سفارش تبلیغ
صبا ویژن

پنبه ایران در دام "راکفلر"94

بخش چهارم: جریان‌شناسی ارتباط پنبه در ایران و پاکستان با «بنیاد راکفلر»

*‌ بنیاد راکفلر در کشاورزی ایران
پیش از این خبرگزاری تسنیم از تلاش برای نفوذ جریانهای بین‌المللی منتسب به صهیونیستها در برخی مراکز تصمیم‌ساز عرصه زیست‌فناوری خبر داده بود. این تصمیم‌سازان بر بسیاری از گلوگاههای تصمیم‌گیر کشور نفوذ دارند. خبرگزاری تسنیم طی پژوهشی در این رابطه اسناد قابل توجهی به‌دست آورده است. انتشار بخشی از این اسناد در گروی ملاحظات امنیت ملی است؛ لکن برخی موارد به‌زودی منتشر خواهد شد. پروژه خاص جریان وابسته به این کمپانیهای چندملیتی در ایران، شامل «ورود بی‌محابا و بدون سنجش ریسک محصولات دستکاری ژنتیک به سفره مردم ایران» است، برای نمونه اسناد اهدای سه مدال - از سه مدال - طلای کشاورزی ایران به سه صهیونیست منتشر شد.
پنبه ایران در دام راکفلر
مطلب مرتبط با این عکس را {اینجا} ببینید
واردکننده و رهبر جریان تراریخته‌ها در ایران بی‌شک «بهزاد قره‌یاضی» است. قره‌یاضی از منظر سیاسی در حلقه نزدیکان «عیسی کلانتری» جای می‌گیرد. بررسی دیدگاههای این جریان مجالی دیگر می‌طلبد؛ لکن به‌طور اجمال نقش پرچم این جریان در مقوله کشاورزی ایران «ما نمی‌توانیم» بوده تا کشاورزی ایران زمینگیر شود. در بسیاری از مواردی که درباره تغییر ساختارهای کشاورزی ایران ــ به‌نفع واردات و علیه تولید داخل ــ فعالیت مؤثری انجام شده ردپای این جریان به چشم می‌خورد. پیگیری جدی طرحهای «نکاشت»، «کشت فراسرزمینی»، «تراریخته» و آسیبهایی چون «نیشکر خوزستان» و «آزولا» از مواردی است که این جریان با اقامه دلیل غلط و انحرافی «عدم توانایی بخش کشاورزی در تأمین نیاز مردم» به آنها دامن زده‌ است، حال آنکه کشاورزی ایران بدون تردید ظرفیت تولید غذا برای 300 میلیون نفر را داراست. بعدها به این مقوله نیز مفصلاً و با ارائه اسناد خواهیم پرداخت.
قره‌یاضی نیز حدود سه دهه قبل با حمایت عیسی کلانتری، وزیر کشاورزی وقت، برای آموزش بیوتکنولوژی به «فیلیپین» و به مؤسسه‌ای متعلق به بنیاد راکفلر، فرستاده شد. سپس دانشنامه دکترای خود را آشکارا با تأمین مالی این بنیاد تدوین کرد. سپس با دریافت سازواره ژنی نوعی برنج از این بنیاد ــ که مقاومت گیاه به آفت را افزایش می‌دهد ــ و ورود آن به انواع بومی، مدعی تولید برنج تراریخته جدید در ایران شد!! (این سازواره ژنی توسط بنیاد راکفلر ثبت پتنت شده و درصورت رهاسازی و مصرف عمومی این محصول و همچنین پیوستن ایران به WTO کشور ایران ناچار به پرداخت غرامتی تأسف‌بارتر از «کرسنت» خواهد بود).
قره‌یاضی جوان پس از بازگشت به ایران با معاضدت سیاسی عیسی کلانتری و محمدباقر نوبخت مدارج ترقی سیاسی را یکی پس از دیگری طی کرد. ارتباط او با کلانتری طی سه دهه گذشته آن‌چنان نزدیک است که برخی کلانتری را «دایی» قره‌یاضی می‌دانند! با روی کار آمدن دولت نهم و در دوران وزارت محمدرضا اسکندری، این جریان و وابستگان به او به محاق رفته و بایکوت شدند؛ امری که البته در دولت دهم تکرار نشد. در این مدت قره‌یاضی در مرکز مطالعات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت و ذیل محمدباقر نوبخت مشغول به فعالیت بود. قره‌یاضی طی این سالها سودای نمایندگی مجلس و همچنین وزارت را هم در سر می‌پروراند. او مسئول کارگروه کشاورزی ستاد میرحسین موسوی بود. مقرر شده بود درصورت پیروزی میرحسین در انتخابات، وزیر جهاد کشاورزی شود؛ که تقدیر طور دیگری رقم خورد.
قره‌یاضی از سال گذشته تاکنون با حکم وزیر جهاد کشاورزی، عضو «کمیته صدور مجوز برای رهاسازی محصولات تراریخته» نیز هست. همچنین وی با حکم محمدباقر نوبخت، ئول تدوین بودجه «پژوهشی» کل کشور در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی.، است و بودجه مراکز مختلف «پژوهشی» کشور به تصمیمات جریان منتسب به او وابسته است، ضمن اینکه بخش دانش و فناوری برنامه ششم را او تدوین کرده است.
پنبه ایران در دام راکفلر
تصویر حکم قره‌یاضی در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور؛ قره‌یاضی هم‌اکنون بر «کل بودجه مراکز پژوهشی کشور» سیطره دارد.
پیش از این بخش کوچکی از انبوه اسناد ارتباط او با نهادها و افراد در بنیاد راکفلر در خبرگزاری تسنیم منتشر شد {اینجا}؛ خبری که هرگز تکذیب نشد. بخش اعظم این اسناد توسط مراجع ذی‌صلاح در دست بررسی است و بخشهایی به‌زودی رسانه‌ای خواهد شد.
پنبه ایران در دام راکفلر
پنبه ایران در دام راکفلر
تصویر تشکر بهزاد قره‌یاضی از بنیاد راکفلر بابت تأمین مالی پایان‌نامه‌اش
** آیا موضوع فقط یک دانشنامه است؟
اما موضوع ارتباط قره‌یاضی و جریان مورد نظر با بنیاد راکفلر به حمایت مالی از یک دانشنامه ساده ختم نمی‌شود؛ ذیلاً خواهید دید که قره‌یاضی را می‌توان «دانش‌آموخته راکفلر در زمینه دستکاری ژنتیکی» دانست. ویبه فیلیپین فرستاده شد و در سالهای ابتدایی دهه 70 شمسی در «مؤسسه بین‌المللی تحقیقات برنج» (IRRI) در «لس‌بانوس فیلیپین» فنون دستکاری ژنتیک را آموزش دید. تصویر زیر در CV او به‌اذعان خودش در {اینجا} قابل رؤیت است.
پنبه ایران در دام راکفلر
تصویر اذعان قره‌یاضی به آموزش در مؤسسه بین‌المللی تحقیقات برنج
*مؤسسه بین‌المللی تحقیقات برنج کجاست؟
جالب است بدانید این مؤسسه بین‌المللی، حدود نیم قرن پیش توسط بنیاد راکفلر و با مشارکت بنیاد فورد، برای آموزش نخبگان علمی کشورها و صدور فناوریهای خاص از جمله دستکاری ژنتیک به آن کشورهای دیگر تأسیس شده است. {اینجا}
پنبه ایران در دام راکفلر
«ایری» مؤسسه وابسته به بنیاد فورد و بنیاد راکفلر است
مراجعه به صفحه روزشمار «ایری» {اینجا} به‌روشنی مالکیت بنیاد راکفلر بر این مؤسسه را نشان می‌دهد. در این تاریخچه، درباره تأسیس این مؤسسه می‌خوانیم:
«نمایندگان بنیادهای راکفلر و فورد در مورد امکان‌سنجی ایجاد IRRI و محل احتمالی آن در دانشگاه کالج فیلیپین کشاورزی، و قابلیت توسعه و تبدیل شدن آن به دانشگاه فیلیپین در لس‌بانوس بحث کردند».
پنبه ایران در دام راکفلر
تصویر بحث بر امکان‌سنجی برای تشکیل «ایری»
این تاریخچه در تاریخ 15 نوامبر 2013 به حواشی بازدید «برجسته‌ترین فرد خانواده راکفلر» از این مؤسسه می‌پردازد. در این تاریخچه می‌خوانیم:
«دیوید راکفلر جونیور، ملوان آمریکایی، خیّر، و شرکت‌کننده فعال مسائل غیرانتفاعی و زیست‌محیطی، از مؤسسه بازدید کرد. او عضو برجسته نسل چهارم راکفلرها موسوم به «عموزاده»هاست. ایری به‌عنوان یکی از موفقیتهای بزرگ بنیاد راکفلر درنظر گرفته می‌شود».
پنبه ایران در دام راکفلر
تصویر رویدادهای 15 نوامبر 2013
پنبه ایران در دام راکفلر
دیوید جونیور راکفلر که از «ایری» به‌عنوان یکی از بزرگترین افتخارات راکفلر نام می‌برد
*فعالیتهای تجاری
قره‌یاضی از سالها پیش تاکنون به فعالیتهای گسترده تجاری نیز مشغول است. در این زمینه پیش از این تصویر شرکتهای متعدد قره‌یاضی نیز منتشر شد؛ حتی دیدیم که یکی از «شرکتهای تجاری قره‌یاضی و شرکا» با «آدرس قانونی پژوهشگاه ژنتیک!!» به فعالیتهای تجاری پرداخته است. تعدادی از شرکتهای متعدد قره‌یاضی از این قرار است:
الف) شرکت زیست‌فناوران پردیس {اینجا}
ب) شرکت زیست‌سامانه غرب آسیا {اینجا}
ج) شرکت زیست‌گوهر نامدار پژواک {اینجا}
د) شرکت زیست‌فناور گستران رازی {اینجا}
ه) شرکت زیست‌پژوهان نانو پارس {اینجا}
پنبه ایران در دام راکفلر
پنبه ایران در دام راکفلر
پنبه ایران در دام راکفلر
پنبه ایران در دام راکفلر
پنبه ایران در دام راکفلر
پنبه ایران در دام راکفلر
همچنین ایجاد رانت در اختصاص بودجه‌های پژوهشی به تعداد محدودی از شرکتها با اعضای بعضاً مشترک در تصویر زیر قابل رؤیت است.
پنبه ایران در دام راکفلر
پنبه ایران در دام راکفلر
تصویر اختصاص بودجه پژوهشی به تعدادی شرکت خاص با اعضای تکراری
محمدرضا اسکندری ــ وزیر اسبق جهادکشاورزی ــ این جریان را به‌خوبی می‌شناسد. او در زمینه روند صدور مجوز و ارتباط محققان دولتی با شرکتهای خصوصی گفت: «در کمال تعجب افرادی که قصد تولید و انبوه‌سازی محصولات تراریخته را دارند، با بودجه پژوهشی کشور، شرکت دانش‌بنیان تأسیس کرده‌اند و خودشان نیز عضو کمیته نظارت بر تراریخته و مجوز واردات محصولات تراریخته‌اند. اما هیچ فردی از مخالفان تراریخته را نمی‌بینیم که در کمیته صدور مجوز واردات حضور داشته باشد».
وزیر اسبق جهاد در زمینه ارتباط راکفلر با تولید تراریخته‌ها تصریح کرد: «بزرگترین کارتل تولید محصولات تراریخته دنیا (راکفلر) یک کارتل اقتصادی صهیونیستی است».
پنبه ایران در دام راکفلر

