سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
وب سایت جامع دانش قابل استفاده برای دانشجویان و مهندسین و مدیران
درباره وبلاگ


http://www.telegram.me/sajjadshafiee_ir . . . رشته مهندسی پلیمر نسبت به رشته‌های مهندسی دیگر تقریبا جوان است و شکوفایی آن از زمان جنگ جهانی دوم آغاز شده است. اما به دلیل کاربرد روزافزون پلیمر در صنایع مختلف، این رشته به سرعت رشد کرده و امروزه جزو یکی از رشته‌های مهم کشورهای صنعتی پیشرفته می‌باشد. هدف رشته مهندسی صنایع پلیمر تولید کلیه محصولات پلیمری از قبیل لاستیک، پلاستیک، الاستومر، چسب‌ها، رزین و سایر مواد مورد نیاز صنعت است. برای مثال طراحی و تولید تایر ماشین در صنایع لاستیک، لوله‌های پلی‌اتیلن در صنایع پلاستیک و انواع فایبرگلاسها در کامپوزیت به یاری متخصصان مهندسی صنایع پلیمر انجام می‌گیرد یا حتی در این رشته شکل‌دهی رزین‌ها نیز مطرح است که برای مثال می‌توان به ساخت ملامین اشاره کرد.حتی کیسه‌های پلاستیکی و روکش ظروف نچسب ( تفلون ) از مواد پلیمری می‌باشند. در واقع در رشته مهندسی صنایع پلیمر هر آنچه که به این مواد بر می‌گردد، مورد مطالعه و بررسی قرار می‌گیرد. البته پلیمرها فقط کاربرد صنعتی ندارند بلکه کاربرد پزشکی نیز دارند. مثلا اگر کشکک زانوی یک نفر آسیب ببیند و ترمیم آن امکان‌پذیر نباشد، شبیه به همان کشکک زانو را با مواد پلیمری درست می‌کنند و بر روی زانو قرار می‌دهند و یا دندان مصنوعی و لنزهای چشمی همه از مواد پلیمری ساخته می‌شوند که به این مواد پلیمری «پلیمرهای زیستی» می‌گویند. فرصت‌های شغلی: در صنعت پوشاک پلیمرها در تولید پاپوش‌ها، تن‌پوشها و کف‌پوشها بسیار موثر هستند. در صنایع حمل و نقل زمینی (خودروسازی، قطار و ... )، هوایی ( هواپیما و بالگرد) و دریایی (کشتی‌ها و ...) پلیمرها حضوری چشمگیر دارند، و بالاخره در صنایع نظامی، پزشکی، کشاورزی و بسته‌بندی کاربرد مواد پلیمری بسیار گسترده است.بدر صنعت پوشاک نیز پلیمرها در تولید پاپوش‌ها، تن‌پوشها و کف‌پوشها بسیار موثر هستند. در صنایع حمل و نقل زمینی (خودروسازی، قطار و ... )، هوایی ( هواپیما و بالگرد) و دریایی (کشتی‌ها و ...) پلیمرها حضوری چشمگیر دارند، و بالاخره در صنایع نظامی، پزشکی، کشاورزی و بسته‌بندی کاربرد مواد پلیمری بسیار گسترده است. باتوجه به کاربرد وسیع پلیمرها در صنایع، فارغ‌التحصیلان این رشته توانایی‌های کافی در زمینه‌های ایجاد و برنامه‌ریزی واحدهای تولیدی تبدیل پلیمر خام به مواد مصرفی و اشتغا
آرشیو وبلاگ
صفحات وبلاگ
نویسندگان

اختراعات نیکلا تسلا که باعث هراس قدرت های جهانی شده است

اشعه‌ی مرگ

نیکلا تسلا در سال 1930 ادعا می‌کرد که یک ”اشعه مرگ“ اختراع کرده و از آن با نام Teleforce یاد می‌کرد. این ابزار قادر به تولید اشعه‌ی قدرتمند از انرژی بود که برای انهدام هواپیماهای جنگی دشمنان، نظامیان خارجی، یا هر چیز دیگری می‌شد از آن استفاده کرد. البته ”اشعه‌ی مرگ“ هرگز به تولید نهایی نرسید چون تسلا معتقد بود که با به کارگیری آن انهدام و محو کردن کشورها از روی کره‌ی خاکی بیش از پیش آسان می‌شد.

تسلا این طور می‌گفت که یک دولت با استفاده از این ابزار قادر به انهدام هر چیزی در محدوده‌ی 22 کیلومتری خود خواهد بود… [و] دیوار قدرت مستحکمی ایجاد خواهد کرد که هر کشوری، کوچک یا بزرگ را علیه همه‌ی ارتش‌ها، هواپیماها و دیگر نیروهای نظامی غیرقابل نفوذ خواهد کرد.“ وی گفته بود که تلاش‌هایی برای سرقت این اختراع انجام شده است. چندین ناشناس وارد اتاق کار او شده و برگه‌های تحقیقاتی وی را بررسی کرده‌اند اما سارقان یا جاسوسان مورد نظر دست خالی برگشته‌‌اند.


نوسان ساز تسلا

در سال 1898تسلا ادعا کرد که موفق به ساخت نوسانساز کوچکی شده که بعد از اتصال به دفتر کار و راه‌اندازی، تقریبا تمام ساختمان و اطراف آن را به لرزه درآورده است. به عبارت دیگر، با استفاده از این ابزار امکان شبیه‌سازی زلزله میسر می‌شد. با توجه به خطرات احتمالی که ساخت چنین ابزاری می‌توانست ایجاد کند، تسلا سریعا یک چکش گرفته و شروع به تخریب آن کرده و به کارمندانش هم سفارش می‌کند در صورتی که از وجود چنین چیزی از آنها سوال شد، ادعای بی‌اطلاعی کنند. بعضی از نظریه‌پردازان معتقدند دولت امریکا همچنان از تحقیقات تسلا در مکان‌هایی مثل تاسیسات هارپ (HAARP) استفاده می‌کند.


سیستم برق رایگان

تسلا با دریافت کمک مالی از سوی شرکت JP Morgan در سال 1902-1901 اقدام به طراحی و ساخت ابزاری به نام برج Wardenclyffe در نیویورک کرد، یک ایستگاه انتقال بی‌سیم غول‌پیکر. مورگان فکر می‌کرد برج Wardenclyffe امکان ارتباطات بی‌سیم را در سراسر جهان فراهم خواهد کرد اما تسلا برنامه‌های دیگری برای آن در سر داشت.

تسلا با استفاده از نظریات خود مبنی بر استفاده از زمین برای ارسال سیگنال‌ها، قصد داشت با استفاده از این برج اقدام به ارسال پیام‌، تماس‌های صوتی و حتی ارسال عکس‌های رادیویی از دریای آتلانتیک به انگلستان و به کشتی‌های دریایی کند. اگر این پروژه موفق می‌شد، هر کسی می‌توانست با فرو کردن یک میله در زمین، به الکتریسیته دسترسی داشته باشد.

متاسفانه، رایگان شدن برق سود سرشار شرکت‌های تامین نیرو را از بین می‌برد. و ضمنا وجود چنین سیستمی می‌توانست وضعیت قدرت‌های جهانی را به خطر بیاندازد چرا که به طور کلی صنعت انرژی را متحول می‌کرد. تصور کنید اگر جامعه نیازی به سوخت‌های فسیلی نداشت، دنیا چه شکلی پیدا می‌کرد؟ آیا قدرت‌های بزرگ جهانی همچنان امکان کنترل کشورها را داشتند؟ مورگان از تامین مالی تغییرات مورد نظر تسلا امتناع کرد. این پروژه در سال 1906 به حال خود رها و هرگز عملیاتی نشد.


بشقاب پرنده

در سال 1911 نیکلا تسلا به روزنامه New York Herald گفت که در حال کار روی یک ”ماشین پرنده“ ضد جاذبه است. اظهارات تسلا:

”ماشین پرنده‌ی من نه بال دارد و نه ملخ. شاید با دیدن آن روی سطح زمین هرگز تصور نکنید که این یک دستگاه پرنده است. با این وجود این ماشین با امنیت کامل قادر به حرکت در تمام مسیرهای هوایی است و با بالاترین سرعت ممکن است؛ شرایط بد آب‌وهوایی اثر منفی روی آن نداشته و چاله‌های هوایی یا جریان‌های هوایی مکنده هم مشکلی برای آن ایجاد نخواهند کرد. این دستگاه در صورت تشخیص وجود چنین جریان‌های هوایی نامناسبی قادر به ارتفاع‌گیری بوده و بالاتر از سطح آنها پرواز خواهد کرد. این دستگاه حتی در صورت وزش باد شدید قادر است برای مدتی طولانی به صورت ثابت در آسمان بماند. مکانیزم قدرت پرواز دستگاه من از قوانین حاکم بر پرواز پرندگان پیروی نکرده، بلکه یک حرکت مکانیکی ساده است.“

بشقاب پرنده‌ی تسلا با سیستم رایگان انرژی کار می‌کرد، آن هم در زمانی که صنعت هوافضا و صنعت خودرو وابسته به نفت بود. این اختراع هم دچار سرنوشتی مشابه سیستم انرژی رایگان شد.


بالون‌های هوایی پیشرفته

تسلا طرح پیشنهادی جالبی در زمینه‌ی جابجایی مسافران داشت: بالون‌های هوایی برقی، با فاصله 12 کیلومتری از سطح زمین، تنها در طی 3 ساعت قادر به انتقال مسافران از نیویورک به لندن خواهند بود. وی حتی فکر می‌کرد امکان تامین انرژی بالون‌های از اتمسفر وجود دارد، و به همین خاطر بالون‌ها برای تامین انرژی هرگز نیازمند توقف نخواهند بود.

بالون‌های هوایی بدون سرنشین می‌توانستند مسافران را به مقصدهای از پیش تعیین شده منتقل کرده یا از آنها برای حملات جنگی از راه دور استفاده کرد. متاسفانه هیچ کسی اعتباری برای این پروژه قائل نشد. هر چند امروزه شاهد پرواز پهپادهای بدون سرنشینی هستیم که عملیات‌های بمباران هوایی را انجام داده، هواپیمایی با سرعت مافوق صوت ساخته شده که سرعت فوق‌العاده بالایی داشته و فضاپیماهای که می‌توانند بالاتر از جو زمین به دور آن بچرخند.

بسیاری از مردم همواره از FBI به عنوان مظنون اصلی سرقت تمام کارها، پروژه‌های تحقیقاتی و اختراعات تسلا یاد می‌کردند. درستی این شایعه با درخواست‌های اخیر قانون آزادی اطلاعات که FBI را تحت فشار قرار داده بود، ثابت شد.




موضوع مطلب :

گراهام بل که بود و چه چیزهایی را اختراع کرد؟

«الکساندر گراهام بل» در 141 سال پیش و زمانی که فقط 29 سال سن داشت، نخستین تماس تلفنی موفق دنیا را برقرار کرد تا این افتخار برای همیشه به نام او ثبت شود.

در دهم مارس سال 1876 میلادی، نخستین مکالمه تلفنی میان «الکساندر گراهام بل» و دستیارش «توماس واتسن» با موفقیت انجام شد.

الکساندر اهل اسکاتلند بود، اما پس از اینکه دو برادرش در جوانی به سل مبتلا شدند و درگذشتند، زادگاه خود را به مقصد کانادا ترک کرد. وی پس از گذراندن دوران نقاهت، راهی ایالات متحده آمریکا شد.

بل تحصیلات آکادمیک چندانی نداشت، اما از آنجایی که پدر و پدربزرگش گفتاردرمان بودند، او هم از کودکی با این حرفه آشنا بود، به ویژه آنکه مادرش نیز از نعمت شنیدن بی‌بهره بود.

آشنایی بل با این حرفه سبب شد در آموزشگاه ناشنوایان شهر بوستون مشغول به کار شود و در کنار آن نیز به تئوری‌های خود درباره ارتعاشات و ... بپردازد.

آشنایی او با توماس واتسن سبب شکل‌گیری فکر اختراع تلفن در ذهنش شد. بل درخواست خود برای «حق امتیاز» (پتنت) این اختراع را در 14 فوریه سال 1876 میلادی تسلیم اداره پتنت‌های آمریکا کرد. این در حالی بود که تنها چند ساعت قبل مخترع دیگری به نام «الیشا گری» درخواست مشابهی به آن اداره ارائه کرده بود. بل کمتر از یک ماه بعد اولین پتنت برای تلفن را دریافت کرد و سه روز بعد اختراع خود را در معرض دید سرمایه‌گذاران، خبرنگاران و اهل فن با موفقیت آزمایش کرد.

