشش های مهندسی خود از دانش روز و آخرین یافته های فنی آگاه شوم و آنها را با ابتکار، خلاقیت و نو آوری در طراحی، برنامه ریزی و اجرا بکار بندم. در تمام کوشش های مهندسی خود استانداردهای را مراعات و تنها در حیطه دانش و توانایی خود کار قبول کنم و تنها مدارکی را امضا کنم که به آنها احاطه فنی کامل دارم. در مواردی که منع قانونی و حق مالکیت اختصاصی وجود ندارد، دانش خود را آزادانه و به صورت رایگان منتشر کنم و در اختیار دیگران قرار دهم. در ادای وظایف حرفه ای محول شده، متعهد، مسئولیت پذیر، مشارکت پذیر و رازدار باشم. محیطی پر از محبت و صفا و عشق و علاقه به خدمتگذاری بی ریا به مردم و وطنم را بوجود آورم و همکاران خود را بدون توجه به ملیت، نژاد، مذهب، جنسیت، سن و عقیده دوست بدارم و ارزش های انسانی را در خود و در آنان پرورش دهم. در کوششهای مهندسی خود همیشه فردی متواضع باشم و موفقیتهای به دست آمده را علاوه بر سعی و کوشش خود مرهون تلاش همکاران و نظام آفرینش بدانم و از آنان قدردانی و سپاسگذاری کنم. در تمام کوششهای مهندسی خود جویا و پذیرای نقد و اظهار نظر صادقانه همکاران باشم و از لطمه زدن به حیثیت، شهرت، دارایی یا اشتغال دیگران پرهیز و از اقدامات بد خواهانه برای آنان خوداری کنم. از کوشش های فرهنگی و فعالیتهای اجتماعی که به منظور توسعه رفاه عمومی انجام می گیرد، استقبال و در آنها شرکت کنم. همکاران خود را به رعایت اصول اخلاق مهندسی و وجدان حرفه ای تشویق کنم.






تاریخ : سه شنبه 90/4/7 | 1:0 صبح | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

 

با این چند تا عکس یه سر به گذشته می زنیم

 

همیشه با هم باشیم  مثل این عکس هایی که با هم بودیم

 

شاید این روز بهانه ای باشد برای یاد همدیگر بودن تا همدیگر را فراموش نکنیم


سالروز دانش آموختگی یا به قول فرنگیها graduation ceremony را به همه دوستام تبریک می گم وآرزوی موفقیت برای همشون دارم


 



روز نهم خرداد را به خاطر می سپاریم





سالروز دانش آموختگی یا به قول فرنگیها graduation ceremony را به همه دوستام تبریک می گم وآرزوی موفقیت برای همشون دارم







 

 

 

ان شاا... 120بار این روز را تبریک بگم






تاریخ : سه شنبه 90/3/10 | 6:20 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

بچه های دیروز 

 

شما یادتون  میاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده ، ما هم ذوق مرگ می شدیم.

شما یادتون میاد ، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم ، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم.

شما یادتون میاد ، یک مدت مد شده بود دخترا از اون چکمه لاستیکی صورتیا می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره !

شما یادتون  میاد ، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ گ، وگ وگ گ، وگ وگ وگ وگ، وگ…

شما یادتون میاد که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو

  ادامه مطلب...




تاریخ : چهارشنبه 90/1/31 | 7:44 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

مدتیه که احساس می کنم این وبلاگ داره خیلی تخصصی میشه و از اونجایی در حال حاضر دستور پخت همه چیز رو می شه از اینترنت پیدا کرد به جز مهندس پلیمر می خوام امروز دستور پخت یه مهندس پلیمر رو براتون بزارم .

مواد لازم:
1-    یک پیمانه مغز
2-    یک دوم پیمانه هوش
3-    یک کاسه پشت کار
4-    یک لیوان پودر درشت مولکول
5-    پلی اتیلن و پلی استایرن به میزان لازم
6-    نمک و فلفل و ادویه

دستور پخت
ابتدا یک کاسه پشت کار را برداشته و مغز و هوش را به آن اضافه می کنیم به مدت ده دقیقه با همزن مخلوط می کنیم تا اندازه ای که مخلوط یکدست شود. نمک و فلفل و ادویه را به یک لیوان پودر درشت مولکول اضافه نموده و آن را به مخلوط پشت کار و مغز و هوش اضافه می کنیم. فر را روشن کرده و در دمای 120 درجه تنظیم می کنیم. در همین مدت مخلوط تهیه شده را داخل ظرفی می ریزیم و منتظر می مانیم فر حسابی داغ شود. ظرف را در داخل فر گذاشته و 40 دقیقه صبر می کنیم. مهندس پلیمر آماده است حال می توانیم آن را با پلی اتیلن یا پلی استایرن و یا هر نوع پلیمر دیگر تزئین می کنیم.
امیدوارم از این غذا لذت کافی ببرید.