بخش پنجم: پشت‌پرده پنبه تراریخته در پاکستان و ایران

پیگیری طرح شکست خورده پنبه تراریخته در پاکستان را فردی به‌نام «یوسف ظفر» به‌عهده دارد. شرایط سیاسی و نفوذ یوسف ظفر در ساختارهای دولتی کشور پاکستان، شباهتهای کم‌نظیری با شرایط همزاد ایرانی‌اش «بهزاد قره‌یاضی» دارد. یوسف ظفر نیز پس از دانش‌آموختگی و همکاری گسترده با راکفلر سلسله مراتب قدرت را تا مسئولیت در «سازمان انرژی اتمی پاکستان» طی کرد.
پنبه ایران در دام راکفلر
همکاری یوسف ظفر در مورد برنج تراریخته با راکفلر
او همچنین در مراکز تحقیقاتی زیست‌فناوری آمریکا مشغول به فعالیت است و حتی در همین زمینه از راکفلر و یونسکو جایزه مشترکی را دریافت کرده است.
پنبه ایران در دام راکفلر
دریافت جایزه توسط یوسف ظفر از راکفلر و یونسکو
یوسف ظفر بی‌تردید یکی از نفرات اصلی است که سرگذشت تأسف‌بار پنبه تراریخته در پاکستان را رقم زده است. در پاکستان مشهور است که 90 درصد مقالات مرتبط با آفات پنبه تراریخته دنیا حاصل مطالعات او و تیم مرتبط با اوست!
پنبه ایران در دام راکفلر
«بهزاد قره‌یاضی» و «یوسف ظفر» در یک قاب

جمع‌بندی

1. تبعات بلندمدت محصولات تراریخته بر سلامتی مردم و محیط زیست هنوز در هاله‌ای از ابهام است؛ ضمن اینکه واردات خاموش و بی‌ضابطه این محصولات (خاصه روغنهای مایع تراریخته) نیز سالهاست بر سفره‌های مردم وارد شده سلامتشان را تهدید می‌کند. چندی پیش اعلام شد که مبادی گمرکی حتی از آزمایشگاههای تشخیص تراریختگی بی‌بهره‌اند. گرچه ممکن است سالها بعد این محصولات حتی مفید هم تشخیص داده شوند، اما آیا ورود بی‌ضابطه، بدون کنترل و بدون ارزیابی خطر این محصولات با شرایط فعلی عقلانی است؟
2. در سطور فوق، از جریانی رونمایی شد که ریشه در آن‌سوی مرزها دارد، جریانی که با استقرار در مراکز تصمیم‌ساز، چتر نفوذ خود را حتی در برنامه‌های بالادستی و افراد رده‌بالای دولتی گسترده است. این جریان در جایی که بتواند حتی اسناد بالادستی را به‌نفع مطامع تجاری و امنیتی خود و اجانب تغییر می‌دهد؛ و در صورت عدم امکان، تولید تجاری و آلوده‌سازی مزارع کشور را برای محصولاتی که سلامت آنها هنوز مشخص نیست در دستور کار قرار داده است. این جریان فشار زیادی را بر دانشمندان تراز اول عرصه بیوتکنولوژی و رسانه‌های منتقد وارد می‌کند. این جریان همچنین با صرف هزینه‌های هنگفت در عرصه رسانه‌های کشور و در همایشها و نشستهای سیاسی حضور دارد.
3. برخی مسئولان از یک مشکل عمیق امنیتی غافلند؛ تکنولوژی تولید سازواره‌های ژنی محصولات تراریخته در دنیا در انحصار صهیونیستهاست؛ سازواره ژنی محصولات داخلی نیز توسط بنیاد راکفلر ثبت پتنت شده و درصورت رهاسازی و مصرف عمومی این محصول و همچنین پیوستن ایران به WTO، ایران ناچار به پرداخت غرامتی تأسف‌بارتر از «کرسنت» خواهد بود.

منبع مقاله : تسنیم نیوز






تاریخ : شنبه 99/8/3 | 12:28 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

اسناد اقدامات ضدبشری بورلاگ و ردپای مامور راکفلر در کشاورزی ایران اسناد اقدامات ضدبشری بورلاگ و ردپای مامور راکفلر در کشاورزی ایران


نمی‌توان از انقلاب سبز سخن گفت و از «نورمن ارنست بورلاگ»4 یاد نکرد. او از سال 1944 تا زمان مرگش در سال 2009 محقق برجسته و نفر دانشی سه نسل از راکفلرها در حوزه ژنتیک گیاهی به شمار می‌رفت. در گزارش ذیل به سرگذشت پدر انقلاب سبز و اسطوره ژنتیک گیاهی راکفلرها، «نورمن بورلاگ» و همچنین سرنخهای ارتباطی او با داخل ایران مروری خواهیم داشت.

بخش اول؛ زندگی و زمانه «نورمن ارنست بورلاگ»

* تولد و تحصیلات

نورمن از نسل خانواده‌ امریکایی است که اصالتاً مهاجران نروژی‌تبار هستند. وی 25 مارس 1914 ــ در آستانه جنگ اول جهانی ــ در «سوده»5 از توابع «کرسکو»فیلم لحظه اعطای مدال صلح 6 در ایالت «آیوا»7 دیده به جهان گشود.
خواهیم دید در زمان تولد بورلاگ، برنامه‌های غذای جامع راکفلرها آغاز شده‌ بود.
او تا 19 سالگی در مزرعه 106 هکتاری پدربزرگ و مادربزرگ خود زندگی می‌کرد. مهمترین فعالیتهای این مزرعه را ماهیگیری، شکار، پرورش ذرت و جو و همچنین پرورش گاو، خوک و مرغ نوشته‌اند. نورمن تا کلاس هشتم را در یک مدرسه روستایی یک کلاسه گذراند؛ این مدرسه‌ که قدمتش به 1865 میلادی بازمی‌گردد هم‌اکنون توسط «بنیاد میراث نورمن بورلاگ»8 خریداری شده است.
در سال 1933 نورمن موفق شد علی‌رغم مردود شدن در آزمون ورودی، با شرایطی در کالج عمومی «دانشگاه مینه‌سوتا»9 ثبت‌نام کند. پس از دو فصل، او به کالج جنگلداری کشاورزی منتقل شد. وی در این زمان عضو تیم کشتی دانشگاه مینه‌سوتا بود. بورلاگ برای تأمین مخارج تحصیلش به‌نوعی در سازمان جنگلداری بورسیه شد.
اسناد اقدامات ضدبشری
بورلاگ به فوتبال و بیس‌بال علاقه‌مند بود و عضو تیم کشتی دانشگاه به شمار می‌رفت
تنها یک ماه مانده به پایان دوره کارشناسی، نقطه عطفی در زندگی نورمن اتفاق افتاد. وی در یک ارائه10 با عنوان «دشمنان کوچک متغیر و نابودگر محصولات غذایی ما»11 توسط استاد پیشتاز ژنتیک گیاهی «الوین استکمن»12 شرکت کرد. او نظر استاد ارائه‌دهنده را درباره این که در آینده روی آسیب‌شناسی جنگلها کار کند جویا شد. استکمن به او توصیه کرد روی «بیماری‌شناسی گیاهی» کار کند.
اسناد اقدامات ضدبشری
الوین چارلز استکمن؛ او از پیشتازان ژنتیک گیاهی، انقلاب سبز و استاد نورمن بورلاگ به شمار می‌رود
این سرآغاز تحصیل نورمن بورلاگ در زمینه بیماری‌شناسی (کارشناسی ارشد) و ژنتیک گیاهی (دکتری) بود. وی در سال 1940 مدرک کارشناسی ارشد و در سال 1942 دکترای خود را در این رشته دریافت کرد. این ایام مقارن با جنگ دوم جهانی و در آستانه اعلام رسمی برنامه «انقلاب سبز» توسط راکفلرهاست؛ گرچه نام «انقلاب سبز» تا سال 1968 به این برنامه منسجم و سریع اطلاق نشد.
او در همان دانشگاه با همسر آینده‌اش، «مارگارت گیبسون»13 آشنا شد و زندگی مشترک 69 ساله‌اش را با او آغاز کرد. حاصل ازدواج آنها سه فرزند، پنج نوه و شش نتیجه تا 8 مارس 2007 بود؛ در این تاریخ همسر بورلاگ در 95 سالگی درگذشت.
اسناد اقدامات ضدبشری
تصویری قدیمی از نورمن و مارگارت بورلاگ
بورلاگ جوان درحالی که کمتر از 30 سال داشت درخلال سالهای 1942 تا 1944، برای طی دوره سربازی خود، به‌عنوان میکروبیولوژیست در کمپانی «دوپونت»14 در «دلور»15 مشغول به کار شد. او قرار بود در زمینه باکتری‌کشها، قارچ‌کشها و مواد نگهدارنده صنعتی و کشاورزی پژوهش کند؛ اما با آغاز جنگ او جهت حل برخی مسائل فنی جنگ به تحقیق پرداخت.