طولی نکشید که صدها چالش حقوقی تازه، در رابطه با همین پتنت پیش روی بل قرار گرفت که از این تعداد پنج مورد به دادگاه عالی آمریکا کشیده شد. اما در نهایت صحت ادعاهای بل تایید شد و یکی از طولانی‌ترین دعواهای حقوقی تاریخ آمریکا بر سر پتنت خاتمه یافت.

وی بعد از آنکه به خاطر اختراع تلفن به شهرت رسید، توانست در سال 1882 میلادی شهروند آمریکا شود.

شهرت او بعدها به حدی رسید که واحد استاندارد برای اندازه‌گیری شدت امواج صوتی در دهه 1920 میلادی «بل» نام گرفت. «دسیبل» هم که یک‌دهم بل محسوب می‌شود، رایج‌ترین مقیاس برای اندازه‌گیری بزرگی صدا به شمار می‌رود.

همچنین وقتی بل در دوم اوت سال 1922 میلادی درگذشت، دو روز بعد، تمامی سرویس‌های تلفتی در آمریکا و کانادا برای یک دقیقه کامل و همزمان با خاکسپاری‌اش به حالت تعلیق درآمدند. علاوه بر این، تیمی متشکل از 60 هزار اپراتور تلفن به احترام وی یک دقیقه سکوت کردند و هیچ تماس تلفنی را هم وصل نکردند تا 13 میلیون تلفن در قاره آمریکا برای یک دقیقه زنگ نخورند.

دیگر اختراعات بل: تلفن بی‌سیم، فلزیاب و قایق سرعتی

1ـ در سال 1880 بل نوعی تلفن بی‌سیم را اختراع کرد که با بهره‌گیری از پرتوهای نوری، حرف‌ها و صداها را انتقال می‌داد. او این اختراع خود را که فوتوفون (برگرفته از کلمات یونانی به معنای «نور» و «صدا») نامگذاری و اعلام کرد: «فوتوفون بزرگ‌ترین اختراعی است که تا الان انجام داده‌ام و حتی از تلفن نیز اهمیتش بیشتر است.» اختراع او در زمان خود پیشرفت بزرگی محسوب می‌شد اما چندین دهه بعد، تکنولوژی فایبر اوپتیک از راه رسید و اختراع بل را به کناری نهاد.

2ـ در سال 1881 و پس از سوءقصد به جیمز آبرام گارفیلد (بیستمین رئیس‌جمهور آمریکا)، شرایط جسمانی او رو به وخامت گذاشت، چون پزشکان مجبور بودند با دست‌ها و ابزارهای غیراسترلیزه اقدام به کنکاش درون بدن وی کنند تا گلوله‌ها را بیابند. بل که معتقد بود علم می‌تواند روش‌های بهتری برای پیدا کردن موقعیت گلوله در بدن ارائه کند، نوعی ماشین الکترومغناطیسی را ابداع کرد که پیش‌تر روی برخی از مجروحان جنگی امتحان کرده بود.

به همین دلیل، دو بار به کاخ سفید فراخوانده شد تا از دستگاهش برای پیدا کردن گلوله‌ها در بدن رئیس‌جمهور استفاده کند اما تلاش موفقی نداشت. چرا که سیم‌های موجود درون تشک اختلالاتی ایجاد می‌کرد،‌ از سوی دیگر پزشک مخصوص رییس‌جمهور فقط اجازه معاینه سمت راست بدن را به بل داد چون تصور می‌کرد گلوله در آن سمت است، در حالی که کالبدشکافی پس از مرگ گارفیلد نشان داد گلوله در سمت چپ بدن او بوده است.

3ـ بل در دهه 1890 میلادی فعالیت‌هایی را در حوزه هوانوردی آغاز کرد و حتی توانست تعدادی کایت چهارضعلی سرنشین‌دار طراحی کند. رؤیای او ساخت هواپیمایی بود که بتواند از سطح آب تیک‌آف کند و به پرواز درآید. این رؤیا به ساخت قایق‌های پرسرعتی انجامید که می‌توانست روی سطح آب جهش کند. یکی از این قایق‌ها HD-4 نام داشت و توانست در سال 1919 میلادی رکوردشکنی کند و  سرعت 112 کیلومتر بر ساعت را به ثبت برساند.




موضوع مطلب :

نکات جالب و خواندنی درباره آلبرت انیشتین

به ندرت می توان کسی را پیدا کرد که آلبرت انیشتین را نشناسد یا دستکم اسم او را نشنیده باشد. انیشتین یکی از مشهورترین و باهوش ترین انسان هایی است که این کره خاکی به خود دیده و کسی هنوز نتوانسته در زمینه ی علم به پای او برسد. انیشتین در حوزه ی ریاضی و فیزیک سرآمد دوران خود بود و با نظریه ی نسبیت و تئوری کوانتوم خود انقلابی در علم به پا کرد. اما علاوه بر این موضوعات چیزهای دیگری نیز در مورد این نابغه ی بی نظیر وجود دارد که کمتر کسی از آن ها باخبر است.

1- اگر چه در آن زمان هنوز شناسایی نشده بود اما بسیاری بر این باورند که آلبرت انیشتین به اختلال «طیف اوتیسم» مبتلا بود. برخی از رفتارهای عجیب و غیرطبیعی او در دوران زندگی اش مانند بیزاری از لمس شدن، مشکل داشتن در مراودات اجتماعی و سختی هایی که در دوران مدرسه داشت همه از نشانه هایی است که امروزه در زمره ی اختلالات اوتیسمی طبقه بندی می شوند.
 
2- این که انیشتین در فیزیک و ریاضی نابغه بود بدین معنا نیست که او در همه چیز عالی بوده باشد. انیشتین ویولون می نواخت اما همیشه با شمارش ریتم ها و نت ها مشکل داشت.

3- انیشتین بارها قبل از مرگ گفته بود که جسد او را بسوزانند اما بعد از مرگ، پاتولوژیستی به نام توماس هاروی مغز او را دزدید. هاوری بر این باور بود که مغز انیشتین کلید نبوغ وی بوده اما علی رغم مطالعات فراوان نتوانست چیزی در این مورد پیدا کند تا این که خانواده ی انیشتین از دزدیده شدن مغزش توسط هاروی باخبر شدند.
 
4- البته نکات جالب و خاصی در مورد مغز انیشتین وجود داشت که می توانست دلیل باهوش بودن وی در این حد بوده باشد. بخش هایی از مغز او نسبت به انسان های دیگر ضخیم تر بود که می توانست به این معنا باشد که ارتباط قوی تری میان نیمکره های مغز او وجود داشته است.

5- در سال 1947، او یک دست نوشته ی بسیار سری را همراه با رابرت اوپنهایمر، پدر بمب اتمی، در مورد این که در صورت تماس با موجودات فضایی چه باید کرد نوشت. برخی بر این باورند که انیشتین با نوشتن این دست نوشته می خواست به نحوی به مردم بگوید که او چیزهایی در مورد موجودات فضایی می داند که دیگران از آن ها بی خبرند. برخی هم این شایعه را پخش کردند که انیشتین به دلیل تماس با موجودات فضایی تا این حد باهوش شده است.
 
6- انیشتین اولین کسی نبود که قواعد نظریه ی نسبیت را کشف کرد اما اولین کسی بود که از آن به عنوان یک قانون فیزیکی استفاده نمود. 10 سال قبل از این که انیشتین تئوری نسبیت خود را به جهانیان عرضه کند، یک فیزیکدان آلمانی به نام هندریک لورنتز این ایده ها را در بوته ی آزمایش قرار داد اما فکر نمی کرد که این قوانین در زندگی واقعی نیز کاربرد داشته باشند.

7- اولین باری که انیشتین تئوری نسبیت خود را منتشر کرد کسی بحث های علمی او را جدی نگرفت.
 
8- ظاهراً وقتی که عکس معروف او در حالی که زبانش را بیرون آورده بود گرفته شد وی به شدت درمانده شده بود. این عکس در روز تولد 72 سالگی او گرفته شد و پس از یک شب طوانی که برای عکاسان لبخند دروغی زده بود تصمیم گرفت که این بار زبانش را برای عکاس درآورد.
 
9- شاید انیشتین بسیار جلوتر از زمان خود به دنیا آمده بود زیرا قبل از سن 30 سالگی، اکثر تالیفات و تئوری های مهمش را به انجام رسانده بود.

10- بدون شک انیشتین نبوغ ذاتی و ذهنی خاصی داشت ولی بر این باور بود که دلیل موفقیت و شهرتش این نبوغ نبوده است. به جای آن وی بر این باور بود که ثبات قدم و تلاش هایش باعث شد که وی از اطرافیانش با فاصله ای زیاد پیشی بگیرد.




موضوع مطلب :
یکشنبه 98 شهریور 10 :: 5:41 عصر ::  نویسنده : مهندس سجاد شفیعی

آقای رئیس جمهور!

نویسنده: فیلیپ کان

مترجمین: سیّد مهدی امین و عبّاس علی رضایی



 



آلبرت اینشتین

آلبرت اینشتین، دانشمند معروف جهان، به رئیس جمهور امریکا چنین نوشت: «آقای رئیس جمهور، از مطالعه نتیجه تحقیقات اخیر دانشمندانی چون فرمی و زیلارد بر این عقیده شدم که عنصر اورانیوم ممکن است در آینده نزدیک به یک منبع عظیم انرژی تبدیل شود. هرگاه بمبی از اورانیوم در بندری منفجر شود تمام نواحی اطراف آن ناحیه را ویران خواهد کرد.»
این نامه در پاییز 1939 به فرانکلین روزولت، رئیس جمهور امریکا، نوشته شد. شش سال بعد در ششم اوت 1945 بمبی از این نوع به شهر هیروشیما در ژاپن انداخته شد. شصت هزار نفر کشته شدند و یک صدهزار نفر زخمی گردیدند و دویست هزار نفر بی خانمان گشتند. در اثر انفجار، قریب ششصد ساختمان بزرگ ویران گردید. چند روز بعد بمبی نظیر همان به شهر ناگاساکی انداخته شد و با تسلیم شدن دولت ژاپن جنگ جهانی دوم پایان یافت.
این بمب اتمی اساساً بر مبنای محاسبات اینشتین ساخته شده بود. او در سال 1905 ثابت کرد که ماده قابل تبدیل به انرژی است و نیز انرژی می تواند به ماده تبدیل شود. تئوری سابق این بود که ماده نه به وجود می آید و نه از بین می رود. اینشتین نتیجه مطالعات خود را به صورت فرمول ریاضی زیر درآورد:

یعنی انرژی مساوی است با حاصل ضرب جرم (ماده) در مجذور سرعت نور، چون سرعت نور خیلی زیاد و برابر 300،000 کیلومتر در ثانیه یا 18،000،000،000کیلومتر در ثانیه است پس انرژی حاصل از مقدار کمی ماده بسیار عظیم خواهد بود. در حقیقت هرگاه 45 /0 کیلوگرم ماده مثلاً زغال بتواند به انرژی تبدیل شود تولید ده میلیارد کیلو وات ساعت انرژی خواهد کرد. 5/ 4 کیلوگرم زغال می تواند برای سراسر جهان به مدت یک ماه الکتریسیته تأمین کند.
آلبرت اینشتین در 14 مارس 1879 در شهر جنوبی اولم در آلمان، به دنیا آمد. یک سال بعد از تولد او خانواده اش به حومه شهر مونیخ رفتند. پدر آلبرت صاحب یک کارخانه الکتروشیمیایی بود. عموی مجرد آلبرت، که مهندس ماهری بود، در کارخانه به پدر آلبرت کمک می کرد و با آن ها زندگی می کرد. مادر اینشتین به موسیقی، مخصوصاً به آثار بتهوون، علاقه فراوان داشت.
مادرش همان علاقه به موسیقی را هنگامی که در شش سالگی به اینشتین درس ویلون می داد در وی ایجاد کرد. در ابتدا پسر نمی خواست آن درس ها را یاد بگیرد اما بعدها در موسیقی مهارتی کسب کرد و دوست داشت که سونات های موتسارت را بنوازد. این تربیت موسیقی در روحیه او اثر کرد و تا آخر عمرش هنگام فراغ به موسیقی روی می آورد و با لذت آن از خستگی خود می کاست.
در دوران بچگی علایم نبوغ در آلبرت مشاهده نمی شد و حتی سخن گفتن را به قدری دیر یاد گرفت که والدینش می ترسیدند او لال و کودن بشود. از اوان کودکی از بچه های همسالش دور می شد و بدون این که کاری انجام دهد در گوشه ای به تفکر می پرداخت. از انجام کارهای بدنی و فعالیت های جسمانی دوری می جست و از بازی نیز متنفر بود.
خیابان های آلمان هر روز شاهد رژه سربازان آلمانی بود. بچه ها از دیدن آن ها خوشحال می شدند و ادایشان را درمی آوردند ولی آلبرت از آن بیزار بود و اصلاً دوست نداشت انسان ها را به ماشین بدون احساس تبدیل کنند و بی اراده به حرکت درآورند.
مونیخ در آن زمان سیستم تعلیم و تربیت همگانی نداشت. مدارس ابتدایی زیر نظر گروه مذهبی اداره می شد. با این که پدر و مادر اینشتین یهودی بودند، بدون توجه به دین و مذهب خودشان، آلبرت را به نزدیک ترین مدرسه فرستادند که زیر نظر کاتولیک ها اداره می شد. او در ده سالگی به دبیرستانی رفت که گیمنازیوم نام داشت و در آن جا دانش آموزان را برای ورود به دانشگاه آماده می کردند. آلبرت در آن مدرسه چندان موفقیتی کسب نکرد و در آن جا به او خوش نگذشت. دانش آموزان را عادت داده بودند که طوطی وار مطالب را بیاموزند و گفت و گوها و بحث های مختلف که آن ها را به تفکر مهم وادارد وجود نداشت.
در همان مدرسه اینشتین با دین یهود آشنا شد. در مدرسه ابتدایی درباره مذهب کاتولیک چیزهایی یاد گرفته بود. درنتیجه با ارزش های اخلاقی مذاهب آشنا شد و تا آخر عمر به آن ها احترام می گذاشت.
او پس از اتمام دبیرستان از عضویت در گروه مذهبی امتناع ورزید. اما در زمان هیتلر، که رژیم نازی یهودیان را زیر شکنجه قرار داد و به قتل عام آن ها پرداخت، به جامعه یهودی روی آورد.
عموی مهندس اینشتین او را به مطالعه ریاضیات ترغیب کرد. او به آلبرت نشان داد که چگونه می شود از جبر در حل مسائل استفاده کرد. او برای این که توجه او را جلب کند می گفت: «جبر علم شیرینی است. مثلاً تا موقعی که حیوانی را برای شکار دنبال می کنیم اسمش را X می گذاریم و آن قدر ادامه می دهیم تا آن را به دام اندازیم.» مطالعه هندسه مورد توجه اینشتین جوان واقع شد. مخصوصاً او به روش ها و اثبات هر قضیه از راه دلیل و توالی فکری علاقه مند شد. اینشتین گفته است که دو اتفاق مهم در او تأثیر زیادی گذاشته بود. یکی در پنج سالگی بود که قطب نمای مغناطیسی برایش هدیه آوردند و دیگری مطالعه کتاب هندسه اقلیدس در دوازده سالگی بود. او می گوید: «هرکسی که در جوانی این کتاب را دقیق مطالعه نکرده باشد نمی تواند یک محقق صاحب نظر بشود.»
هنگامی که اینشتین پانزده سال داشت پدرش از کار در زمینه الکتریک در مونیخ دست کشید و به میلان در ایتالیا رفت تا کار جدیدی را آغاز کند. آلبرت هنوز در گیمنازیوم تحصیل می کرد. او مجبور بود در مونیخ بماند و دیپلم خود را بگیرد. مدرسه به تدریج برای اینشتین خسته کننده می شد؛ او در ریاضیات خیلی پیشرفت کرده بود ولی در سایر دروس که مداوم و به طور یکنواخت تدریس می شد ضعیف بود. او را به علت عدم اطاعت کورکورانه از معلمان از مدرسه اخراج کردند؛ او به ایتالیا نزد پدرش رفت.
پس از مدتی اقامت در ایتالیا و اندیشه درباره آینده اش تصمیم گرفت که زندگانی اش را وقف مطالعه و تحقیق در فیزیک و ریاضی کند. بدین قصد در امتحان ورودی پلی تکنیک فدرال سوئیس در شهر زوریخ شرکت کرد. استعداد ریاضی او خیلی خوب بود ولی چون در دروس زبان و زیست شناسی ضعیف بود در امتحان مردود شد. رئیس پلی تکنیک که از استعداد ریاضی او دچار حیرت شده بود ترتیبی داد که در سوئیس بماند و معلومات خود را برای گذراندن امتحان ورودی تکمیل نماید. در این جا اینشتین خوشحال بود که می دید وضع اداره ی مدارس با مونیخ کاملاً متفاوت بود. دیگر از تمرین یکنواخت خبری نبود و دانش آموزان را وادار به تفکر می کردند و معلمان آماده بودند که با دانش آموزان بحث و گفت و گو کنند. اینشتین برای نخستین بار در زندگی اش مدرسه مورد علاقه خود را پیدا کرد. او مطالعاتش را تکمیل کرد و در پلی تکنیک فدرال در زوریخ پذیرفته شد.
موقعی که در زوریخ بود تصمیم گرفت معلم فیزیک بشود و رشته مربوط به آن را تحصیل کرد و به همین سبب تبعه سوئیس شد. از نظر مادی زندگی او در زوریخ چندان خوب نبود. پدرش، به علت عدم توفیق در شغل جدید، اصلاً نمی توانست به آلبرت کمک کند. خوشبختانه یکی از اقوام ثروتمندش او را هنگام تحصیل در دانشگاه یاری کرد.
با وجود این که او دانشجوی ممتازی بود و معرفی نامه های تقدیرآمیز از استادانش داشت ولی نتوانست شغل معلمی به دست آورد. به علت ضرورت تأمین معاش مجبور شد به عنوان بازرس در اداره ثبت علایم شهر برن در سوئیس استخدام شود.
در سال 1905، هنگامی که اینشتین در اداره ثبت علایم مشغول خدمت بود، تئوری نسبیت مخصوصی را به صورت فرمول درآورد که سرانجام با استفاده از آن بمب اتمی ساخته شد. تا آن زمان مبنای تمام اصول و قوانین فیزیک بر اساس قوانین نیوتن استوار بود که در حدود دویست سال قبل تنظیم شده بود و پاسخگوی بیشتر مسائل فیزیکی بود. اما مشکلاتی پیش آمد که قوانین نیوتن از عهده حل آن ها برنیامد. مثلاً اگر موشکی از یک هواپیما در جهت حرکت پرتاب شود سرعت آن برابر خواهد بود با مجموع سرعت موشک و هواپیما. اگر قوانین نیوتن در مورد نور به کار رود هرگاه منبع نور به ناظر نزدیک شود سرعت نور زیاد خواهد شد و برعکس، هرگاه منبع نور از ناظر فاصله بگیرد سرعت نور کم می شود. اما مایکلسن، دانشمند امریکایی و استاد دانشکده دریاداری آناپولیس، با آزمایش هایی ثابت کرد که سرعت نور از قوانین نیوتن پیروی نمی کند.
اینشتین نتایج تحقیقات مایکلسن را مبنای اندیشه خود قرار داد و چنین بیان داشت: «بدون توجه به سرعت منبع نور و نحوه حرکت ناظر، نور نسبت به تمام ناظران دارای یک سرعت مساوی است.» این فرضیه به نام اصل ثبات سرعت نور نامیده می شود.
این فرضیه اگرچه به ظاهر زیاد مهم به نظر نمی رسد، ولی نشانه ای است از نبوغ اینشتین که به یاری آن افکار و عقاید جالب و باورنکردنی به جهان عرضه داشته که صحت همه آن ها تا امروز مورد قبول است. یکی از آن نظرها این است که ساعتی که حرکت می کند از ساعت ثابت کندتر کار می کند و این کار ربطی به دستگاه ساعت ندارد. این نظر به تجربه هم ثابت شده است. هنگامی که مسئله مسافرت به کرات آسمانی حل شود ممکن است مسافری بعد از یک ماه (مطابق ساعت کشتی فضایی) از سفر برگردد و مشاهده کند که فرزند کوچک سال او بیست سال بزرگ تر از پدرش است!
اینشتین از روی اصل ثبات سرعت نور، قانون معروف تبدیل ماده به انرژی را به وجود آورد که بعدها منجر به ساختن بمب اتمی گردید. این قانون نخستین بار در مورد منبع انرژی خورشید بیان شد. اگر حرارت خورشید در اثر سوختن ماده احتراقی بود می بایست سال ها قبل خورشید خاموش و سرد می شد ولی طبق فرمول معروف E=?mc?^2 ینشتین در اثر تبدیل ماده به انرژی اشعه خورشید سال های سال بر زمین تابیده و میلیون ها سال دیگر نیز دارای درخشش و حرارت خواهد بود.
چندی بعد از انتشار این فرضیه ها و اثبات و تأیید آن ها از طرف آزمایشگاه ها و رصدخانه ها، شهرت اینشتین عالم گیر شد. او در سال 1909 استاد ممتاز دانشگاه زوریخ بود و بعد به دانشگاه پراگ رفت و پس از بازگشت از زوریخ به برلین رفت و وارد مؤسسه کایزر ویلهلم شد.
او استاد دانشگاه برلین بود ولی خوشبختانه در سال 1933 که نازی ها بر سر کار آمدند او در حال سفر و ایراد سخنرانی در انگلستان و امریکا بود. نازی های وحشی او را از مقام استادی معزول کردند و اموالش را غارت نمودند و تابعیت افتخاری ای را که جمهوری آلمان به او داده بود از وی گرفتند. او به امریکا آمد و در مؤسسه تحقیقات عالی پرینستن، واقع در نیوجرزی، رئیس دانشکده ریاضیات شد. او از طرفداران دولت اسرائیل و حکومت واحد جهانی بود و هنگامی که از او دعوت کردند که رئیس جمهور اسرائیل بشود، در رد این تقاضا گفت: «من به مسائل علمی آشنایی دارم ولی استعداد طبیعی و تجربه لازم را برای اداره انسان ها ندارم.»
اینشتین به خاطر تحقیقاتی که روی فوتون ها و تئوری کوانتوم انجام داد جایزه نوبل گرفت. در سال 1950 نظریه میدان واحد را چاپ کرد و در 24 صفحه مطلب ریاضی، قوانین فیزیکی جاذبه و الکترومغناطیس را یکجا فراهم آورد.
اینشتین از موضوع ساختن بمب اتمی ناراحت و متأثر شد. او امیدوار بود که قدرت تخریبی آن را دولت امریکا به نمایندگان دولت ژاپن نشان دهد و آنان را از ادامه جنگ برحذر دارد نه این که بمب اتمی را بر سر ملت ژاپن فرو ریزد و آنان را نابود کند. او آرزو داشت که نیروی اتم برای بهبود وضع زندگانی بشر به کار رود.
اینشتین روز 18 آوریل 1955 درگذشت و تا دم مرگ می کوشید که از قوانین حاکم بر طبیعت به نفع توجیه قوانین ریاضی استفاده کند؛ چنان که می گفت: «خدا در طاس نرد جهان که در معرض دید ما است نقشی ندارد.»
منبع: کان، فیلیپ؛ (1389) دانشمندان بزرگ، ترجمه سید مهدی امین و عباسعلی رضایی، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی



موضوع مطلب :
یکشنبه 98 شهریور 10 :: 5:37 عصر ::  نویسنده : مهندس سجاد شفیعی
رضیه برجیان

مقدمه

تاکنون در دنیا در صنایع پلیمری تحقیقات بسیار زیادی انجام شده است. ازجمله آن‌ها تحقیقات در زمینه فناوری نانو در صنعت لاستیک است. موارد استفاده از فناوری نانو اعم از نانوفیلرها و نانوکامپوزیت است که به لاستیک‌ها خواص ویژه‌ای می‌دهد.

بازار نانوکامپوزیت در 2005 به میزان 200 میلیون یورو و در سال 2015 بر اساس آمارBSF به میزان 1200 میلیون یورو پیش‌بینی‌شده است. در سال 2002 کشوری مثل ژاپن 1500 میلیون یورو در تحقیقات در زمینه فناوری نانو صرف کرده است.همچنین صنایع خودرو در دنیا به سمت استفاده از نانو PP نانوپلی پروپیلن سوق پیدا کرده است و علت اصلی آن خواص مناسب از جمله سبکی، مقاومت حرارتی و مقاومت ضربه اینگونه مواد است. بنابراین رسیدن به خواص مطلوب ضرورت توجه به آن را بیش از هر چیز دیگر برای ما نمایان می‌سازد. در این مقاله به بعضی از نانومواد رایج در صنعت خودروسازی می‌پردازیم.