تاریخ : چهارشنبه 89/7/14 | 12:14 صبح | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

سلام دوستای گلم

خدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ به بی ثمری

لحظه ای که گذشت برای زیستن حسرت نخورم و مردنی عطا

کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم. بگذار تا آنرا من خودم

انتخاب کنم اما آنچنانکه تو دوست داری..

 

اگه کسی دوست داشته در پیشرفت این  وبلاگ با من همکاری کنه خیلی خیلی خیلی خیلی خوشحال میشم

لذا درخواست میکنم در قسمت نظرات در خواست همکاری کنه تا شناسه کاربری و رمز عبور در اختیارتون قرار بدهم

اگه کسی دوست داشته در پیشرفت این  وبلاگ با من همکاری کنه خیلی خیلی خیلی خیلی خوشحال میشم

لذا درخواست میکنم در قسمت نظرات در خواست همکاری کنه تا شناسه کاربری و رمز عبور در اختیارتون قرار بدهم

منتظرتون هستم






تاریخ : یکشنبه 89/3/9 | 11:17 صبح | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

با این چند تا عکس یه سر به گذشته می زنیم

همیشه با هم باشیم  مثل این عکس هایی که با هم بودیم

شاید این روز بهانه ای باشد برای یاد همدیگر بودن تا همدیگر را فراموش نکنیم

سالروز دانش آموختگی یا به قول فرنگیها graduation ceremony را به همه دوستام تبریک می گم وآرزوی موفقیت برای همشون دارم

 


روز نهم خرداد را به خاطر می سپاریم



سالروز دانش آموختگی یا به قول فرنگیها graduation ceremony را به همه دوستام تبریک می گم وآرزوی موفقیت برای همشون دارم




 

ان شاا... 120بار این روز را بهتون تبریک بگم

.






تاریخ : شنبه 89/3/8 | 9:0 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

یامان باشد همدیگر را فراموش نکنیم حتی اگر .....

با اینکه عملا  از داراب خداحافطی کردیم....اما باعث شد ما دوستای خوبی پیدا کنیم

 

اما امیدوارم از همدیگه خداحافظی نکرده باشیم.


خداحافظ عزیزم


پرسه در خاک غریب پرسه بی انتهاست                 هم گریز غربتم زادگاه من کجاست


چه خاطراتی داریم از توی هر گوشه این شهر!


کمی یاداوری کنیم گذشته را

داراب با حدود 185000 نفر جمعیت و 6800 کیلومتر مربع وسعت با دو شهر، شه بخش و 12 دهستان در جنوب شرقی استان فارس واقع گردیده که از شمال به شهرستانهای نی ریز و استهبان، جنوب به شهرستانهای لار و زرین دشت، مشرق به استانهای هرمزگان و کرمان و مغرب با شهرستان فسا هم مرز می باشد.


 


چه روزهایی داشتیم با دوستان عزیز فقط  خاطرهاشون بامن مونده

امیدوارم هر جایی که باشن موفق وموئد باشند


از ترمینال تا میدان امام حسین،باغ ملی،میدان انقلاب،بستنی حمید آقا،چاپ دیجیتال،بزرگترین میدان جهان (حاج زاغی)،بلوار بسیج،جمهوری،تنگ کتول،


و در نهایت به این شعر رسیدم



یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت


غم من نخور که دوریت برای من شده عادت


مقصدت هر جا که باشه                هر جای دنیا که باشی  


  اون ور مرز شقایق      


 پشت لحظه ها که باشی       خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود


تنها دست تو رفیق،دست بی ریای من بود


چهار سال با هم بودیم گذشت به همین سادگی


رهگذار عمر سیری در دیاری روشن وتاریک                           رهگذار عمر راهیست بر فضایی دور یا نزدیک


کس نمی داند کدامین روز می آید                             کس نمی داند کدامین روز می میرد 




یکسال دیگر هم گذشت .......



و پروازی به سوی سرنوشتی دیگر


الهی به امید تو .....






تاریخ : شنبه 89/3/8 | 9:0 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

یادتون می آید

8/4/1388 آخرین امتحان ما دانشجو های پلیمر ورودی 84 بود

آخرین  امتحان مون

امتحان اقتصاد با خانم دکتر صالحی



دی ماه 84



اولین امتحان ما زبان پیش بود



یادش بخیر



به همین سادگی 4 سال گذشت



وحالا یکسال دیگر نیز گذشت



خدای من چه زود گذشت.چقدر زود بزرگ شدیم.




یاد روزهای مهد کودک،یاد روزهای دبستان،بازیهای کودکانه،یادش بخیر.





یادعلی رضا،سارا،مهدی،محمد،مریم،مهرداد،همبازیهای کودکم بخیر.


کودکیاد بابام با موهای سیاه،یاد جوونیهای مادرم،یاد اون شلواری که هیچ وقت دوست نداشتم بپوشمش،بخیر.یاد گریه کردنهام توی خیابون برای بستنی،بخیر.چه زود گذشت،چه زود گذشت.




یادش بخیر،سال اول ابتدایی:بابا چند بخشه،مادرچند بخشه.