* برنامه مکزیک

ارتباط نزدیک راکفلرها در دهه‌های 1920 و 1930 میلادی با محققانی همچون «الوین چالرز استکمن» و «ژاکوب (یعقوب) جورج هرار»16 و همچنین «هنری والاس»17 ــ وزیر کشاورزی امریکا در سالهای 1933 تا 1940 ــ نشان می‌دهد برنامه‌های کشاورزی راکفلرها در سالهای دهه 1930 به آنجا رسید که لازم بود این برنامه‌ها در یک کشور به عنوان پایلوت پیاده شود، تا در صورت موفقیت برنامه‌های گسترده‌تر راکفلرها برای کشاورزی بر همان اساس شکل بگیرد؛ قرعه اجرای این برنامه به مکزیک افتاد.
سال 1940، «آویلا کاماچو»18 به عنوان چهل و پنجمین رئیس‌جمهور مکزیک قدرت را به دست گرفت. او هدف اصلی دولت در کشاورزی را رشد صنعتی و رشد اقتصادی اعلام کرد. در این شرایط هنری والاس، که در آن زمان از وزیر کشاورزی به معاون رئیس‌جمهور امریکا ارتقا یافته بود، هماهنگیهای لازم را با بنیاد راکفلر برای سرمایه‌گذاری در مکزیک انجام داد. بنیاد راکفلر نیز «استکمن» ــ استاد بورلاگ ــ و دو محقق پیشرو در کشاورزی را برای تهیه پروپوزال یک برنامه جامع همکاری با دولت مکزیک مأمور کرد. آنها پیشنهاد تشکیل یک سازمان جدید به نام «دفتر مطالعات ویژه»19 را مطرح کردند؛ به این ترتیب که این سازمان به‌عنوان بخشی از دولت مکزیک تشکیل شود و بنیاد راکفلر با مشارکت دانشمندان مکزیکی و آمریکایی آن را اداره کند. موضوع پیشنهادی این سه محقق برای این سازمان جدید، تمرکز بر توسعه خاک، ذرت و گندم و بیماری‌شناسی گیاهی بود.
مشارکت راکفلر در کشورهای هدف طی یک قرن گذشته تاکنون عموماً با همین ساختار انجام می‌شود: تشکیل نهاد یا پژوهشکده دولتی؛ با سرمایه و پشتیبانی راکفلر ؛ و با مشارکت دانشمندان طرفین. قابل توجه اینکه باید پرسید آیا این ساختار در ایران نیز رعایت شده است؟
اسناد اقدامات ضدبشری
نورمن بورلاگ به همراه هنری والاس وزیر سابق کشاورزی و معاون رئیس‌جمهور امریکا و مارتیر وزیر کشاورزی مکزیک در مزرعه «دفتر مطالعات ویژه» در دهه 1940 میلادی
استکمن در سال 1943 میلادی از طرف راکفلر «ژاکوب هرار» را برای رهبری این پروژه انتخاب کرد. هرار بلافاصله استخدام بورلاگ را ــ به‌عنوان رئیس برنامه تحقیقات مکزیک ــ در دستور کار قرار داد. بورلاگ بلافاصله پس از پایان خدمتش در دوپونت، در ژوئیه 1944 و پس از رد پیشنهاد دو برابری حقوق و دستمزد این کمپانی، سراسیمه به مکزیک رفت؛ او آنچنان عجله داشت که حتی همسر باردار و کودک چهارده ماهه خود را نیز برای رسیدن به مکزیک تنها گذاشت. او به‌عنوان متخصص ژنتیک و آسیب‌شناس گیاهی در مکزیک مشغول به فعالیت شد و تا شانزده سال بعد از آن به‌طور پیوسته مسئول فنی این برنامه بود؛ گرچه تا سالهای انتهایی عمرش، دو سوم هر سال را در مکزیک می‌گذراند.
درخلال این سالهای طولانی دشواریهای بسیاری برای اجرای برنامه گندم راکفلرها در مکزیک پیش آمد که بعضاً غیرقابل حل می‌نمود. عدم وجود تجهیزات و نفرات آموزش دیده و رویکرد خصمانه کشاورزان محلی به برنامه گندم از جمله مشکلات راکفلرها در مکزیک بود. بورلاگ خود در کتابش «نورمن بورلاگ در گرسنگی جهانی»20 می‌نویسد: «خیلی وقتها به‌نظرم می‌رسید که پذیرش سمت در مکزیک یک اشتباه وحشتناک از سوی من بوده است.»21 همچنین بروز اختلاف بین بورلاگ و هرار بعضاً بر مشکلات می‌افزود. در یکی از این موارد اختلافات تا آنجا بالا گرفت که بورلاگ از کارش استعفا کرد و با پادرمیانی استکمن به کار بازگشت.
با وجود این مشکلات نهایتاً برنامه‌های این تیم در خلال دهه‌های 40 و 50 به نتیجه رسید و بخش اعظم تولید گندم در مکزیک در سالهای ابتدایی دهه 1960 از انواع پاکوتاه تولید شده توسط تیم راکفلر بود. این بذرها می‌توانست سود تجاری قابل ملاحظه‌ای برای راکفلرها به همراه داشته باشد. همچنین موفقیت نسبی در این طرح سبب شد راکفلرها به فکر بیفتند که به سرعت بخشهای بعدی برنامه‌شان را اجرا کنند. تأسیس مرکز تحقیقات برنج فیلیپین (IRRI) ــ که در این سلسله گزارشها به آن پرداخته شد ــ توسعه انقلاب سبز مکزیک به افریقا و هند و همچنین تأسیس «مرکز بین‌المللی اصلاح ذرت و گندم»22 از جمله فعالیتهای توسعه‌ای راکفلرها به شمار می‌رود که پس از موفقیت در مکزیک کلید خورد.

* بورلاگ در جنوب آسیا

در خلال دهه 1960 میلادی، منطقه پرجمعیت شبه‌قاره هند چندین جنگ را با طرفهای مختلف ــ از جمله پرتغال، بوتان، پاکستان و چین ــ تجربه کرد. بنابراین ترس از قحطی در این کشورها، بهترین زمینه را برای دست‌اندازی راکفلر به مزارع این کشورها فراهم کرد.
در مارس 1962 تعدادی از لاینهای پاکوتاه گندم بهاره نورمن بورلاگ در مزارع مؤسسه تحقیقات کشاورزی هند در «پوسا»23 کاشته شد. یک سال بعد در مارس 1963 بنیاد راکفلر با هماهنگی دولت هند نورمن بورلاگ و «رابرت گلن آندرسن»24 را جهت توسعه مسیری که در مکزیک آغاز شده بود به هند اعزام کرد. در پی این سفر آندرسن به‌عنوان رئیس برنامه گندم بنیاد راکفلر تا سال 1975 در هند باقی ماند.
اسناد اقدامات ضدبشری
نورمن بورلاگ (راست) به همراه رابرت گلن اندرسون (چپ) در مزارع راکفلر
تیم راکفلر در هند با تلاش و مراقبت زیاد توانستند در سال 1965 دو گونه از ارقام گندم را به هند و پاکستان بفروشند. در این سال تنها 200 تن بذر گندم راکفلرها به هند و 250 تن به پاکستان وارد شد. درباره قیمت بذرهای هند در آن سال رقمی منتشر نشده اما با اینکه این اقلام در مکزیک آسیب دیده بود در ازای 250 تن بذر پاکستان، 100 هزار دلار دریافت شده است. به این ترتیب پیش‌قراولان راکفلر موفق شدند راه بذرهای تغییر یافته را به شبه قاره هند باز کنند. هند در سال 1966 میلادی 18 هزار تن و پاکستان در سال 1967 میلادی 42 هزار تن از این بذور وارد کرد. این یک موفقیت دیگر برای نورمن بورلاگ و تیم راکفلرها به شمار می‌رفت.
در این زمان، پس از موفقیت تجارت بذرها در مکانی خارج از مکزیک، توسعه بیشتر این بذرها به تبلیغات و پروپاگاندای جهانی نیاز داشت. لذا بلافاصله در سال 1968 «ویلیام گاد»25 از «آژانس پیشرفتهای بین‌المللی ایالات متحده»26 کار نورمن بورلاگ را «انقلاب سبز» نامید.
پروفسور حمید مولانا، استاد برجسته علوم ارتباطات، تلاشهای امریکاییها در دهه 60 میلادی را به یاد می‌آورد. او در این خصوص خاطرنشان می‌کند: «به خاطر دارم «ویلیام گاد» رئیس یک آژانس آمریکایی، در آن موقع که جنگ سرد بین آمریکا و شوروی ادامه داشت، اعلام کرد توسعه کشاورزی جدید یک انقلاب است. این انقلاب نه انقلاب خشونت‌آمیز قرمز شورویهاست و نه انقلاب سفید شاه ایران؛ بلکه ما نام آن را «انقلاب سبز» می‌گذاریم.»
پس از این نامگذاری بلافاصله در سال 1970 «جایزه صلح نوبل»27 به بورلاگ اعطا شد. رئیس وقت کمیته جایزه نوبل هنگام اهدای جایزه به او گفت: «نورمن بورلاگ، بیش از هر فرد دیگری برای گرسنگان جهان نان فراهم کرده است و دلیل دادن جایزه صلح نوبل به او این است که ما امیدواریم رفع گرسنگی، صلح به همراه آورد.»
راکفلرها برای نجات‌بخش خواندن این تکنولوژی، از بورلاگ یک قدیس و اسطوره ساختند و او را «پدر انقلاب سبز» نامیدند؛ با تبلیغات وسیعی شایع کردند که خدمات بورلاگ در صنعتی شدن کشاورزی کشورهای فقیر طی سالهای دهه 60 قرن بیستم میلادی جان (تعداد رُندِ) یک میلیارد انسان را نجات داده است.
فیلم لحظه اعطای مدال صلح نوبل به نورمن بورلاگ؛ 10 دسامبر 1970 میلادی
همزمان با این موفقیت «هنری آلفرد کیسینجر»28 استراتژیست ارشد و صهیونیست امریکایی، تلاش کرد تا اذهان سیاستگذاران امریکایی را نیز نسبت به این برنامه روشن کند. وی در سال 1974 از طرحی موسوم به NSSM پرده برداشت. او «انرژی» و «غذا» را دو اهرم کاربردی کنترل ملتها معرفی کرد. او در کنگره به سیاستمداران امریکایی اعلام کرد که اگر نفت را کنترل کنند دولتها را تحت کنترل در می‌آورند و اگر غذا را کنترل کنند، مردم را تحت سیطره خواهند گرفت.
اسناد اقدامات ضدبشری
با این تمهیدات در دهه 1970 میلادی کشورهای زیادی در امریکای لاتین، آسیای غربی و افریقا تحت برنامه انقلاب سبز قرار گرفتند.