کاربرد اکسیدروی نانومتری (NanoZnO) در لاستیک

اکسیدروی نانومتری مادهای غیرآلی و فعال است که کاربرد گسترده‌ای در صنعت لاستیک‌سازی دارد. برخی از تأثیرات آن بر روی لاستیک‌ها عبارت‌اند از:
1-زیبایی و ظرافت بخشیدن به لاستیک
2-افزایش استحکام مکانیکی لاستیک
3-افزایش مقاومت سایشی لاستیک
4-پایداری دمایی بالای لاستیک
5-افزایش طول عمر لاستیک

کاربرد نانوکربنات کلسیم در لاستیک

نانوکربنات کلسیم به‌طور گسترده‌ای در صنایع لاسیتک به کار می‌رود، زیرا اثرات خیلی خوبی نسبت به کربنات معمولی بر روی خواص و کیفیت لاستیک دارد. ازجمله مزایای استفاده از نانوکربنات کلسیم  توانایی تولید در مقیاس زیاد است. نانوکربنات کلسیم سبک بیشتر در پلاستیک و پوشش دهی لاستیک به کار می‌رود.
نانوکربنات کلسیم سختی لاستیک و حد گسیختگی پلیمرهای لاستیک را افزایش داده و حداکثر توانی که لاستیک می‌تواند تحمل کند تا پاره شود را بهبود می‌بخشد. همچنین مقاومت لاستیک را در برابر سایش افزایش می‌دهد. به کار بردن نانوکربنات کلسیم هزینه‌ها را پایین می‌آورد و سود زیادی را به همراه دارد.

کاربرد ساختارهای نانومتری الماس در لاستیک

الماس نانومتری به‌طور گسترده‌ای در کامپوزیت‌ها ازجمله لاستیک به کار می‌رود. با اضافه کردن نانو الماس‌ها به لاستیک‌ها می‌توان خواص زیر را انتظار داشت:
1) 4 الی 5 برابر شدن خاصیت انعطاف‌پذیری لاستیک
2) افزایش 2 الی 5/2 برابری درجه استحکام
3) افزایش حد شکستگی تا حدود 2 Kg/cm700-620 
4) 3 برابر شدن قدرت بریده شدن آن‌ها 
5) بهبود زیاد خاصیت ضد پارگی آن‌ها در دمای بالا و پایین

کاربرد ذرات نانومتری خاک رس در لاستیک

یکی از مواد نانومتری که شرکت‌های بزرگ لاستیک‌سازی به‌طور گسترده‌ای از آن در محصولات خود استفاده می‌کنند، ذرات نانومتری خاک رس است . افزودن این ماده فوایدی دارد که مهم‌ترینشان عبارت‌اند از:
 1) افزایش مقاومت لاستیک در برابر سایش
2) افزایش استحکام مکانیکی
3) افزایش مقاومت گرمایی
4) کاهش قابلیت اشتعال
5) بهبود بخشیدن اعوجاج گرمایی[1]
6)کاهش نفوذپذیری لاستیک[2]

استفاده از گرافن در صنعت لاستیک

گرافن ماده‌ای تک لایه از جنس کربن است . در حال حاضر از گرافن در صنعت ساخت دوچرخه استفاده می‌شود. استفاده از گرافن در لاستیک دوچرخه‌ها مزایای زیر را دارد:
1)افزایش استحکام لاستیک
2) کاهش اصطحکاک و افزایش سرعت دوچرخه
3) ترمزی نرم
4) افزایش انعطاف‌پذیری لاستیک[3]


 

مزایای بیشتر
حسگر لاستیک

محققان حسگر ساخته‌اند که در آن از نانولوله برای رصد دائمی تایر خودرو استفاده می‌شود. این حسگر درون تایر قرار می‌گیرد و در صورت کاهش باد لاستیک به راننده هشدار می‌دهد. یکی از مزیت‌های این حسگر آن است که ابعاد آن کوچک بوده و در اندازه‌های یک سکه است و امکان تولید ارزان‌قیمت آن وجود دارد. این حسگر به‌صورت چاپی تولید می‌شود. در این حسگر از نانولوله‌های کربنی فلزی استفاده‌شده است. این حسگر با ایجاد میدان الکتریکی میان دو الکترود کار می‌کند که یک ولتاژ نوسانی میان آن دو برقرار است. این حسگر به‌گونه‌ای درون لاستیک قرار داده‌شده که قادر است به‌صورت دائمی با جاده برهم‌کنش داشته باشد و با این کار هرگونه تغییر وضعیت لاستیک را در مقیاس میلی‌متری رصد می‌کند و این کار با دقت بالایی صورت می‌گیرد.

این حسگر با استفاده از روش‌های مختلف و مواد متفاوت قابل‌تولید است. اما بهترین نتیجه زمانی به دست می‌آید که از نانولوله‌های کربنی فلزی که درون یک فیلم انعطاف‌پذیر به‌کاررفته، استفاده شود.[4]
 
 

نانو ژنراتوری برای تولید انرژی از اصطکاک لاستیک خودرو

نانوژنراتوری طراحی‌شده که می‌تواند از اصطکاک لاستیک خودرو، انرژی تولید کند. این روش خلاقانه با تبدیل صورت‌های مختلف انرژی به هم، می‌تواند به شرکت‌های خودروساز برای افزایش کارایی کمک کند. این نانوژنراتور بر اساس اثر پیزوالکتریک کار می‌کند به‌طوری‌که پتانسیل میان چرخ‌های خودرو و کف خیابان برای تولید انرژی مورداستفاده قرار می‌گیرد.
اصطکاک میان لاستیک خودرو و کف خیابان تقریباً 10 درصد آر سوخت خودرو را مصرف می‌کند. این انرژی هدر می‌رود، بنابراین اگر ما بتوانیم این انرژی را تبدیل به شکل دیگری کنیم می‌توان از آن برای افزایش کارایی سوخت استفاده کرد. انرژی تولیدشده با این روش به وزن و سرعت خودرو بستگی دارد.[5]
 

واکس لاستیک

پدیده شکفته شدن (Blooming) اساساً یک تغییر فیزیکی است که در سطوح یک قطعه لاستیکی جام و یا پخته شدن (ولکانیزه) رخ می‌دهد و علت آن مهاجرت مواد از درون یک آمیزه لاستیکی به سطح، به سبب داشتن حلالیت محدود در شبکه پلیمری می‌باشد. بئومنیگ و مسائل مربوط به آن ناشی از این امر است که تعداد زیادی از مواد درون آمیزه لاستیکی دارای سازگاری محدود با آمیزه بوده و نتیجتاً پس از ولکانیزاسیون و خنک شدن و رسیدن به دمای محیط، از درون ترکیب آمیزه جدا می‌گردند. درواقع بلومینگ یک فرایند نفوذپذیری کنترل شده است پدیده بلومینگ همیشه یک پدیده نامطلوب نیست بلکه در مواقعی وقوع این پدیده موجب تشکیل لایه مقاومی از ماده بلوم شده می‌گردد، که به‌عنوان یک لایه محافظ عمل می‌نماید. ازجمله موارد کاربردی این پدیده می‌توان به سه افزودن واکس‌های هیدروکربنی تحت عنوان واکس‌های محافظ به آمیزه‌های لاستیکی اشاره نمود که به‌منظور حفاظت از سطح لاستیک ولکانیزه شده در برابر حملات ازونی بکار می‌روند که طی آن واکس به سطح آمیزه لاستیکی بلوم کرده و مانند یک سد فیزیکی محافظ عمل می‌کند . [6]

پی نوشت
[1] http://khodroha.com/nano-lastik.htm
[2] سرمستی امامی, محمد رضا و حمید رضا برادران، 1392، بررسی تجربی خواص نفوذ پذیری نانو کامپوزیت لاستیک هایپالون، دومین همایش ملی فناوری نانو از تئوری تا کاربرد، اصفهان، موسسه آموزش عالی جامی، https://www.civilica.com/Paper-NCNTA02-NCNTA02_149.html
[3] http://news.nano.ir/53828
[4] http://news.nano.ir/58931
[5] http://news.nano.ir/50666
[6] تقوایی, سعید و محمود میاه نهری، 1380، بررسی تاثیر توزیع جرم مولکولی و میزان روغن موجود در واکس های محافظ تایر بر کیفیت عملکرد آنها، پنجمین همایش ملی لاستیک، مشهد، شرکت مهندسی و تحقیقات صنایع لاستیک، https://www.civilica.com/Paper-RUBBER05-RUBBER05_009.html
منابع
http://khodroha.com/nano-lastik.htm
سرمستی امامی, محمد رضا و حمید رضا برادران، 1392، بررسی تجربی خواص نفوذ پذیری نانو کامپوزیت لاستیک هایپالون، دومین همایش ملی فناوری نانو از تئوری تا کاربرد، اصفهان، موسسه آموزش عالی جامی، https://www.civilica.com/Paper-NCNTA02-NCNTA02_149.html
http://news.nano.ir/53828
http://news.nano.ir/58931
http://news.nano.ir/50666
تقوایی, سعید و محمود میاه نهری، 1380، بررسی تاثیر توزیع جرم مولکولی و میزان روغن موجود در واکس های محافظ تایر بر کیفیت عملکرد آنها، پنجمین همایش ملی لاستیک، مشهد، شرکت مهندسی و تحقیقات صنایع لاستیک، https://www.civilica.com/Paper-RUBBER05-RUBBER05_009.html
 




موضوع مطلب :
گرافن و کاربرد آن در صنعت لاستیک سازی و پلاستیک سازی
رضیه برجیان


گرافن

کربن در طبیعت ساختارهای مختلفی دارد؛ الماس و گرافیت از ساختارهای معروف آن هستند، در الماس هر اتم کربن با چهار اتم دیگر پیوند برقرار کرده است و این ماده به عنوان سخت ترین ماده جهان شناخته شده است. در گرافیت اتم های کربن در لایه های مجزایی با هم پیوند برقرار کرده‌اند. این لایه‌های روی هم قرار گرفته و با پیوند ضعیفی به هم متصل شده ­اند که هر کدام از لایه‌های موجود درگرافیت را گرافن می­نامند.

در گرافیت هر کدام از اتم‌های چهارظرفیتی کربن، با سه پیوند کووالانسی به سه اتم کربن دیگر متصل شده‌اند و یک شبکه گسترده را تشکیل داده‌اند. این لایه خود بر روی لایه‌ای کاملاً مشابه قرار گرفته‌است و به این ترتیب، چهارمین الکترون ظرفیت نیز یک پیوند شیمیایی داده‌ است، اما پیوند این الکترون چهارم، از نوع پیوند واندروالسی است که پیوندی ضعیف است. گرافن ماده‌ای است که در آن تنها یکی از این لایه‌های گرافیت وجود دارد و به عبارتی چهارمین الکترون پیوندی کربن، به عنوان الکترون آزاد باقی مانده ‌است. در این حالت، اتم‌های کربن در وضعیتی قرار می‌گیرند که شبکه‌‌ای از شش ضلعی‌های منتظم را ایجاد می‌کنند. البته این ایده ‌آل‌ترین حالت یک صفحه‌ گرافن است. در برخی مواقع، شکل این صفحه به گونه‌ ای تغییر می‌کند که در آن پنج‌ضلعی‌ها و هفت‌ضلعی‌هایی نیز ایجاد می‌شود. گرافن ورقه ای دو بعدی  2D  از اتم های کربن در یک پیکربندی شش ضلعی (لانه زنبوری) است. اتم های کربنی در گرافن با هیبرید SP2 به هم متصل شده اند. گرافن جدید ترین عضو خانواده  مواد کربنی گرافیتی چند بعدی می باشد. این خانواده شامل فولرن به عنوان نانوماده ی صفر بعدی0D، نانولوله های کربنی به عنوان نانوماده ی یک بعدی 1D و گرافیت به عنوان یک ماده سه بعدی 3D می باشد. اصطلاح گرافن برای اولین بار در سال 1986 معرفی شد که از ترکیب کلمه گرافیت و یک پسوند (ان) که به هیدروکربن های آروماتیک چند حلقه‌ای (Polycyclic) اشاره دارد ایجاد شد. غیر از گرافن تک لایه و دولایه، لایه‌های گرافنی از 3 تا 10 لایه را به نام گرافن کم لایه (Few Layer Graphene) و بین 10 تا 30 لایه را به نام گرافن چند لایه، گرافن ضخیم (Thick Graphene) و یا نانو بلورهای نازک گرافیتی، می‌نامند.[1] 

 این ماده جدید ویژگی­های منحصر به فرد زیادی دارد که این امر باعث می شود آن را برای مطالعات اساسی و کاربردهای آینده به ماده­ای جالب مبدل سازد. از گرافن به عنوان ماده­ای برای افزایش استحکام، هدایت الکتریکی و نیز هدایت حرارتی استفاده می­شود. چند سالی است که گرافن به یکی از جالب توجه‌ترین سوژه‌های دنیای فناوری تبدیل شده است؛ ماده‌ای سخت‌تر از الماس، رساناتر از مس و با شفافیتی بالا که می‌تواند به بسیاری از عرصه‌های علم و فناوری نفوذ کند.
 