دیکته های بیست،شاگرد اولی هام،مبصری هام.چه زود گذشت،چه زود بزرگ شدم.





من یار مهربانم----داناو خوش بیانم،مسافر صحرا،تصمیم کبری رو کی یادش می آید.




یادش بخیر دیکته ایی رو که.....



یادشون بخیر معلمام،خانم آقای حق پرست،آقای روستا،آقای توکلی،آقای حسین پور،آقای فلاح.




یادشون بخیر همکلاسی هام،دوستان تو کوچه م،توپه بازی هام،سر شکستنهام،کتک خوردن هام.




یادش بخیر،دستم تو دست مامان،دستم تو دست بابا،توی خیابون بستنی میخوردیم.


یادش بخیر،آتاریم رو میگم،جایزه ی معدل بیستم،چه حالی میداد اتاری بازی،چه حالی می داد دوچرخه بازی.


یادش بخیر بازی با پسر دایی،دختر دایی،دختر خاله،پسر خاله،پسر عمه وپسرعموو.............



یادش بخیر اون روزی که زنبور نیشم زد.یاد اون روزها که دست وپام توی فوتبال زخمی می شد.یاد کچل کردن های دوره ی ابتدایی.




یاد دوره ی راهنمایی،یاد فرار از مدرسه،یاد عیدی هایی که تو نوروزاز مامان وبابام می گرفتم.


دبیرستان.یادش بخیر.


حالا از اون روز ها فقط یه خاطره مونده،چند تا عکس وچند خط نوشته.


یادش بخیر،مسافرتها،چه حالی میداد تبریز،اصفهان وتهران.یاد مشهد وامام رضا،یاد شمال رفتنا،یاد ایران گر دیها بخیر.


یاد همشون بخیر.


یاد آرزوهام،یاد دعاهام،یاد اتاق اسباب بازی هام.یادشون بخیر.


یاد پشت کنکوری،کتابخانه،درس وتست بخیر.

یاد سکوت هام،یاد فکر کردن ام،یاد خنگ بازی هام،بد شانسی هام،یادشون بخیر.


یاد سال های دانشگاه،امتحان ها



مهندس باصری ، دکتر گودرزیان ، مهندس نوعی ،خانم دکتر صالحی،خانم دکتر شکوهی،مهندس اسدی ،دکتر خوشحال ،دکتر فیروزی فر؛مهندس محبی و.....



مخصوصا مهندس باصری با ........


یاد دوستام،یاد دوستام،بازم یاد دوستام و


یاد داداش هام
یاد خواهرای گلم، یاد ....
انشاا... که .....


یاد اونهایی رو که یاد ندارم،یادشون بخیر



چه زود بزرگ شدم،چه زود بزرگ شدیم.



چه زود می رسه،اون روزی،که یاد امروز رو بخیر میکنم.



یادش بخیر،چه زود گذشت،چه زود بزرگ شدیم






تاریخ : شنبه 89/3/8 | 8:0 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

گواهی نامه موقت امروز صادر شد

و عملا دیگه از داراب خداحافطی کردیم

خداحافظ عزیزم

با حمید رضا مردانی همه داراب را زیر و رو کردیم

پرسه در خاک غریب پرسه بی انتهاست                 هم گریز غربتم زادگاه من کجاست

چه خاطراتی زنده شد توی هر گوشه این شهر!

داراب با حدود 185000 نفر جمعیت و 6800 کیلومتر مربع وسعت با دو شهر، شه بخش و 12 دهستان در جنوب شرقی استان فارس واقع گردیده که از شمال به شهرستانهای نی ریز و استهبان، جنوب به شهرستانهای لار و زرین دشت، مشرق به استانهای هرمزگان و کرمان و مغرب با شهرستان فسا هم مرز می باشد.

چه روزهایی داشتیم با دوستان عزیز فقط  خاطرهاشون بامن مونده 

امیدوارم هر جایی که باشن موفق وموئد باشند

از ترمینال تا میدان امام حسین،باغ ملی،میدان انقلاب،بستنی حمید آقا،چاپ دیجیتال،بزرگترین میدان جهان (حاج زاغی)،بلوار بسیج،جمهوری،تنگ کتول،

و در نهایت به این شعر رسیدم

یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت

غم من نخور که دوریت برای من شده عادت

مقصدت هر جا که باشه                هر جای دنیا که باشی  

  اون ور مرز شقایق      

 پشت لحظه ها که باشی       خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود

تنها دست تو رفیق،دست بی ریای من بود

چهار سال گذشت به همین سادگی

رهگذار عمر سیری در دیاری روشن وتاریک                           رهگذار عمر راهیست بر فضایی دور یا نزدیک

کس نمی داند کدامین روز می آید                             کس نمی داند کدامین روز می میرد 

چهار سال گذشت ودیگر هیچ...............

و پروازی به سوی سرنوشتی دیگر

الهی به امید تو .....






تاریخ : پنج شنبه 88/8/14 | 9:36 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.