* توسعه به افریقا

بورلاگ در سال 1986 نهادی به نام «انجمن افریقایی ساساکاوا»29 تأسیس کرد تا فعالیتهای بنیاد راکفلر به افریقا نیز توسعه یابد؛ او تا سال 2009 مسئولیت آن را بر عهده داشت. از میان کشورهای افریقایی این برنامه دست‌ِکم در کشورهای بنین، بورکینافاسو، اتیوپی، غنا، گینه، مالی، مالاوی، موزامبیک، نیجریه، تانزانیا و اوگاندا اجرا شده است.
اسناد اقدامات ضدبشری
بورلاگ در میان دانشجویان نیجریه‌ای

* توسعه به ارقام دیگر گیاهی

کار بورلاگ بر دست‌اندازی راکفلرها به گونه‌های گیاهی دیگر نیز بسیار مؤثر بود. ویکی‌پدیا در این زمینه می‌نویسد: «کار بورلاگ در زمینه گندم به توسعه ارقام نیمه‌کوتاه برنج هندی و ژاپنی در مؤسسه «ایری» و همچنین «مؤسسه تحقیقات برنج هونان چین» کمک کرده است. همچنین همکاران بورلاگ در «گروه مشورتی تحقیقات بین‌المللی کشاورزی» نیز ارقام توسعه‌یافته بیشتری از انواع برنج را در آسیا معرفی کردند.»30
همچنین با توسعه این مطالعات به گونه‌های گیاهی دیگر ــ ازجمله ذرت ــ در سال 1964 بورلاگ به سمت «مدیر برنامه بین‌المللی بهبود گندم»31 نیز منصوب شد. بودجه این برنامه ذیل مرکز تازه تأسیس «مرکز بین‌المللی اصلاح ذرت و گندم (CIMMYT)» بودجه به‌طور مشترک توسط بنیادهای فورد و راکفلر و همچنین دولت مکزیک تأمین می‌شد. از سال 1984، بورلاگ بخشی از سال را در مؤسسه ‌CIMMYT مشغول بود و ماههای دیگر سال را در دانشگاه «ای اند ام تگزاس»32 به تدریس می‌پرداخت.
وی سرانجام در سال 2009 هنگامی که 95 سال داشت در اثر بیماری سرطان در تگزاس درگذشت.

* توسعه برنامه راکفلر در «انبار جامع بذرهای قیامت»33

برنامه راکفلرها در زمینه غذا به همین موارد ختم نشد؛ برای نمونه در ژوئیه سال 2006 با مشارکت «بنیاد بیل و ملیندا گیتس»34، «بنیاد راکفلر»، «کمپانی مونسانتو“35، «بنیاد سینجنتا»36 و «دولت پادشاهی نروژ» و چند مؤسسه و نهاد همسوی دیگر، ساخت یک انبار منحصر به فرد آغاز شد. این انبار که به نامهای «انبار بذرهای سوالبارد»، «تالار جهانی بذر سوالبارد»، «انبار روز رستاخیز» یا ”انبار روز مبادا» مشهور است در فوریه سال 2008 رسماً آغاز به کار کرد.
اسناد اقدامات ضدبشری
تصویری از داخل انبار بذرهای قیامت
در خبرها و گزارشات بین‌المللی بزرگترین تأمین‌کنندگان مالی این مرکز، «بنیاد بیل و ملیندا گیتس»، «فائو»37 و «سایر نهادهای بین‌المللی مانند 38CGIAR» معرفی می‌شوند. دولت نروژ اعلام کرد این بذرها برای «روز مبادا»، یعنی روزی که آذوقه مردم جهان تمام شود، نگهداری می‌شوند.
اما سؤال اینجاست که بنیادهای متمول امریکایی از چه زمانی به فکر نجات بشریت افتاده‌اند؟
این بانک بذر، حائز ویژگیهای عجیب و منحصر به فردی است که در گزارشی مجزا به آن پرداخته خواهد شد.

بخش دوم؛ واقعیتهای نهان درباره نورمن بورلاگ

متمرکز شدن مدیریت کلان کشاورزی، توسعه‌ کشت تک‌محصولی، مکانیزاسیون و صنعتی شدن مزارع، در اختیار گرفتن نهاده‌‌ها مانند بذر، کود و سموم کشاورزی، افزایش مصرف سموم و کودهای شیمیایی در کشاورزی، تجارت محصولات کشاورزی و نیز استفاده از تکنولوژیهای نوین که در انحصار راکفلرها قرار داشت مهمترین موارد پیگیری شده در انقلاب سبز است. سیطره بر این منابع اساسی علاوه بر سود هنگفت تجاری، در افزایش قدرت اعمال نفوذ امریکا در این کشورها بسیار مؤثر بود.
این سیاست به نابودی بنیانهای کشاورزی در کشورهای هدف انجامید و تأمین «غذای سالم» و «خودکفایی در تأمین غذا» را با چالش جدی مواجه کرد. برای مثال طی هزاران سال گذشته در مناطق مختلف جهان، کشاورزی به‌صورت ارگانیک و طبیعی تولید می‌شده است. ورود گسترده آفتهای کشاورزی به کشورهای هدف ــ که به همراه بذرها و کودهای شیمیایی امریکایی وارد این کشورها می‌شد ــ یکی از سیاستهایی بود که در «انقلاب سبز» پی گرفته شد تا کشاورزان مجبور باشند سموم شیمیایی کمپانیهای خاص را برای دفع این آفات استفاده کنند. تغییر الگوهای استفاده از منابع آب (مانند چاههای عمیق)، تغییر مدلهای کشاورزی از «سنتی، خودکفا و داخلی» به «صنعتی و وابسته» و همچنین گسترش بیماریهای صعب‌العلاج مانند سرطان که در اثر مصرف سموم و کودهای شیمیایی پدید آمدند از تبعات انقلاب سبز بود.
اقدامات بورلاگ گذشته از سود سرشاری که برای راکفلرها به ارمغان آورد و بازار بذر را در انحصار آنها قرار داد اثرات زیانبار بی‌سابقه‌ای را برای محیط زیست و سلامت انسانها به ارمغان آورد.
پروفسور مولانا در توضیح اهداف سیاسی، مالی و ایدئولوژیک انقلاب سبز می‌گوید: «هدف انقلاب سبز این اعلام شد که با توسعه ماشین‌آلات جدید کشاورزی و شیوه‌های نو در کشورهایی مانند هند و پاکستان که جمعیت فوق‌العاده‌ای داشتند کاشت گندم و موادغذایی افزایش یابد؛ اما انقلاب سبز آن روز آمریکاییها برای از بین بردن گرسنگی در هند نبود، بلکه انگیزه سیاسی، مالی و ایدئولوژیک داشت. آمریکا و غرب می‌خواست کشورهایی مانند هند الگوهای صنعتی، اقتصادی و مالی سرمایه‌داری مدرن را که بر جهان تسلط داشت انتخاب کرده و دنبال کنند.»
مولانا با رد ادعای راکفلرها مبنی بر «کمک به رفع گرسنگی در جوامع فقیر» به افزایش 11 تا 22 درصدی گرسنگی در کشورهای افریقایی و امریکای لاتین بعد از اجرای این طرح اشاره کرد و افزود: «با افزایش مواد کشاورزی و به کار بردن شیوه‌های جدید، میلیونها هندی از مزارع رانده شده و به شهرها هجوم آوردند. انقلاب سبز شاید میزان تولید گندم و ذرت را بالا برده بود، ولی بنیاد اجتماعی روستایی و علاقه هندیها به زمین و خانواده و زندگی را به هم زده بود.»
این شرایط باعث شد انقلاب صنعتی در کشاورزی با مخالفتهای گسترده نهادهای مردمی و غیرتجاری در کشورهای مختلف رو‌به‌رو شود؛ ویکی پدیا ــ با وجود ارائه گزارشهای جهت‌دار به نفع راکفلرها ــ اذعان می‌کند: «در اوایل دهه 1980، گروه‌های زیست‌محیطی که با روش بورلاگ مخالف بودند در برابر توسعه برنامه‌ریزی شده خود کمپین تشکیل دادند. آنها راکفلر، فورد و بانک جهانی را به متوقف کردن بودجه بسیاری از پروژه‌های کشاورزی در آفریقا وادار کردند.»39
همچنین پروفسور واندانا شیوا40 فعال هندی محیط زیست و یکی از تدوین‌کنندگان پروتکل بین‌المللی «کارتاهنا»41 با انحصار تجارت بذرها و نهاده‌های کشاورزی شدیداً مخالف است. او تصریح‌ می‌کند: «در سال 1905 آلبرت هاوارد ــ یکی از پیشتازان کشاورزی ارگانیک ــ به هندوستان آمد و دید که علی‌رغم انبوه حشرات، هیچ آفتی محصولات کشاورزی هند را تهدید نمی‌کرد. اما در خلال قرن بیستم شرکتهای تولیدکننده بذر به اسم «انقلاب سبز» وارد اراضی هند شدند و نوعی برده‌داری جدید را رایج کردند. در نتیجه کلیه رودخانه‌های پنجاب به موادشیمیایی آلوده شد و منابع آبی زیرزمینی منطقه رو به نابودی رفتند؛ همچنین آمار سرطان به‌شدت رو به افزایش گذاشت و بسیاری از مردم و کشاورزان بر اثر مصرف سموم شیمیایی به سرطان مبتلا شدند.» وی افزود: «غذا از دانه‌های گیاهان به‌وجود می‌آید؛ از بدو خلقت همه غذاها از بذر به‌وجود آمده‌اند. هرگونه تهدید، انحصار و تحریم بذرها حیات بشر را به خطر خواهد انداخت؛ نابودی بذرها یعنی پایان حیات بشر.»
بسیاری از دانشمندان از بین رفتن بخش قابل توجهی از «تنوع زیستی» روی زمین را حاصل روی آوردن به کشاورزی صنعتی می‌دانند. سازمان ملل نشستِ معروف «زمین» را در سال 1992 در ریودوژانیرو برگزار کرد؛ چهار سال بعد، کنفرانس بین‌المللی سازمان ملل در منابع ژنتیک گیاهی در لایپزیگ، برآورد کرد که 75 درصد تنوع زیستی جهان در کشاورزی به علت انقلاب سبز ــ روی آوردن گسترده به سموم کشاورزی و کاشت غلات پربازده ــ و کشاورزی صنعتی، نابود شده است.