گرافن ماده ای منحصربه فرد با پایه‌ی کربنی و دانسیته‌ی اتمی بالاست. ترکیب غیرعادی خواص آن نظیر سختی و استحکام مکانیکی بسیار بالا، رسانایی الکتریکی و حرارتی بالا و قابل تنظیم، خصوصیات عالی نوری وسطحی است و از طریق عامل‌دار کردن شیمیایی ،موردتوجه خاص محققان قرارگرفته است و این حقیقت که شیمیدانان به سختی میتوانند جایگزینی برای گرافن پیدا کنند، سبب شده که این ماده دارای کاربردهای فراوانی در نانوالکترونیک، پیلهای خورشیدی و ابزارهای ذخیره انرژی مثل باطری‌‌‌ ‌ها و ابرخازن‌ها باشد.

 گرافن سخت‌ترین و نازک‌ترین ماده‌ای است که بشر تاکنون به‌آن دست یافته‌‌است. این ماده با وجود این‌که ساختار متراکمی دارد، به علت ضخامت بسیار اندکش که برابر با ضخامت یک اتم کربن است، نور را از خود عبور می‌دهد و از شفافیت 97,3 درصد برخوردار است.


در آینده از این ماده در ساخت نمایشگرهای لمسی بسیار ظریف و مقاوم استفاده خواهد شد.هم اکنون گرافن درحال نفوذ به کاربرد های الکترونیکی می باشد وممکن است بزودی پایه واساس تجهیزات الکترونیکی را عوض کند.با استفاده از گرافن ،ساخت وسایل برقی کوچک،قابل انعطاف وکم هزینه ،ممکن خواهد بود.

اگر گرافن را با کاربردهای امروزی پلاستیک مقایسه کنیم، باید به انتظار روزی باشیم که همه چیز، از پاکت میوه گرفته تا لباس‌ها، دیجیتال شوند. کارت‌های ارتباطی آینده، توان پردازشی به اندازه موبایل‌های هوشمند امروزی خواهند داشت. گرافن می‌تواند کاربردهای کاملا جدیدی در ابزارهای الکترونیکی شفاف، انعطاف‌پذیر و بسیار سریع‌تر از امروز پیدا کند. یک مثال از استفاده‌های دیگر آن می‌تواند افزودن پودر گرافن به تایرها برای قوی‌تر کردن آنها باشد.[2]

کاربرد گرافن در صنعت لاستیک سازی

معمولا این که چه نوع لاستیکی در دوچرخه استفاده شود، بستگی به این موضوع دارد که دوچرخه برای چه شرایطی قرار است به کار گرفته شود. هر قدر لاستیک‌ها بزرگتر شوند، دوام بالاتری دارند اما وزن دوچرخه را نیز افزایش می‌دهد. لاستیک‌های کوچکتر معمولا سبک‌تر بوده اما زودتر از بین می‌روند و استهلاک بالاتری دارند.
با افزودن گرافن به لاستیک‌ می توان کارایی این لاستیک‌ها را افزایش داد. زمانی که از این لاستیک استفاده می‌شود، به دلیل دولایه‌ای که در آن وجود دارد، این لاستیک‌ها مستحکم مانده و در برابر خستگی مقاومت می‌کنند. همچنین این دولایه موجب کاهش اصطکاک لاستیک شده و سرعت دوچرخه را افزایش می‌دهد. زمانی که دوچرخه‌سوار ترمز می‌گیرد یا دور می‌زند، دوچرخه به نرمی عکس‌العمل نشان می‌دهد. علاوه‌بر این، این لاستیک‌های جدید کاملا انعطاف‌پذیر هستند. [3]

لاستیک تقویت شده با گرافن برای تولید واشر صنعتی

وربک متریالز (Vorbeck Materials) در حوزه گرافن فعالیت دارد. این شرکت اخیراً اعلام کرده فناوری موسوم به Vor-flex 50 را به بازار عرضه کرده است. این محصول از دسته الاستومرهای تقویت شده با گرافن است که در آن از فناوری Vor-x استفاده شده‌است. Vor-flex 50 یک لاستیک نیتریل بوتادین هیدروژنه شده (HNBR) است که در مقابل تغییر حالت به شدت مقاومت می‌کند. این محصول قادر است تا دمای 200 درجه فارنهایت را تحمل کند. همچنین مقاومت کششی 3500 psi و سختی 88 برای این محصول گزارش شده‌است.
 گرافن سخت‌ترین و نازک‌ترین ماده‌ای است که بشر تاکنون به‌آن دست یافته‌‌است.
وجود خاصیت مقاومت گرمایی بالا در این لاستیک موجب می‌شود تا بتوان از آن در حوزه‌های مختلف نظیر خودروسازی و پتروشیمی استفاده کرد. این محصول برای استفاده در واشرها ایده‌آل است و می‌توان از آن برای درز پوشی و ایجاد مقاومت در برابر مواد شیمیایی و سوخت استفاده کرد.[4]

کاربردهای گرافن در صنعت لاستیک

گرافن کاربردهای مختلفی در صنعت لاستیک می‌تواند داشته باشد که از آن جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
• برچسب‌های لاستیکی حاوی گرافن می‌تواند به‌عنوان بارکد در فروشگاه‌ها مورد استفاده قرار گیرند.
• برچسب‌های گرافنی با حساسیت بالا که با تغییر دما، دچار تغییر رنگ می‌شوند.
• برچسب‌های محافظ که می‌توان آن‌ها را روی کارت‌های اعتباری حاوی RFID قرار داد تا هکرها نتوانند اطلاعات آن را سرقت کنند.

پیش از این شرکت نانوکمپ تکنولوژیز اقدام به استفاده از نوارهای حاوی نانولوله‌کربنی کرده بود؛ نوارهایی که به دلیل وجود نانولوله کربنی از خواص الکتریکی، گرمایی، ساختاری و دوام بالا برخوردار بودند. گرافن نیز می‌تواند چنین ویژگی‌هایی را در محصولات ایجاد کند.[5]

پی نوشت 

[1] http://edu.nano.ir/paper/224
[2] https://article.tebyan.net/177223/
[3] http://news.nano.ir/53828/
[4] http://news.nano.ir/56429/
[5] http://news.nano.ir/59757
منابع
http://edu.nano.ir/
https://article.tebyan.net/
http://news.nano.ir/




موضوع مطلب :

آیا می‌خواهید در فناوری نانو وارد شوید؟ در محیط‌های تعاونی سرمایه گذاری کنید. آیا می‌خواهید در فناوری نانو وارد شوید؟ در محیط‌های تعاونی سرمایه گذاری کنید.

مطالعه‌ای جدید نشان می دهد که مشارکت می تواند به انتقال تکنولوژی های موفق و احتمالاً پیشرفت در نوآوری کمک کند
     

گزارش کامل
کارشناسان حقوق ثبت اختراعات نشان می دهند که مشارکت های خصوصی و دولتی منجر به خروجی های نوآورانه نوید بخشی در ثبت اختراعات می شود. همکاری بین نهادهای خصوصی و نهادهای دولتی دارای پتانسیل برای بهبود انتقال تکنولوژی در فناوری نانو است. مللی که در حوزه نانو – فضا وارد می شوند می توانند در محیط های تعاونی، با توسعه چارچوب ها و شبکه های سازمانی نزدیک بین اشخاص فعال در فناوری نانو، سرمایه گذاری کنند.
 
"قرن بیست و یکم به عنوان قرن نانو مورد ستایش قرار گرفته است و پیشرفت های عمده تکنولوژیکی در کنترل ماده در مقیاس نانو در آن انتظار می رود. با این حال، علیرغم وعده های خود، فناوری نانو همچنان در وضعیت علمی در حال ظهور قرار دارد." این ادعای استاد رافائل زینگ از دانشگاه ودا و دکتر ماریوس فیشر از موسسه ماکس پلانک برای نوآوری و رقابت است. با کار خود در Nano Today که در تاریخ 22 فوریه 2019 منتشر شده است، آنها به دنبال توجه به موضوع انتقال تکنولوژی هستند و این که چگونه دانش، توسط دانشگاه ها توسعه می یابد و به واحدهای خصوصی منتقل می شود و نهایتاً تولید محصولات تجاری را توسعه می دهد.
 
برای مطالعه این موضوع، پروفسور زینگ و دکتر فیشر اطلاعات جمع آوری شده در مورد اختراعات نانو فناوری را با شناسایی تمامی درخواست های ثبت اختراع اروپا در مورد نانوساختارها از سال 1991 تا 2016 مورد بررسی قرار دادند. یافته های آنها نشان داد که اختراعات ثبت شده توسط سازمان های خصوصی و عمومی به طور عمومی در حال افزایش است، هر چند در سطح کوچک.
 
پروفسور زینگ می نویسد: "در حالی که مؤسسات تحقیقاتی هنوز هم به طور مستقل، اکثریت اختراعات خود را توسعه می دهند، اطلاعات ما نشان می دهد که انتقال دانش خصوصی به دانش عمومی در حال تحقق است. تشویق محیطی که مؤسسات تحقیقاتی و شرکت های خصوصی در همکاری با هم به نوآوری در فناوری نانو کمک کنند، یک کار راهبردی است."
 
دو محقق متوجه شدند که اگر چه تعداد ثبت اختراع های مشترک فناوری نانو توسط شرکت های خصوصی و موسسات تحقیقاتی هنوز ممکن است به طور مطلق کم باشد اما از سال 2000 تا کنون افزایش چشمگیری داشته است و در سال های اخیر 8 درصد از تمام اختراعات توسط شرکای دولتی - خصوصی به طور مشترک ثبت شده اند. علاوه بر این، آنها اشاره کردند که پرونده های ثبت اختراع خصوصی - عمومی بیشتر در ادارات ثبت اختراع جریان یافته تا ادارجات عمومی مستقلاً توسعه یافته، و پروفسور زینگ معتقد است که چنین تمایلی برای به دست آوردن حفاظت گسترده تر جغرافیایی و سرمایه گذاری در استراتژی های ثبت اختراع، ارزیابی درونی داخلی را به ارمغان می آورد. قرن بیست و یکم به عنوان قرن نانو مورد ستایش قرار گرفته است و پیشرفت های عمده تکنولوژیکی در کنترل ماده در مقیاس نانو در آن انتظار می رود
 
آنها همچنین دریافتند که در برخی کشورها مانند ایالات متحده، فرانسه و ژاپن، که ثبت اختراع خصوصی بیشتر است، تعداد کل ثبت اختراعات فناوری نانو بیشتر شده است. به نظر می رسد که این کشورها چهارچوب قابل اعتماد و شبکه های سازمانی نزدیک بین اشخاص فعال در فناوری نانو را توسعه داده اند.
 
بر اساس اطلاعات آنها، دانشگاه وستا دارای دو پتنت فناوری نانو در اروپا است. یکی از آنها، حق ثبت اختراع ماده شبه هیدروتلسایت است که در نتیجه مشارکت دانشکده علوم و مهندسی با شرکت خصوصی JDC Corporation بوده است. این دو شریک در تحقیقات در مورد سیستم های تصفیه فاضلاب با هیدروکسیدهای دو لایه نانو مشغول فعالیت بوده اند. این اختراع در سال 2004 ثبت شد و در حوزه های قضایی در سراسر جهان ثبت شده است.  در حالی که مؤسسات تحقیقاتی هنوز هم به طور مستقل، اکثریت اختراعات خود را توسعه می دهند، اطلاعات ما نشان می دهد که انتقال دانش خصوصی به دانش عمومی در حال تحقق است.
 
پروفسور زینگ می گوید: "روابط همکاری در فناوری نانو در افزایش مشارکت خصوصی و دولتی منعکس شده است. جمع آوری دارایی ها، دانش و تکنولوژی ها، نوآوران را با راه های بهتر برای حل چالش های تکنولوژی نوآوری، روبرو می سازد." "برای کشورهای ورودی به حوزه نانو - فضا، ما اعتقاد داریم که ایجاد خوشه های صنعتی که ادغام نهادهای دانشگاهی را دارند، دارای پتانسیل بالایی است."
 
مطالعه‌ای جدید نشان دهنده مشکل فزاینده جمع آورندگان ثبت اختراعات و تاثیر منفی بر نوآوری است

در تئوری، افزایش دادرسی پرونده های ثبت اختراع می تواند رشد تجاری فناوری و نوآوری را انعکاس دهد، چرا که پرونده های شکایتی وقتی افزایش می یابد که شرکت های بیشتر و بیشتری به حمایت از مالکیت معنوی (IP) برای حفاظت از مزایای رقابتی خود روی می آورند. در واقع، با این حال، داستان بسیار متفاوت است. محققان خاطرنشان می کنند اکثریت دعواهای ثبت اختراع اخیر توسط موسسات غیر کارآمد (NPE) - شرکت هایی که هیچ محصولی تولید نمی کنند - هدایت می شود، اما به جای اجرای پرونده های ثبت اختراع فقط به خاطر اجرای حقوق آی پی هدایت می شوند.
 