بخش سوم؛ رد پای نورمن در ایران

حضور بورلاگ در ایران را از چند منظر می‌توان تحلیل کرد؛ گذشته از حضور مستقیم او در ایران در زمان اوج موفقیت جهانی طرح راکفلر، در سالهای اخیر نهادهایی ــ مانند ایری، «بنیاد جایزه جهانی غذا»42 و ... که تحت‌تأثیر برنامه‌ها و توسط بنیاد راکفلر تأسیس شده‌اند، در ایران حضوری پر رنگ دارند؛ برنامه‌های ایری برای دستیابی به منابع ژنتیک گیاهی ایران در گزارشهای قبلی بررسی شد؛ ذیلاً بر دو اتفاق دیگر که به این برنامه مرتبط است اشاره‌ای خواهیم داشت.

* حضور «کنت کوئین»43، مقام امنیتی امریکایی، در ایران

بورلاگ در سال 1986 دفتر «بنیاد جایزه جهانی غذا» را با تأمین مالی مستقیم راکفلر در «ایالت آیوا» دایر کرد که هر سال جایزه‌ای 250 هزار دلاری را به فرد برجسته برنامه‌های راکفلر اهدا می‌کند. این نهاد خصوصی، موقوفه راکفلر و یکی از کانونهای اصلی پیگیریهای راکفلرها در زمینه ژنتیک گیاهی در سراسر جهان است. مسئول بنیاد جایزه جهانی غذا «کنت کوئین» ــ عضو شورای امنیت ملی امریکا و رفیق پنجاه ساله هنری کیسینجر ــ است. وی چندی پیش مهمان وزارت جهادکشاورزی بود.
اسناد اقدامات ضدبشری
تجلیل از مقام ارشد راکفلر با تابلو فرش «بورلاگ» در سال 93؛ حضور افراد خاص در این مراسم درخور توجه است
ابعاد سفر کوئین در بخشهای بعدی گزارش «ایران ؛ ایری ؛ راکفلر» بررسی خواهد شد.

* حضور مستقیم بورلاگ در ایران

گرچه حضور شخص شناخته‌شده‌ای مانند بورلاگ در ایران در فضای تنش‌آلود سیاسی میان ایران و امریکا عجیب می‌نماید، اما در کمال تعجب وی نه‌تنها در اوج شهرت به ایران دعوت شد، بلکه مورد تجلیل قرار گرفت و «مدال طلای کشاورزی ایران» توسط «وزیر کشاورزی وقت ایران» به وی اعطا شد.
اسناد اقدامات ضدبشری
سال 1378؛ تصویر اهداء مدال طلای کشاورزی ایران به نورمن بورلاگ

* اشاره‌ای به جریان «آیوا»

طی قرنهای بیستم و بیست و یکم، ایالت آیوای امریکا کانون تحولات بی‌شماری در حوزه ژنتیک گیاهی بوده است. تمرکز دانشمندانی چون بورلاگ، استکمن، ژاکوب هرار و نیز سیاستمدارانی همچون هنری والاس که طی قرن بیستم راه را برای اجرای برنامه غذایی راکفلر باز کرده‌اند قابل توجه است؛ همچنین این ایالت محل استقرار «بنیاد جایزه جهانی غذا» است. اما اظهارنظر کنت کوئین درباره این ایالت قابل توجه است.
اسناد اقدامات ضدبشری
«کنت کوئین» به عنوان مسئول این بنیاد و همچنین عضو شورای امنیت ملی امریکا در گزارش سفرش به ایران در سال 93 می‌گوید طی یکصد سال اخیر برنامه‌های راکفلرها در کشاورزی کشورهایی مانند شوروی سابق، ژاپن، هند، پاکستان و همچنین ایران از این ایالت هدایت شده است.
از سوی دیگر در گزارشهای پیشین «ایران ؛ ایری ؛ راکفلر» دیدیم که نقش جریانی خاص برقراری ارتباط مراکز داخلی با سرشاخه‌های راکفلر نقشی بی‌بدیل است؛ اعطای دو مدال طلای کشاورزی ایران به دو محقق برجسته راکفلرها، «نورمن بورلاگ» و «گوردیو خوش» توسط این جریان، اولین برقراری ارتباط با مؤسسه «ایری» بنا بر تاریخچه خود ایری {اینجا}، حضور در مراسم تقدیر از مقام امنیتی امریکایی در سال 93، حضور مؤثر در همایشهای مرتبط با این جریان تا سال 95، پشتیبانی و معاضدت سیاسی مؤثر نسبت به دانش‌آموختگان راکفلر و دهها مورد دیگر موارد سؤال‌برانگیزی است که در گزارشی مستقل به آن پرداخته خواهد شد؛ اما جالب است که یکی از وزرای سابق جمهوری اسلامی که پیگیر راهیابی این جریان بوده نیز دانش‌آموخته کشاورزی «دانشگاه ایالتی آیوا» بوده است.
اسناد اقدامات ضدبشری
گزارش ویکی‌پدیا از تحصیل جناب وزیر در ایالت آیوا
به هر رو بررسی نقش ایالت آیوا در کشاورزی ایران، نیاز به بررسی جامع در گزارشی مستقل دارد.

نورمن بورلاگ در مارس 2005 درباره برنامه تولید غذا تا سال 2050 توضیحاتی داد. او گفت ما نیاز داریم که تولید غذا را با روشهای خاص دو برابر کنیم.44 در بخشهای بعدی گزارش «ایران ؛ ایری ؛ راکفلر» خواهیم دید که برنامه‌های راکفلر برای «غذا» ادامه دارد ...

پی‌نوشت‌ها:

1. The Rockefeller Foundation
2. International Rice Research Institute (IRRI) / Non-profit organization
3. Green Revolution
4. Norman Ernest Borlaug: March 25, 1914 – September 12, 2009
5. Saude
6. Cresco
7. Iowa
8. Project Borlaug Legacy
9. University of Minnesota
10. lecture
11. These Shifty Little Enemies that Destroy our Food Crops
12. Elvin Charles Stakman (May 17, 1885 – January 22, 1979)
13. Margaret Gibson
14. DuPont
15. Delaware
16. Jacob George "Dutch" Harrar (December 2, 1906 - April 18, 1982)
راکفلرها عمیقاً پایبند هستند که یهودی معرفی نشوند. درباره مذهب هرار نیز اطلاع دقیقی در دست نیست؛ اما با توجه به نامش او احتمالاً یک یهودی است. رد پای ژاکوب هرار را به‌عنوان یک فرد مؤثر در برنامه‌های «ایری» نیز می‌بینید. سایت بنیاد راکفلر می‌نویسد: ژاکوب هرار به سرعت سلسله مراتب موفقیت را در این بنیاد طی کرد. هرار در سال 1951 به سمت معاون بخش کشاورزی، در سال 1955 به سمت مسئول این بخش، در سال 1959 به عنوان معاون مدیرعامل و در سال 1961 به سمت «امین» و مدیرعامل بنیاد راکفلر برگزیده شد و تا سال 1972 در این سمت باقی ماند. او پس از بازنشستگی در خلال سالهای 1973 تا 1979 ریاست از سال 1973 تا سال 1979، ریاست شورای حکومتی راکفلر را بر عهده داشت.
17. Henry Agard Wallace (October 7, 1888 – November 18, 1965)
18. Manuel Ávila Camacho (Spanish pronunciation: [ma?nwel ?aβila ka?mat?o]; 24 April 1897 – 13 October 1955) served as the President of Mexico from 1940 to 1946.
19. The Office of Special Studies
20. Norman Borlaug on World Hunger
21. "It often appeared to me that I had made a dreadful mistake in accepting the position in Mexico,"
22. Centro Internacional de Mejoramiento de Maíz y Trigo, or CIMMYT
23. Pusa
24. Robert Glenn Anderson
25. William Gaud
26. the United States Agency for International Development
27. Nobel Peace Prize
28. Henry Alfred Kissinger (/?k?s?nd??r/;Heinz Alfred Kissinger [ha?nts ?alf??t ?k?s???]; May 27, 1923
ویکی‌پدیا هنری کیسینجر را یک یهودی متولد آلمان معرفی‌ می‌کند:
Kissinger was born Heinz Alfred Kissinger in Fürth, Bavaria, Germany, in 1923 during the Weimar Republic, to a family of German Jews.
29. Sasakawa Africa Association (SAA)
30. Borlaug"s work with wheat contributed to the development of high-yield semi-dwarf indica and japonica rice cultivars at the International Rice Research Institute and China"s Hunan Rice Research Institute.
31. The International Wheat Improvement Program
32. Texas A&M University
33. The Svalbard Global Seed Vault
34. Bill & Melinda Gates Foundation
35. Monsanto
36. Syngenta
37. Food and Agriculture Organization of the United Nations (FAO)
38. Consultative Group for International Agricultural Research
39. In the early 1980s, environmental groups that were opposed to Borlaug"s methods campaigned against his planned expansion of efforts into Africa. They prompted the Rockefeller and Ford Foundations and the World Bank to stop funding most of his African agriculture projects.
40. Vandana Shiva: November 5, 1952 (age 64)
41. کشورهای عضو کنوانسیون تنوع زیستی در سال 1995 با آغاز مذاکرات درباره موافقتنامه‌های قانونی که بتواند مسائل مربوط به خطرات احتمالی محصولات دستکاری شده ژنتیک (تراریخت) را بررسی کند، به این نیاز پاسخ دادند. این مباحثات نهایتاٌ در 29 ژانویه سال 2000 منجر به قبول پروتکل ایمنی زیستی «کارتاهنا» شد. این پروتکل مشتمل بر 40 ماده و 3 ضمیمه است.
42. The World Food Prize
43. Kenneth M. Quinn (born 1942)
44.بخشی از سخنان او این بود:
"we will have to double the world food supply by 2050."