بنا بر مطالعه ای جدید، افزایش شدید دادخواست های ثبت اختراع در ایالات متحده در دهه گذشته، تا سال 2015، یکی از بالاترین پیگیری های پرونده های ثبت اختراع بوده است.
 
گردش ثبت اختراع تاثیر منفی بر فعالیت های نوآوری در شرکت های هدف دارد. کوهن، گورون و کمینر تخمین می زنند که پس از حل و فصل NPE ها (یا از شکست آنها در دادگاه)، شرکت ها به طور متوسط ??سرمایه گذاری تحقیق و توسعه خود را بیش از 25 درصد کاهش می دهند. با این نتایج، کوهن، گورون و کومنر می گویند، نیاز به تغییر سیاست مالکیت معنوی در ایالات متحده وجود دارد، به ویژه برای جلوگیری از گردش در مراحل اولیه رسیدگی.
 
بر گرفته از سایت ساینس دیلی

مترجم: حمید وثیق زاده انصاری




موضوع مطلب :

نانوذرات طلا و اطمینان از سلامت بسته‌های گوشت نانوذرات طلا و اطمینان از سلامت بسته‌های گوشت

مقدمه
در دهه اخیر نانوبلورهای فلزی به دلیل اندازه بی نهایت کوچک و پتانسیل مفیدشان در گستره وسیعی از صنعت و تکنولوژی توجه زیادی را به سمت خود جلب کرده اند. تغییر شکل نانوبلور های فلزی می تواند خواص و کاربرد آن ها را تغییر دهد. نانوذرات طلا (Au) وابسته به اندازه‌شان تشدید پلاسمون سطح (SPR- Surface Plasmon Resonance) مناسبی دارند و به طور کلی جذب SPR در ناحیه مرئی نشان می دهند. نانومیله های Au، نانوقفس های Au (Nanocage) و نانوکره های تهی Au (Hollow Nanosphere) جذب زیرقرمز نزدیک (Near infrared- NIR) دارند. نانوساختارهای نقره (Ag) با گوشه  و لبه های نوک تیز فعالیت پراکندگی رامان افزایش یافته با سطح (surface-Enhanced Raman Scattering -SERS) مناسب و بیشتری نسبت به نانوذرات کروی (بدون لبه) نقره دارند. به طور معمول نانوذرات در مقیاس 10-1 نانومتر اثرهای الکترونیکی و نوری مناسبی به دلیل مسیر آزاد الکترون خواهند داشت. بنابراین با کنترل پارامترهای اساسی می توان پتانسیل های کاربردی آن ها را در زمینه های کاتالیست، الکترونیک، فوتونیک، حسگرها، علوم پزشکی و زمینه های مرتبط افزایش داد. [1]

نانو ذرات طلا دارای خصوصیات فیزیکی و شیمیایی منحصربه فردی مانند پایداری بسیار بالاء مقاوم بودن به گرما و توانایی بالا در جذب و انتشار نور هستند و به اندازه‌های گوناگون و شکل‌های مختلف مان کروی, میله‌ای, کریستالی, و مارپیچی ستتز می‌شوند. نانو ذرات طلا کاریرد. گسترده‌ای در زمینه‌های پزشکی مانشد تشخیص و درمان   بیماری ها دارد.[2]
 

 نانومواد فلزی نجیب برای حسگرهای رنگ‌سنجی (Colorimetry)

حسگرهای رنگ‌سنجی به علت سادگی، حساسیت بالا، قیمت ارزان جذاب هستند و می توانند با اسپکتروسکوپی مرئی/ فرابنفش (vis/uv) کوپل شده و به جای وسایل پیچیده به کار روند. محلول نانوذرات طلا قرمز رنگ است ولی در حسگر رنگ‌سنجی از تغییر رنگ محلول نانوذرات طلا به ارغوانی یا آبی می شود. بنابراین در حال حاضر پژوهش نانوذرات طلا براساس سنجش رنگ‌سنجی DNA، فعالیت آنزیم، مولکول های کوچک، یون های فلزی و پروتئین ها انجام می شود. نانوذرات طلا با مولکول های دیگر می توانند حسگر خوبی را برای تشخیص مولکول های هدف ایجاد کنند. در حسگرهای نوری نانوذرات Ag سودمند هستند زیرا نانوذرات Ag ضریب خاموشی (Extinction Coefficient) بالاتری نسبت به نانوذرات Au با همان اندازه دارند. بنابراین طراحی نانوذرات Ag با مولکول های DNA و مولکول های دیگر، زیست حسگر رنگ‌سنجی گزینش پذیری را به وجود می آورد و اخیراً برای تشخیص بعضی آنالیت های مهم استفاده می شود. برخلاف نانوذرات Au و Ag نانوذرات Pt و Pd درگستره مرئی جذب تشدید پلاسمون سطح (SPR) ندارند و بنابراین برای حسگر رنگ‌سنجی استفاده نمی شوند. در (شکل4) حسگر رنگ‌سنجی حساس و ساده ای را براساس Aptamer (آپتامرها بیشتر RNA یا DNA و یا ترکیبی از این دو با مولکولهای دیگر است) برای تشخیص Thrombin (ترومبین پروتئینی است که برای انعقاد خون لازم است) با استفاده از نانوذرات طلای اصلاح شده نشان می دهد. هنگامی که Thrombin به محلول نانوذرات طلای اصلاح شده اضافه می شود Thrombin با Aptamer در سطح نانوذرات طلا برهمکنش می کند و پس از این که غلظت بالای نمک سدیم کلرید (NaCl) اضافه شد تغییرات رنگ نانوذرات طلا می تواند حضور کمی thrombin را تشخیص دهد.

پیشرفت های اخیر در خواص نانومواد فلزی جدید زمینه مناسبی را برای طراحی حسگرهای فلورسانس بیولوژیکی و شیمیایی ایجاد می کنند. به طور کلی نانومواد فلزی براساس حسگرهای فلورسانس به 4 طرح زیر دسته بندی می شوند:
الف) فلورسانسی که براساس مکانیسم خاموشی (Quenching) نانوذرات فلزی القا شده به وسیله هدف بیان می‌ شود. به طور مثال نانوذرات Ag برای تعیین یون های جیوه (Hg+2) با حدتشخیص پایین و گزینش پذیری بالا بکار گرفته می‌ شود (شکل 1)
 
 
شکل1- مکانیسم فلورسانس خاموشی برای تعیین+Hg2 با حساسیت بالا
 
ب) فلورسانسی که براساس توانایی خاموشی مؤثر نانوذرات فلزی به واسطه انتقال الکترون/انرژی غیر تابشی (Nonirradiative) است. مانند نانوپروب طلای ژانگ (Zang) که چند رنگ را برای اندازه گیری همزمان 3 آنالیت آدنوزین (A)، یون پتاسیم (+K) و کوکایین (Cocaine) که با هم ترکیب شده اند، به کارگرفته می‌ شود (شکل2)
 
 
شکل2- نانوپروب طلای چند رنگ برای تشخیص آدنوزین، پتاسیم و کوکایین
 
ج) فلورسانسی که براساس اثر فیلتر داخلی (Inner filter Effect- IFE) نانوذرات فلزی است که نانوذرات فلزی به عنوان جاذب برای مدوله نشر فلوروفور (عامل ایجاد فلوروسانس) هستند. در همین راستا شانگ و دونگ (Shang و Dong) نشان دادند که نانوذرات طلا می توانند به عنوان جاذب قوی در فلورسانس IFE برای تشخیص سیانید (CN-) و پراکسید هیدروژن (H2O2) به کار گرفته شوند (شکل3).
 
 
شکل3- شماتیکی از سنجش فلورسانس براساس IFE
 
د) فلورسانس افزایش یافته با فلز (Metal-enhanced fluorescence-MEF) (یعنی نشر فلوروفور در فاصله مشخصی (10-5 نانومتر) از نانوساختارهای فلزی می تواند افزایش داده شود). این حسگر جالبی برای افزایش حد تشخیص (Limit of Detection-LOD) مولکول های هدف است. [3]
 

 اگر گوشت یخ‌زده‌ای از بازار خریداری شود، چگونه می‌توان مطمئن شد که این بسته گوشت تا پیش از رسیدن به‌دست مصرف‌کننده یخ آن باز نشده و مجددا یخ نزده باشد؟

در حال حاضر هیچ روشی برای تشخیص این موضوع وجود ندارد و فرض مصرف‌کننده بر این است که گوشت در تمام طول مسیر از بسته‌بندی تا مصرف، کاملا یخ‌زده بوده و هیچ‌گاه یخ آن برای مدتی آب نشده است، فرآیندی که می‌تواند منجر به فساد گوشت شود. استفاده از نانوذرات طلا به‌عنوان نشانگر سنجش ذوب یخ در بسته‌بندی مواد غذایی یک راه حل پیشنهادی است.
استفاده از کیتوزان که از چیتن (دومین پلیمر طبیعی) به دست می آید به همراه نانوذرات طلا در بسته بندی گوشت می تواند نشانگر سلامت یا فساد گوشت باشد. کیتوزان با استفاده از آمینواسیدهای دارای بار مثبت به نانوذرات طلا متصل می‌شود. با محاط شدن نانوذرات توسط این گروه‌ها، تجمع نانوذرات طلا و خوشه‌ای شدن اتفاق نمی‌افتد. اما اگر دما تغییر کند نانوذرات فرصت تجمع پیدا کرده و تغییر رنگ ایجاد می‌شود. بنابراین رنگ بسته بندی که ابتدا به رنگ سرخ بوده با افزایش دما، ذرات طلا به هم چسبیده و رنگ بنفش ایجاد می‌شود.
حسگرهای رنگ‌سنجی به علت سادگی، حساسیت بالا، قیمت ارزان جذاب هستند و می توانند با اسپکتروسکوپی مرئی/ فرابنفش کوپل شده و به جای وسایل پیچیده به کار روند.
می‌توان از این زیست‌شناساگر برای تشخیص زدایش یخ از گوشت و دیگر مواد غذایی استفاده کرد. هر قدر زمان گرم شدن گوشت بیشتر شود، رنگ ساختار نانوذرات تیره‌تر می‌شود[4]. البته از این مکانیسم به عنوان سنجشگر دما در جاهای دیگر هم می توان استفاده کرد.

پی نوشت
[1] http://edu.nano.ir/paper/127
[2] بیوسنتز داخلی و خارجی نانوذرات طلا توسط قارچ رایزوپوس اوریزا، زینب شیخ لو، مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان، دوره 20، شماره78، فروردین و اردیبهشت1391،ص37.
[3] http://edu.nano.ir/paper/127
[4] http://news.nano.ir/65677
منابع
http://edu.nano.ir
بیوسنتز داخلی و خارجی نانوذرات طلا توسط قارچ رایزوپوس اوریزا، زینب شیخ لو، مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زنجان، دوره 20، شماره78، فروردین و اردیبهشت1391.
 http://news.nano.ir




موضوع مطلب :
یکشنبه 98 شهریور 10 :: 5:33 عصر ::  نویسنده : مهندس سجاد شفیعی

آینده‌ای روشن برای یک علم فوق العاده کوچک آینده‌ای روشن برای یک علم فوق العاده کوچک

انبوهی از نانولوله‌های کربنی مانند یک تار عنکبوت به هم متصل می‌شوند که به شکل رشته‌های تار مانند درون هم پیچیده می‌شوند.
 
این پوشش ویژه می‌تواند برای فضاپیماها مورد استفاده قرار گیرد یا برای ساخت عضلات مصنوعی با قدرت بیشتر استفاده شود. همچنین می‌تواند برای ساخت اسفنج‌های فوق العاده کوچکی که نفت را به درون خود جذب می‌کنند بکار گرفته شود. اینها فقط برخی از کاربردهای در حال توسعه برای این ساختارهای استثنایی کوچک است که از اتم‌های کربن مشتق شده اند. در حالی که ممکن است به نظر چندان واقعی نیاید، اما نانو تکنولوژی علمی است که به زودی بسیار پر کاربرد خواهد شد.
 

به مرز جدید مهندسی خوش آمدید: فناوری نانو

فناوری نانو با مواد در مقیاس بسیار کوچک سروکار دارد. نانو مواد می‌تواند شامل ذرات، فیلم، سیم یا حتی ساختارهای کاملی از جمله توپ‌ها و لوله‌ها باشد. اندازه آنها نیز بسیار مهم است. پیشوند نانو به معنی یک میلیاردم است. بزرگترین اشیایی که توسط نانوتکنولوژی ایجاد شده‌اند تنها 100 نانومتر یا 100 میلیاردم یک متر هستند. اکثر آنها نیز بسیار کوچکتر هستند. بعضی از آنها تنها دارای چند اتم هستند. برای مقایسه ای قابل درک باید بگوییم که یک تار موی انسان حدود 20،000 نانومتر (0.0008 اینچ) است.
 