تاریخ : شنبه 99/8/3 | 12:25 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

توضیحاتی درباره هارپ توضیحاتی درباره هارپ

هارپ چیست؟

اولین سوالی که قبل از هر چیز باید به آن پاسخ داده شود، این است که به طور کلی هارپ چیست و برای چه هدفی ساخته شده است؟

پروژه هارپ در واقع مخفف شده عبارت برنامه تحقیقاتی یونوسفر فعال با فرکانس بالا یا (High Frequency Active Auroral Research Program) می باشد که همانطور که از نامش پیداست، پروژه ای است برای مطالعات دقیق روی یونوسفر که دورترین لایه جوی زمین محسوب می شود.

این تاسیسات در حقیقت زیر نظر نیروی هوایی و نیروی دریایی ارتش امریکا ، اداره می شود و ساخت آن در اواسط دهه 80 میلادی و در بحبوحه جنگ سرد میان امریکا و شوروی، کلید خورد.

در حقیقت این پروژه با هدف افزایش ارتباطات میان زیر دریایی هایی که حامل کلاهک های هسته ای هستند، ایجاد شده است. در زمان جنگ سرد، زیردریایی های ارتش امریکا و شوروی سابق در تمام آب های زمین حضور داشتند و مداوما در حال شناسایی زیردریایی های دشمن و عدم شناسایی خودشان بودند.

این زیردریایی ها، معمولا حامل کلاهک های هسته ای بودند که در صورت شروع جنگ، باید آن ها را به سمت اهداف خود شلیک می کردند. به همین دلیل از یک سو عدم شناسایی شدن توسط زیر دریایی های دشمن و از سوی دیگر، توانایی ایجاد ارتباط با مقر فرماندهی، برای زیر دریایی ها، عاملی حیاتی محسوب می گردید. از آنجا که برای مخفی شدن از دید دشمن، زیر دریایی ها، مجبور به حرکت در عمق های پایین بودند، ایجاد ارتباط با آنها بسیار مشکل و در برخی موارد از دسترس خارج می شد.

به همین دلیل ارتش امریکا به فکر ساخت تجهیزاتی افتاد که بتواند با زیردریایی های خود، حتی در بیشترین اعماق نیز، ارتباط برقرار کند. نتیجه این تحقیقات و ایده، ساخت پروژه ای به نام هارپ گردید که هدف اصلی آن ایجاد ارتباطی قوی تر، با زیر دریایی های حامل کلاهک های هسته ای بود.

سیستم هارپ در منطقه ای به نام گاکونا در آلاسکا، واقع شده است که از 180 برج مخابراتی آلومینیومی، در زمینی به مساحت 23 هزار متر مربع ساخته شده است. این آنتن ها توانایی ایجاد و ارسال امواج مافوق کوتاه را به لایه یونوسفر داشته که معادل 3.6 مگاوات می باشند. این امواج پس از برخورد با لایه یونوسفر دوباره به زمین برگشته و توانایی ایجاد ارتباط با قسمتی که مورد نظر بوده است، را خواهد داشت.

با پایان گرفتن جنگ سرد و فروپاشی شوروی، بحث ارتباط با زیردریایی ها از اهمیتش کاسته شد و کاربردهای دیگری برای ادامه حیات این پروژه مثال زده شد که از جمله آن می توان به ایجاد نقشه های زیر زمینی برای پیدا کردن تاسیسات نظامی کشورها و همچنین بیرون راندن الکترون های باردار از مدار زمین در صورت انفجار بمب هسته ای در جو، اشاره داشت.

 

نقش هارپ در بوجود آمدن زلزله و بلایای طبیعی

با وجود اینکه در ابتدا پروژه عظیم هارپ با هدف دیگری راه اندازی شده است، شایعات پیرامون آن در خصوص استفاده غیر انسانی و نظامی از این تاسیسات، همیشه به گوش می رسد. بسیاری از نظریه پردازان که در واقع به نظریه پردازان تئوری توطئه مشهور هستند، بر این باورند که پروژه هارپ می تواند بسیار کشنده عمل کند و در حقیقت یک سلاح مرگبار طبیعی است.

برخی از این نظریه پردازان بر این باورند که با استفاده از این تاسیسات می توان الکترون های موجود در جو را باردار و در نتیجه یونوسفر را گرم نمود. هنگامی که این ذرات به سوی زمین ارسال می گردند، باعث افزایش سطح الکترونی در لایه های زمین شده و در نتیجه باعث به وجود آمدن پدیده هایی مثل زلزله و طوفان می گردد. البته هنوز این گونه گمانه زنی ها، از طریق هیچ منبع موثقی تایید رسمی نشده است اما همچنان این فرضیه به قوت خودش باقی است.

البته نباید از این موضوع نیز چشم پوشی کنیم که تاسیسات مشابه هارپ در سایر اقصا نقاط جهان نیز، در حال ساخت و یا بهره برداری هستند. یکی از مهمترین تاسیسات مشابه را، می توان به پروژه عظیم سورا (SURA) در روسیه دانست که مراتب با قدرت بیش از 190 مگاوات، بسیار قوی تر از هارپ می باشد. پروژه بزرگ دیگری که مشابه با هارپ عمل می کند، پروژه EISCAT در نروژ می باشد که قدرت ارسال امواج 1300 مگاواتی را نیز دارا می باشد.

بسیاری از محققان فعال در زمینه شناخت و بررسی هارپ، بر این باورند که این تاسیسات، در حقیقت به دنبال هدف اصلی ارتش امریکا، برای سیطره نظامی بر کل زمین در سال 2020، در حال توسعه می باشد. چیزی که این گونه شایعات را قدرت بیشتری می بخشد، این است که ارتش امریکا، بنا به دلایلی مثل امنیت ملی تاکنون هیچ اطلاعاتی را در رابطه با جنبه های مخفی این پروژه، فاش نکرده است. پس این شایعه که می توان از این تاسیسات برای جنگ و ایجاد خسارات شدید به کشورهای دیگر، استفاده نمود، کماکان قدرت خواهد گرفت.

تاکنون تحقیقات فراوانی پیرامون هارپ و خطرات استفاده نظامی از آن، انجام شده است. از جمله یکی از مهمترین تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته است، می توان به مستندی از شبکه CBC اشاره نمود که نقل قولی کلیدی از آن وجود دارد:

این فقط نظریه پردازان توطئه نیستند که نگران HAARP هستند. در ژانویه سال 1999، اتحادیه اروپا پروژه را یک نگرانی جهانی دانست و تصویب کرد که خواستار اطلاعات بیشتر در مورد خطرات بهداشتی و زیست محیطی آن است. علی رغم این نگرانی ها، مقامات HAARP اصرار داشتند که این پروژه چیزی جز یک مرکز تحقیقاتی رادیو نیست.

اینگونه مخفی کاری ها و عدم ارائه اطلاعات درست به خبرگذاری ها و حتی مراجع قانونی نظیر اتحادیه اروپا، شایعات پیرامون هارپ را قدرت بخشیده و به همین سبب، نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت و باید جنبه های استفاده از آن به عنوان یک سلاح الکترومغناطیسی را نیز در نظر گرفت.






تاریخ : شنبه 99/8/3 | 12:21 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

نگاهی به جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته نگاهی به جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته

نویسنده: واحد پژوهش مؤسّسه ی فرهنگی موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف
دستگاه امنیتی «امریکا» همواره سعی داشته است ملت آمریکا و دیگر ملل عرب و تبلیغات وسیع و به طرق مختلف، از خطر گروه‌های تروریستی بترساند. یکی از راه‌های ایجاد این ترس، تأکید بر امکان دستیابی این گروه‌ها به توانمندی‌های بیشتر یا احیاناً تسلیحات استراتژیک بوده است؛ از ان جمله می توان به تبلیغات وسیعی اشاره کرد که بعد از یازده سپتامبر انجام شد و حاوی این پیام بود که گروه‌های تروریستی، همچون «القاعده» و نیز برخی دولت‌ها در حال برنامه ریزی برای دست یابی به عوامل خطرناک و تسلیحات بیولوژیک هستند تا به مردم امریکا و منافع ملی آنان به کار گیرند؛ اما پیچیدگی و نیاز به دانش و تکنولوژی بالا برای تولید عوامل بیولوژیک در حدی است که گروه‌های تروریستی هیچگاه نمی توانند به طور مستقل و بدون کمک دولت‌ها به توانمندی‌هایی برای کشتار دسته جمعی، توسط تسلیحات بیولوژیک دست یابند. با وجود آگاهی سیاست مداران امریکا از این حقیقت، این دست تبلیغات گاه و بیگاه در دستور کار رسانه‌ها قرار می گیرد تا علاوه بر نوعی فرار به جلو، پوششی نیز بر اعمال ننگین ایشان ایجاد شود تا در سایه‌ی آن بتوانند همچنان بر اقدامات غیر انسانی و ضد بشری خود ادامه دهند.
در اینجا، به بخشی از سیاست‌ها و آزمایش‌های ننگین دولت «آمریکا» در جهت تولید و استفاده از عوامل خطرناک بیولوژیک علیه بشریت خواهیم پرداخت و خوانندگان محترم را دعوت خواهیم کرد به این نکته توجه کنند که اگر روزی چنین جنایتکارانی در سایه‌ی اهمال و زودباوری ملت‌های دیگر، موفق به تکمیل سیطره قدرت جهانی خود شوند، در چه حد و درجه‌ای مرتکب اعمال ضد انسانی خواهند شد.