اندازه مواد کوچک مهم است و بر روی خواص فیزیکی و شیمیایی آنها تاثیر دارد و می‌تواند آنها را تغییر دهد. به عنوان مثال، در طیف نانو رنگ زرد موجود نیست. به جای آن رنگ قرمز، سبز، آبی یا حتی بنفش را می‌توان دید که بستگی به اندازه ذرات دارد و این به خاطر اثراتی است که در مقیاس کوانتومی رخ می‌دهد.
 
حتی رنگ فلزات نیز ممکن است در مقیاس نانو غیر معمولی باشد. به عنوان مثال، نانوذرات نقره به رنگ زرد و طلا به رنگ قرمز دیده می‌شوند.
 
فیزیک کوانتومی با چیزهایی که در سطح اتمی یا زیر اتمی قرار دارند، سروکار دارد. در این حالت برخی از مواد بسیار قوی‌تر از مقادیر بالای خود هستند. مثلا ممکن است کاتالیزورها بهتر عمل کنند. (کاتالیست سرعت واکنش شیمیایی را بدون شرکت در واکنش تحت تأثیر قرار می‌دهد.) سایر مواد نیز می‌توانند خواص غیر قابل اشتعال یا جذب نور داشته باشند.
 
دانشمندان با فناوری نانو در جستجوی انواع راه هایی برای ایجاد خواص غیر معمول برای استفاده بهینه از آنها هستند. این قابلیت استفاده از نانولوله‌های کربنی را برجسته می‌کند که سیلندرهای کوچک و توخالی می‌باشند که معمولا دارای دیواره‌های ضخیم و تک اتمی هستند. اگرچه این تکنولوژی کوچک است اما دارای تعداد زیادی کاربردهای بالقوه و رو به رشد است.
 
بن جانسن در Surrey NanoSystems لندن، در انگلستان بر روی نانولوله‌ها کار می‌کند. او لایه‌ای از کاتالیزورها را به سطح اضافه می‌کند و این کار ممکن است به کمک یک ورق فولاد ضد زنگ یا یک قطعه سیلیکون باشد. کاتالیزورها نانوذراتی از جنس آهن، کبالت یا نیکل هستند. سپس این ورقه را در داخل یک محفظه خلا قرار می‌دهند تا هوا خارج شود. در نهایت نیز این محفظه در دمایی بین 750 تا 900 درجه سانتیگراد (1382 تا 1652 درجه فارنهایت) گرم می‌شود.
 
برخی از گازها به محفظه جریان می‌یابد. به طور معمول متان یکی از این گازها است. همانطور که می‌دانید متان یک اتم کربن احاطه شده توسط چهار اتم هیدروژن است. گرما و کاتالیزور برای تجزیه مولکول متان و آزاد کردن تک اتم کربن آن همکاری می‌کنند. سپس این اتم به سمت لبه کاتالیست حرکت می‌کند. در آنجا، به اتم‌های کربن آزاد دیگر متصل می‌شود و آنها شروع به تشکیل یک حلقه در اطراف لبه کاتالیزور می‌کنند. کاتالیزور همچنان به تجزیه مولکول‌های متان جدید ادامه می‌دهد. همانطور که اتم‌های بیشتری کربن اضافه می‌شوند، آنها از کاتالیزور دورتر می‌شوند و به تدریج این حلقه اتمی رشد می‌کند و شکل لوله‌ای به خود می‌گیرد.
 
جانسن و تیم او برای ساختن نانولوله‌هایی که می‌تواند به عنوان یک پوشش ویژه برای سطوح بیرونی فضاپیماها استفاده شود، تلاش می‌کنند. هدف آنها کاهش مقدار نوری است می‌تواند از آن سطح عبور کرده و بر روی تجهیزات حساس بتابد.
 
اما ایجاد چنین نانوساختارهایی نیازمند رفع تعدادی از موانع است. از جمله اینکه این لوله‌ها باید در دماهای پایین ساخته شوند. آنها نیاز به مواد سبک وزن دارند و همچنین باید بتوانند ارتعاشات عظیم را در هنگام راه اندازی راکت تحمل کنند و آنها باید قادر به کنترل و تحمل دماهای بسیار گرم و بسیار سرد باشند. علاوه بر این، نانولوله‌ها باید تقریبا تمام نورهایی را که بر روی آنها می‌تابد را به دام اندازند و این کار را برای 10 تا 20 سال انجام دهند.
نانولوله‌ها باید تقریبا تمام نورهایی را که بر روی آنها می‌تابد را به دام اندازند و این کار را برای 10 تا 20 سال انجام دهند.یکی از مشکلات رایج در روش استاندارد رشد نانولوله‌ها، قابلیت تحمل دمای بالای مورد نیاز در هنگام ساخت آنها است. این دمای بالا، نوع مواد قابل استفاده را محدود می‌کند. مثلا سیلیکون می‌تواند دمای بالا را تحمل کند، اما شکننده است. فولاد نیز در دماهای بالا مقاوم است، اما آن نیز بزرگ و سنگین است و برای سفرهای فضایی مناسب نیست.
 

ساخت اسفنج‌های نانولوله‌ای

یکی دیگر از دستیافت‌های این علم جدید ساخت اسفنج‌هایی با کاربرد ویژه است. ترنس یک دانشمند فیزیکدان در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا است. یکی از آخرین آزمایشگاه‌های وی ساخت یک اسفنج نانولوله‌ای است. او می‌گوید که این اسفنج‌ها می‌توانند به طور اختصاصی روغن را از مخلوط نفت و آب جذب کنند زیرا این نانولوله‌ها هیدروفوب هستند. این بدان معنی است که آنها آب را دفع می‌کنند. با این وجود آنها مواد هیدروفیل را جذب می‌کنند و از آنجا که نفت هیدروفوب است، نانولوله‌ها آن را جذب می‌کنند.
 
ترنس و تیم او در حال کار بر روی اسفنج‌هایی هستند که می‌توانند 1000 برابر وزن خود روغن جذب کنند. ترنس روزی را تصور می‌کند که بتواند اسفنج‌های نانوتکنولوژی را به اندازه کافی بزرگ بسازد تا حتی نشت‌های نفتی بزرگ را برطرف کنند.
 
ترنس می‌گوید: خیلی خوب است که همیشه رویای چیزهایی را که در حال حاضر غیرممکن است را دنبال کنید. در نهایت، او معتقد است، این داستان علمی- تخیلی به زودی به یک واقعیت تبدیل خواهد شد.
 
 