یازده سپتامبر، نامه‌های آلوده و گسترش تحقیقات

پس از حملات یازده سپتامبر و به دنبال آن، پیش آمدن برنامه طراحی شده‌ی نامه‌های آلوده با سم باکتری مولد «سیاه زخم»، دولت نومحافظه کاران با بهانه قرار دادن این اتفاق، سیلی از بودجه‌های دولتی را برای مقابله با تهدیدات بیولوژیک گروه‌های تروریستی، همچون «القاعده» به مراکز تحقیقاتی مختلف ارائه داد تا به ظاهر راه کارهایی برای مقابله با این حملات فراهم کنند. برای برخورداری از این سیل پولی، بسیاری از سازمان‌هایی که بر روی بیماری‌های واگیردار و عفونی کار می کردند، کار خود را به نوعی با بیوتروریسم ارتباط داده و دست به انجام تحقیقات و آزمایش‌های گسترده‌ای زدند که یقیناً در آینده‌ای نه چندان دور نتایج آن همچون نتایج پژوهش‌های دهه‌های قبل، بر همگان ظاهر خواهد شد.
در سیستم درجه بندی امنّیت بیولوژیک آمریکا، درجه‌ی چهار به خطرناک ترین آزمایش‌ها و آزمایشگاه‌ها داده می شود. پیش از یازده سپتامبر در آمریکا تنها پنج آزمایشگاه وجود داشت که در بالاترین درجه امنیت بیولوژیک، یعنی درجه‌ی چهار، قرار داشتند و به طور فعال در زمینه‌ی مطالعه‌ی عوامل بیولوژیک مرگ زا کار می‌کردند، در حالی که در سال 2009 م. این تعداد به پانزده مورد رسید و روند افزایشی همچنان ادامه داشته و تعدادی نیز در حال ساخت هستند.
در مجموع، هم اکنون بیش از 400 مرکز تحقیقاتی در درجات امنیت بیولوژیک سه و چهار در «امریکا» فعال هستند که توانایی تولید عواملی، همچون باکتری «سیاه زخم» و فراورده‌های آن را دارند و بیش از چهارده هزار نفر بر روی تولید چنین عوامل خطرناکی کار می‌کنند که اکثر آنها مربوط به بخش غیر دولتی بوده و برای کسب بودجه مجبورند پروژه‌های مد نظر سیاست مداران را هرچه که باشد، بپذیرند.

آزمایشگاهی با درجه‌ی امنیتی چهار

جالب توجه است که این توسعه گسترده تحقیقات تنها به بهانه‌ی احساس خطر از چند گروهک تروریستی و انتقال تبلیغاتی این احساس به مردم «آمریکا»، انجام گرفته است! به نظر می‌رسد قدرت‌های جهانی وارد مسابقه‌ی تسلیحاتی پنهان جدیدی شده‌اند که بسیار پر حاشیه تر و مخرب تر از مسابقه‌ی دست یابی به تسلیحات هسته‌ای است. شاید دیگر هزینه‌های ساخت و نگهداری تسلیحات هسته‌ای چندان به صرفه نمی‌باشد و نظم نوین جهانی ادعا شده از سوی دنیای غرب نیاز به اسلحه‌ی نوین کم خرج تر و مخرب تری دارد. با این وصف، توسعه‌ی تسلیحات بیولوژیک خطر جدی مسابقه‌ی تسلیحاتی قدرت‌ها در دنیای آینده خواهد بود؛ زیرا از هم اکنون در امریکا و برخی دیگر کشورهای مدعی مدعیان قدرت، مراکز ملی دفاع بیولوژیک در تمامی زیرشاخه‌های آن تأسیس شده است.