منبع: سایت ساینس نیوز فور استیودنتس




موضوع مطلب :
یکشنبه 98 شهریور 10 :: 5:31 عصر ::  نویسنده : مهندس سجاد شفیعی

مهندسی ساخت دارو مهندسی ساخت دارو

ترجمه: حمید وثیق زاده انصاری




 
درگذشته رسم بر آن بود که کارخانه‌های داروسازی از ترکیبی که در طبیعت وجود داشت و مردم به طور سنتی از اثر دارویی آن استفاده می‌کردند، کار طراحی داروی تازه‌ای را آغاز می‌کردند تا سرانجام موفق به کشف طرحی شوند که الگوی شیمیایی آن ماده‌ی طبیعی باشد. ولی اینک نخست طرح‌های گوناگون شیمیایی ریخته می‌شود و سپس اثرات دارویی آن‌ها آزمایش می‌شود تا روشن گردد که کدام یک اثر نیکوی درمانی دارند. آن گاه بهترین ترکیب‌ها را انتخاب می‌کنند و چندان آن‌ها را اصلاح می‌کنند تا نه تنها بر میزان فعالیت زیستی و دارویی آن‌ها افزوده شود، بلکه خاصه‌های سودمند دیگری که یک داروی خوب باید داشته باشد نیز بر آن‌ها اضافه شود. برای مثال، اثر دارو را طولانی‌تر می‌کنند یا بر پایداری آن می‌افزایند تا بتوان آن را به طور خوراکی تجویز کرد و یا ممکن است اثرهای جانبی زیان آور آن را حذف کنند. داروشناسان از این راه تاکنون داروهای مفید بسیاری طراحی کرده‌اند، اما باید خاطر نشان ساخت که برای دست یافتن به هر داروی مفید، مجبور به ساختن و آزمایش هزاران ترکیب هستند که این کار بسیار وقت گیر و پرهزینه است و معمولاً میلیون‌ها دلار خرج برمی‌دارد.
برخی پژوهش‌گران راهی تازه برای اصلاح این روش پیشنهاد کرده‌اند. شیوه‌ی آن‌ها متکی بر آخرین پیش‌رفت‌ها در زمینه‌ی زیست شیمی، زیست شناسی مولکولی، و ژنتیک است. در این شیوه، به جای جستجوی کورکورانه به امید یافتن دارویی مفید و سودمند، نخست هدفی را که دارو پس از ورود به بدن باید بیابد و به اصطلاح به آن اصابت کند به دقت و با شرح جزئیات مشخص می‌کنند، آن گاه دست به کار طراحی دارویی می‌شوند که بتواند از عهده‌ی هدف بر آید، و برای این کار ممکن است لازم آید که ساختار دارویی را دگرگون کنند و به بررسی چگونگی واکنش هدف به دارو بپردازند. استفاده از این روش که چرخه‌های طراحی نامیده می‌شود در صنعت داروسازی در طی دهه‌های گذشته پیش‌رفتی مهم و چشم‌گیر بوده است.
هدف داروها معمولاً یک مولکول بزرگ و اغلب یک پروتئین است. اخیراً با پیش‌رفت‌های صورت گرفته در زیست شیمی و زیست شناسی مولکولی، شناخت ما از زیست شناسی و شیمی چنین هدف‌هایی بهتر شده است. برخی از هدف‌ها آنزیم‌هایی هستند که گام‌های مهم فرایندهای زیست شناختی را سرعت می‌بخشند. اگر دارویی به یک آنزیم پیوند یابد، دارو آنزیم را از فعالیت باز می‌دارد و بدین ترتیب فرایند زیست شناختی وابسته به آن آنزیم متوقف می‌شود. برای مثال از آنزیمی به نام رنین می‌توان یاد کرد که در افزایش فشار خون نقش عمده دارد. اگر بتوان ترکیبی یافت که جانشین ماده‌ای گردد که به طور طبیعی با رنین پیوند می‌یابد، می‌توان رنین را از کار بازداشت. چنین ماده‌ای دست‌مایه‌ی مناسبی برای ساختن دارویی است که از فزونی فشار خون پیش‌گیری کند.
از هدف‌های دیگر، می‌توان از مولکول پروتئینی نام برد که بر سطح برخی یاخته‌ها قرار دارد. طبیعت، این پروتئین یا گیرنده‌ها را برای اتصال به هورمون به وجود آورده است. هورمون‌ها، مولکول‌های پیچیده و مهمی هستند که به منزله‌ی پیام‌برهای شیمیایی بین بافت‌های مختلف بدن عمل می‌کنند. برای مثال، هورمون آدرنالین که از غده‌ی فوق کلیه ترشح می‌شود همراه با گردش خون به قلب می‌رسد و بر شمار ضربان قلب می‌افزاید. در طی دهه‌های گذشته، پژوهش‌گران، توالی‌های قرار گرفتن اسیدهای آمینه‌ی بسیاری از پروتئین‌های پیچیده‌ای را که گیرنده‌های مولکول‌هایی مانند آدرنالین، استیل کولین، و انسولین هستند، پیدا کرده‌اند. در این جا باید خاطر نشان ساخت که شناخت ساختار یک گیرنده به تنهایی کافی نیست، بلکه باید بدانیم گیرنده‌ها چگونه هورمون‌ها را می‌شناسند و آن‌ها را می‌گیرند، و یا اگر هدف دارویی آنزیم باشد، آن آنزیم چگونه به پایه‌ی خود وصل می‌شود. پس از این شناخت است که می‌توان چگونگی دخالت یک مولکول دارو در این فرایند را فهمید. پیش‌رفت‌هایی که اخیراً در شیوه‌های آنالیز پرتو ایکس، سیستم کامپیوتر و به خصوص گرافیک حاصل شده است به شیمی‌دان‌ها این فرصت را داده است تا در این زمینه به پیش‌رفت‌های مهم و عملی دست یابند. با کمک گرفتن از این شیوه‌هاست که شیمی‌دان‌ها می‌توانند اشکال مختلف مولکول‌های پیچیده‌ی دارویی را شرح دهند و از آن‌ها تصویرهای سه بعدی تهیه کنند.
بیش از چهل و پنج سال پیش، دیوید فیلیپ و همکارانش در انستیتو سلطنتی لندن کشف کردند که آنزیم لیزوزیم دارای شکاف یا چنگالی است که امروزه پیوندگاه نامیده می‌شود. در این شکاف است که سوبسترهای این آنزیم جفت یا سوار می‌گردد. سپس معلوم شد که آنزیم‌ها و گیرنده‌های دیگر نیز دارای چنین شکافی هستند. اما آیا دانستن ساختار پیوندگاه‌ها، شیمی‌دان‌ها را قادر به طراحی داروهای مناسب خواهد کرد؟ برای این که دارو مؤثر واقع شود، باید به طور اختصاصی و محکم به جای سوبسترهای طبیعی پیوند یابد.
اما متأسفانه باید گفت که حتی با بهترین شیوه‌های بلورنگاری پرتو ایکس، هنوز زیست شیمی‌دانان اطلاعات چندانی راجع به شکل‌های سه بعدی اغلب هدف‌های دارویی ندارند. می‌توان گفت که روی هم رفته، پژوهش‌گران خیلی چیزها در باره‌ی ساختار آنزیم‌های نسبتاً ساده‌ای مثل رنین می‌دانند، ولی اطلاعات زیادی در باره‌ی ساختار گیرنده‌های هورمون‌ها و مولکول‌های پروتئینی پیچیده‌ای که علائم دستگاه عصبی را منتقل می‌کنند ندارند. این گیرنده‌ها اغلب به غشای یاخته متصل هستند و همین امر، جداسازی آن‌ها را مشکل و بلوری شدن آن‌ها را تقریباً غیر ممکن ساخته است. اما اگر بتوان ساختار سه بعدی هدف دارویی را به دقت مشخص کرد و نمونه‌ای از چگونگی واکنش متقابل دارو با هدف را معین کرد می‌توان بر اثربخشیِ دارو افزود. برای مثال، می‌توانیم مولکول دارو را چنان تغییر دهیم که بهتر با هدف خود جفت شود. این تغییر را ممکن است با تغییر بار الکترونی مولکول، روغنی شدن آن و یا شکل آن به وجود آورد. به این ترتیب می‌توان مولکول دارویی تازه‌ای ساخت که همه‌ی این اصلاحات در آن اعمال شده باشد و سپس به آزمون چگونگی پیوند آن به هدف پرداخت. البته این کار به همین سادگی که ما از آن صحبت می‌کنیم نیست. ما هنوز در طراحی مولکول‌های تازه مجرب نیستیم و هنوز باید ساختار پیچیده‌ی آمیزه‌ی تازه را که از پیوند با هدف پدید آمده است مطالعه و بررسی کنیم. از این مطالعات و بررسی‌ها چنین برمی‌آید که باز هم باید اصلاحات بیش‌تری در ساختار مولکول‌های تازه صورت بگیرد. بنا بر این روز از نو و روزی از نو، باید مولکول تازه‌ای با تغییراتی که ضروری به نظر می‌رسد یسازیم، پیوند آن را آزمایش کنیم و باز هم به بررسی ساختار این آمیزه‌ی نو بپردازیم.
برای ساختن یک داروی تازه باید بارها و بارها چرخه‌ی طراحی را پیمود تا در هر بار بتوان اصلاحی جزئی اعمال کرد. چرخه‌ی طراحی دارو بسته به فرایندی که شیمی‌دان‌ها برای اصلاح دارو انتخاب می‌کنند متفاوت است. برای مثال، اگر دارو پروتئین باشد، چرخه‌ی طراحی با مهندسی پروتئین سر و کار دارد و طراحان دارو از شیوه‌ی مهندسی ژنتیک برای اصلاح پروتئین بهره می‌گیرند. پژوهش‌گران، چرخه‌ی مهندسی پروتئین را برای ساختن هورمون انسولین به کار گرفته‌اند. در حدود هفتاد سال پیش، فِرِد سانگر، که در آزمایش‌گاه شورای پژوهش‌های پزشکی در زمینه‌ی زیست شناسی مولکولی در کیمبریج کار می‌کرد، کشف کرد که انسولین پروتئین کوچکی است که از پنجاه و یک اسید آمینه در دو زنجیره درست شده است. امروزه بسیاری از مبتلایان به دیابت از انسولین برای کاستن از میزان قند خونشان استفاده می‌کنند، زیرا بدن آنان به قدر کافی انسولین تولید نمی‌کند و باید یکی دو بار در روز انسولین تزریق کنند. از سالیان پیش، دانشمندان با جدا ساختن انسولین از لوزالمعده‌ی انسان، گاو، خوک، و سایر حیوانات، در باره‌ی این هورمون به پژوهش پرداخته‌اند و چگونگی پیوند انسولین طبیعی را به گیرنده‌های آن یاخته‌ها مطالعه کرده‌اند. سپس این مولکول‌های طبیعی را به راه‌های گوناگون تغییر دادند، به طوری که متوجه شدند که چه قطعاتی از اسیدهای آمینه‌ی آن قبل از پیوند به گیرنده‌های خود باید حتماً حضور داشته باشند. از سال 1969 میلادی، امکان تهیه‌ی تصویر سه بعدی از هورمون با پرتو ایکس میسر شد. به این ترتیب توانستند وضعیت اسیدهای آمینه‌ی اصلی و اساسی انسولین را به تصویر درآورند. ولی باز هم حل مشکل آسان نشد، زیرا مولکول‌های انسولین نه تنها به گیرنده‌های خود پیوند می‌یابند، بلکه به هم‌دیگر نیز می‌چسبند. چسبیدن مولکول‌های انسولین مشکل جدیدی به بار می‌آورد و آن کُندی جذب آن است. این مشکل با کمک گرفتن از نمودارهای کامپیوتری مولکول انسولین که در عین پیوند به گیرنده‌ها به یک‌دیگر نمی‌چسبیدند حل شد.
کار بعدی عبارت بود از جداسازی ژن – DNA یا دزاکسی ریبونوکلئیک اسید – که حامل فرمان رمز برای ساختن پروتئین انسولین است. و پس از آن، انتقال این ژن به باکتریی مانند اشریشیاکولی تا ژن را به ظهور برسانند و انسولین بسازند. در بسیاری از موارد، این کار بدون هیچ اشکالی و مستقیماً با گرفتن ژن طبیعی انجام می‌گیرد. اخیراً پژوهش‌گران توانسته‌اند جایگاه اخنصاصی گیرنده را در این پروتئین با دگرگون ساختن ژنی که حامل رمز آن پروتئین است تغییر دهند. تیم تحقیقات صنعتی و علمی دانشگاه یورک و نوو به آزمایش انسولین‌هایی پرداختند که چند سال پیش بر مبتلایان دیابت مهندسی شده‌اند. علاوه بر این، با استفاده از طراحی داروها، عوامل عفونی مثل ویروس را نیز می‌توان از بین برد. پژوهش‌گران انستیتوی ملی سرطان در واشینگتن ساختار دقیق سه بعدی آنزیمی که پروتئیناز است و HIV (ویروس ایدز) را به حد رسیدگی و تکامل نهایی خود می‌رساند مشخص کرده‌اند. این آنزیم، پیش‌تازان غیر فعال را به انواع کوچک‌تر و فعال تجزیه می‌کند. دانستن ساختار این پروتئیناز کمک مهمی به طراحی دارویی که این آنزیم را از فعالیت باز دارد می‌کند و بدین ترتیب سلاح مفیدی در جنگ علیه ایدز خواهیم داشت.
با به کارگیری چرخه‌ی طراحی، می‌توان واکسن‌های بهتری نیز ساخت. در روش مرسومِ تهیه‌ی واکسن، از عامل عفونی کشته یا ضعیف شده برای تهیه‌ی واکسن استفاده می‌شود که گاه افراد در اثر همین واکسن به آن بیماریِ خاص مبتلا می‌شوند، زیرا عامل عفونی کاملاً ضعیف و غیر فعال نشده است. پس باید برای حل این‌چنین اشکال‌هایی از شیوه‌های دقیق و تازه استفاده کرد. اولین قدم در این راه، شناسایی پروتئین‌هایی (پادگن‌هایی) است که در سطح باکتری یا یک ویروس وجود دارند تا بتوان از خواص پادگنی آن‌ها برای تهیه‌ی واکسن استفاده کرد. این روش درباره‌ی باکتری‌ها عملی است ولی راجع به بیماری‌های ویروسی مثل ویروس سرماخوردگی و ویروس ایدز نمی‌تواند کاربرد داشته باشد زیرا این ویروس‌ها به سرعت پوشش پروتئینی خود را تغییر می‌دهند و از تیررس پادتن‌های ضد خود فرار می‌کنند.
روش چرخه‌ی طراحی، بدون شک نقشی مهم در طراحی پروتئین‌ها، داروها و واکسن‌های تازه در آینده خواهد داشت. اما در عین حال باید گفت که بهترین راه برای داروسازان، استفاده از مخلوطی از روش‌های جدید و قدیم است، یعنی پیدا کردن یک مولکول راهبر به روش انتخاب تصادفی و سپس مطالعه در باره‌ی چگونگی عمل متقابل آن با گیرنده‌های موجود در بدن و بعد از آن اصلاح آن مولکول با چرخه‌ی طراحی.
منبع: راسخون



موضوع مطلب :
<   1   2   3   4   5   >>   >   
پیوندها
لوگو
http://www.telegram.me/sajjadshafiee_ir
.
.
.

رشته مهندسی پلیمر نسبت به رشته‌های مهندسی دیگر تقریبا جوان است و شکوفایی آن از زمان جنگ جهانی دوم آغاز شده است. اما به دلیل کاربرد روزافزون پلیمر در صنایع مختلف، این رشته به سرعت رشد کرده و امروزه جزو یکی از رشته‌های مهم کشورهای صنعتی پیشرفته می‌باشد.

هدف رشته مهندسی صنایع پلیمر تولید کلیه محصولات پلیمری از قبیل لاستیک، پلاستیک، الاستومر، چسب‌ها، رزین و سایر مواد مورد نیاز صنعت است. برای مثال طراحی و تولید تایر ماشین در صنایع لاستیک، لوله‌های پلی‌اتیلن در صنایع پلاستیک و انواع فایبرگلاسها در کامپوزیت به یاری متخصصان مهندسی صنایع پلیمر انجام می‌گیرد یا حتی در این رشته شکل‌دهی رزین‌ها نیز مطرح است که برای مثال می‌توان به ساخت ملامین اشاره کرد.حتی کیسه‌های پلاستیکی و روکش ظروف نچسب ( تفلون ) از مواد پلیمری می‌باشند. در واقع در رشته مهندسی صنایع پلیمر هر آنچه که به این مواد بر می‌گردد، مورد مطالعه و بررسی قرار می‌گیرد. البته پلیمرها فقط کاربرد صنعتی ندارند بلکه کاربرد پزشکی نیز دارند. مثلا اگر کشکک زانوی یک نفر آسیب ببیند و ترمیم آن امکان‌پذیر نباشد، شبیه به همان کشکک زانو را با مواد پلیمری درست می‌کنند و بر روی زانو قرار می‌دهند و یا دندان مصنوعی و لنزهای چشمی همه از مواد پلیمری ساخته می‌شوند که به این مواد پلیمری «پلیمرهای زیستی» می‌گویند.

فرصت‌های شغلی:

در صنعت پوشاک پلیمرها در تولید پاپوش‌ها، تن‌پوشها و کف‌پوشها بسیار موثر هستند. در صنایع حمل و نقل زمینی (خودروسازی، قطار و ... )، هوایی ( هواپیما و بالگرد) و دریایی (کشتی‌ها و ...) پلیمرها حضوری چشمگیر دارند، و بالاخره در صنایع نظامی، پزشکی، کشاورزی و بسته‌بندی کاربرد مواد پلیمری بسیار گسترده است.بدر صنعت پوشاک نیز پلیمرها در تولید پاپوش‌ها، تن‌پوشها و کف‌پوشها بسیار موثر هستند. در صنایع حمل و نقل زمینی (خودروسازی، قطار و ... )، هوایی ( هواپیما و بالگرد) و دریایی (کشتی‌ها و ...) پلیمرها حضوری چشمگیر دارند، و بالاخره در صنایع نظامی، پزشکی، کشاورزی و بسته‌بندی کاربرد مواد پلیمری بسیار گسترده است. باتوجه به کاربرد وسیع پلیمرها در صنایع، فارغ‌التحصیلان این رشته توانایی‌های کافی در زمینه‌های ایجاد و برنامه‌ریزی واحدهای تولیدی تبدیل پلیمر خام به مواد مصرفی و اشتغا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 906
  • بازدید دیروز: 1055
  • کل بازدیدها: 5165024