شهروندان خودی آمریکا نیز در امان نیستند

نکته‌ی بسیار مهم این است که ارتش «آمریکا» در طول دهه‌های گذشته برای دستیابی به این تسلیحات، علاوه بر شهروندان نظامی خود، شهروندان غیرنظامی از همه جا بی خبر آمریکایی را نیز به عنوان نمونه‌های آزمایشگاهی به کار گرفته و از آنان به صورت حیوانات آزمایشگاهی برای تست عواملی همچون گاز خردل، گاز اعصاب، داروهای روان گردان، باکتری‌ها و ویروس‌های گوناگون استفاده کرده است که در ادامه، به تفصیل به این موضوع خواهیم پرداخت.
در اینجا، با یادآوری برخی از جنایات انجام گرفته در مسیر دستیابی به پیشرفته ترین نوع این سلاح‌هاست و به رغم تعهدات بین المللی خود، هم اکنون نیز تحقیقات مرتبط را ادامه می‌دهد و حتی در حق شهروندان خود، اعم از کودکان، زنان و بیماران نیز اغماضی ندارد، تا چه‌اندازه می‌تواند برای دیگر ملت‌ها خطرناک و عاری از هرگونه نگاه انسانی باشد.
آزمایش‌های مرتبط با تسلیحات و عوامل بیولوژیک در آمریکا، چیز جدیدی نیست و حداقل به دهه‌ی سی میلادی بر می‌گردد. طی جنگ سرد، هزاران شهروند آمریکایی قربانی آزمایش‌های پرتودهی در مرکز انرژی اتمی و دیگر مراکز دولتی شدند و حتی بعد از امضای «معاهده بین المللی منع آزمایش‌ها و تولید تسلیحات و عوامل بیولوژیک» در سال 1972 م. این کار در آمریکا ادامه یافت و چنان که ‌اشاره شد، بعد از یازده سپتامبر 2001 م. به یک جهش بزرگ ناگهانی و سؤال برانگیز نیز دست یافت.
در سال 2001م.، سندی از وزارت دفاع آمریکا به دست آمد که نشان می‌داد طی سال‌های 1962 تا 1973 م. هزاران سرباز آمریکایی به طور عمدی در معرض عوامل شیمیایی و بیولوژیک قرار گرفته‌اند. عواملی مانند «گاز اعصاب»، «گاز سارین»، «باکتری‌ای کولای (E-coli)»، «باکتری باسیلوس گلوبیجی (Bacillus globigii)»، «سیاه زخم» و «طاعون» بر روی افراد بی خبر که هیچ حفاظتی هم نمی‌توانستند از خود انجام دهند، روی داده است. شایان ذکر است که این گزارش فقط دو روز پس از حملات یازده سپتامبر، پخش شد و در آن بحبوحه هیچ گونه توجهی را به خود جلب نکرد.
در سال‌های اخیر، ظهور بیماری‌هایی مانند «ایدز»، «لژیونری»، «هپاتیت C»، «جنون گاوی»، «ویروس‌های عامل خونریزی»، «تب لاسا»، سندرم خستگی مزمن»، «بیماری جنگ خلیج فارس» و بیماری‌های دیگر، سؤالاتی در مورد منشأ آنها ایجاد کرده است. بر اساس گزارش‌های علمی، در هشت دهه از قرن بیستم، آمار مرگ و میر ناشی از بیماری‌های مسری در «آمریکا» در حال کاهش بوده است؛ اما به یکباره از سال 1981 تا 1995 م. این آمار 58% افزایش یافته است.
در زیر، فهرست کوتاهی از جنایات پرهیاهوترین مدّعی حقوق بشر و ارزش‌های انسانی در زمان کنونی را ارائه می‌دهیم:
* در سال 1932 م.، اداره‌ی خدمات بهداشتی عمومی آمریکا مراحل نهایی بیماری «سیفلیس» را بر روی 399 سیاه پوست منطقه‌ی «تاسگک» در «آلابامای آمریکا» آزمایش کرد. بومیان هیچ اطلاعی از اصل موضوع نداشته و تصور می‌کرده‌اند از طرف دولت آمریکا خدمات بهداشتی برای ایشان در نظر گرفته شده است. این بررسی به آزمایش «تاسکیگ» (Tuskegee Experiment) معروف شد و برای این بود که مشخص شود چقدر طول می‌کشد که انسان در اثر ابتلا به سیفلیس بمیرد. این افراد به سیفلیس مبتلا شده و با مرگ دردآوری از بین رفتند.
* در سال 1940م، چهارصد نفر از زندانیان «شیکاگو» به بیماری «مالاریا» آلوده شدند تا تأثیر داروهای جدید علیه این بیماری ارزیابی شود. این بیماری به صورت عفونت حاد در بیشتر موارد وخیم و گاهی طولانی و با ویژگی‌های تب متناوب و لرز، کم خونی و بزرگی طحال و گاه با ویژگی‌های ساده یا کشنده‌ی دیگر خودنمایی می‌کند. اهمیت این بیماری به خاطر شیوع زیاد و مرگ ومیر قابل توجه است.
* در سال 1942 م.، چهار هزار سرباز تحت تأثیر گاز خردل قرار گرفتند. این آزمایش تا 1945 م. ادامه یافت. این گاز دارای تأثیرات مخرب بر روی پوست، سیستم تنفسی و دستگاه گوارش بوده و سرطان زا است.
* در سال 1944 م.، ارتش «آمریکا» از انسان برای تست ماسک‌های گاز استفاده کرد. افراد در اتاق‌های گاز زندانی شده و در معرض گاز خردل و ائویسیت که ترکیبی سیانوردار است، قرار می‌گرفتند.
* در سال 1945م.، پروژه‌ی «پیپر کلیپ» (Project Paperclip) شروع شد که هدف آن، به کارگیری دانشمندان فراری نازی در قبال پیشنهاد امنیت و دادن هویت‌های مخفی به آنها بود. بخشی از این دانشمندان در آزمایشگاه‌های تولید عوامل بیولوژیک به کار گرفته شدند. همچنین در همین سال، «برنامه‌ی اف» (Program F) نیز آغاز به کار کرد که تأثیر فلوراید بر سیستم اعصاب مرکزی را بر روی انسان‌ها بررسی می‌نمود.
* در سال 1946 م.، تعدادی از بیماران بیمارستان‌های ارتش، به عنوان خوکچه‌ی آزمایشگاهی برای آزمایش‌های پزشکی ارتش استفاده شدند. برای مخفی کاری بیشتر در گزارش‌ها، لفظ آزمایش به مشاهده و بررسی تغییر یافت.
* در سال 1947 م.، طبق اسناد به دست آمده از وزارت دفاع آمریکا، به عنوان مثال، سند: Document 07075001، هشتم ژانویه‌ی 1947 م. مشخّص شد که ارتش «آمریکا» تأثیر برخی پرتوها را بر روی انسان آزمایش کرده است. در همین سال، «CIA» مطالعاتی بر روی ماده‌ی مخدر صنعتیLSD انجام داد و نمونه‌های انسانی نظامی و غیرنظامی، بدون اینکه اطلاعی داشته باشند، مورد استفاده قرار گرفتند.
«ال. اس. دی» سبب ایجاد اختلال در خلق و خوی فرد می‌شود، شناخت زمان و مکان را مختل، فرد را دچار خوشی بی جا، خودستایی، احساس سبکی و بی وزنی، هذیان و افسردگی می‌کند و ممکن است مصرف کننده را به خودکشی و آدم کشی بکشاند. با مصرف ال. اس. دی. توهم‌های بینایی و شنوایی دست می‌دهد و اشباح خیالی جای خاصی در ذهن فرد باز می‌کنند.
* در سال 1950 م.، «وزارت دفاع آمریکا» شروع به انفجار بمب اتمی در برخی مناطق کرد تا نتیجه‌ی آن را بر روی ساکنان اطراف محدوده‌ی انفجار، از نظر پزشکی مطالعه کند. در همین سال، برای انجام یک مانور، یک کشتی نیروی دریایی، «سانفرانسیسکو» را با یک بمب باکتریایی سم پاشی کرد و دستگاه‌های ارزیابی مستقر در شهر، چگونگی پراکنده شدن این باکتری را ارزیابی کردند. شهروندان بسیاری به بیماری «شبه پنومونی»(1) مبتلا شدند.
در سال 1951 م.، وزارت دفاع شروع به انجام آزمایش بر روی ویروس‌ها و باکتری‌های مولد بیماری در فضای باز غیرآزمایشگاهی کرد که تا سال 1969 م. ادامه داشت و مردم مناطق اطراف محل‌های آزمایش، تحت تأثیر این عوامل قرار گرفتند.
* در سال 1952 م. بر اساس اسنادی که «آلمان» منتشر نموده در این سال، «امریکا» طی جنگ «کره» از تسلیحات بیولوژیک استفاده کرده است.
در سال 1953 م.، ارتش آمریکا، ابرهایی از «گاز سمّی سولفید کادمیوم روی» (zinc cadmium sulfide) را بر روی «وینیپگ»، «سنت لوئیس»، «ویرجنیا»، «میناپولیس»، «فورت واین»، «دره‌ی رود مونوکاسی» در «مریلند» و «لسبورگ» رها کرد. هدف این بود که ببینند گازهای شیمیایی به چه نحوی پخش می‌شوند. در همین سال، نیروی دریایی ارتش آمریکا به کمک CIA، آزمایش‌هایی را ترتیب داد که ده‌ها هزار نفر در «نیویورک» و «سانفرانسیسکو» تحت اثر عوامل منتشر شونده در هوا، مانند سراشیا مارسسنس (که موجب عفونت‌های ریوی، ادراری و خونی می‌شود) و باسیلوس گلوبیجی (مرتبط با بیماری سیاه زخم) قرار گرفتند.
همچنین در همین سال، CIA پروژه ی«MK ULTRA» را شروع کرد که یک برنامه‌ی پژوهشی یازده ساله برای تولید و آزمایش داروها و عوامل بیولوژیکی دارای کاربرد در برنامه‌های کنترل ذهن و تغییر رفتار بود. شش مورد از پروژه‌های مرتبط با این پروژه، شامل آزمایش این عوامل بر روی انسان‌های بی اطّلاع بود.
در سال 1955 م.، CIA در آزمایشی به منظور تست توان خود برای آلوده سازی جمعیت‌های شهری با عوامل بیولوژیک، باکتری خاصی را که از زرّادخانه‌ی تسلیحات بیولوژیک ارتش گرفته بود، در «تامپا بای» ایالات «فلوریدا» رها کرد. در همین سال، بخش شیمیایی ارتش آمریکا آزمایش‌های جدیدی با استفاده از LSD بر روی بیش از هزار نفر از شهروندان آمریکایی شروع کرد که تا 1985 م. ادامه داشت.
* در سال 1956م.، ارتش آمریکا پشه‌های ناقل بیماری تی زرد را در «ساوانا» (Savannah) و «آوون پارک» (Avon Park) فلوریدا رها کرد و به دنبال هر تست، عوامل ارتش در قالب متخصّصان بهداشت عمومی، تأثیرات را بر روی قربانیان بررسی کردند. «ویروس تب زرد» به کبد آسیب می‌رساند و «یرقان» به وجود می‌آورد.
* در سال 1960 م.، مجوز انجام تحقیقات بیشتر با LSD در اروپا و شرق دور، برای ارتش صادر شد. آزمایش بر روی اروپایی‌ها به نام پروژه‌ی «THRD CHANCE» و بر روی آسیایی‌ها با نام پروژه‌ی «DERB HAT » بود.
* در سال 1965 م.، «CIA» و وزارت دفاع، پروژه‌ی «Mk SEARCH» را آغاز کردند که برنامه‌ای برای توسعه‌ی توانایی‌های دستکاری رفتار انسانی از طریق استفاده از داروهای روان گردان بود.
در همین سال، زندانیان زندان ایالتی «هولمسبورگ» در «فیلادلفیا» تحت تأثیر دیوکسین قرار گرفتند که از اجزای بسیار سمی عامل نارنجی است که در «ویتنام» به کار گرفته شده بود. سپس این افراد از حیث ابتلا به سرطان بررسی شدند و مشخص شد که عامل نارنجی می‌تواند موجب بروز سرطان شود.
* در سال 1966 م.، CIA پروژه‌ی «MK OFTEN» را شروع کرد که تست تأثیرات سمی داروهای خاصی بر روی انسان و حیوان بود. در همین سال، ارتش در سیستم تهویه‌ی مطبوع متروی «نیویورک»، باسیلوس سابتیلیس را رها کرد که عامل اصلی بیماری «سیاه زخم» می‌باشد. بیش از یک میلیون نفر از شهروندان در معرض این باکتری قرار گرفتند.
* در سال 1969 م.، کنگره‌ی «آمریکا» یک بودجه‌ی ده میلیون دلاری در اختیار «وزارت دفاع» قرار داد تا طی پنج الی ده سال، عاملی را تولید کند که ایمنی طبیعی در برابر آن، کاری از پیش نبرد. چندین سال بعد، بیماری «ایدز» با همان خصوصیات خواسته شده، شایع شد.
* در سال 1970 م.، «آمریکا» توسعه و تولید تسلیحات مختص نژاد را تشدید کرد. این سلاح‌های بیولوژیک که شامل عوامل به وجود آورنده‌ی بیماری‌های خاصی هستند، به گونه‌ای دستکاری شده‌اند که بر روی نژادهای خاصی از انواع بشر عمل می‌کنند. در واقع این عوامل برای اهداف قابل انتخاب طراحی شده و گروه‌های نژادی خاصی را از بین می‌برند.
* در سال 1977 م.، بخش رسیدگی به تحقیقات علمی و بهداشتی «سنا» تأیید کرد که 239 منطقه مسکونی، طی سال‌های 1949 تا 1969 م. با عوامل زیستی خطرناک آلوده شده است. برخی از این مناطق، «سانفرانسیسکو»، «واشنگتن دی سی»، «کی وست»، «پاناما سیتی»، «میناپولیس» و «سنت لوئیس» بودند.
* در سال 1981 م.، دولت «کوبا» اعلام کرد که در اثر حمله‌ی بیولوژیک ارتش آمریکا، سیصد هزار نفر از اتباع این کشور به «تب دنگو» مبتلا شده‌اند که یک بیماری خونریزی دهنده ویروسی است و مبتلایان در اثر شدّت خونریزی از پای در می‌آیند.
* در سال 1982 م.، «شوروی» طبق اسنادی افشا کرد که آمریکا افرادی را به «پاکستان» و «افغانستان» گسیل داشته تا در این دو کشور همه گیری تب دنگو ایجاد کنند.
* در سال 1983 م.، آمریکا جهت تجهیز «عراق» در مقابل «ایران»، عوامل و تسلیحات بیولوژیک را در اختیار صدام قرار داد.
* در سال 1986 م.، گزارش «کنگره‌ی تسلیحات بیولوژیک آمریکا» شامل این موارد بود: ویروس‌های دست کاری شده، سموم طبیعی و عواملی که از طریق مهندسی ژنتیک تغییر یافته‌اند تا صفات ایمنولوژیکی دیگری داشته باشند و با هیچ کدام از واکسن‌های در دسترس بشر، قابل پیشگیری نباشند.
* در سال 1987 م.، وزارت دفاع قبول کرد که به رغم امضای قراردادی که تحقیق و توسعه‌ی تسلیحات بیولوژیک توسط دولت «آمریکا» را ممنوع می‌سازد، این تحقیقات در 127 مرکز و دانشگاه، پیگیری شده است.
* در سال 1990 م.، بیش از هزار و پانصد نوزاد شش ماهه‌ی سیاه پوست و اسپانیایی در «لوس آنجلس» با یک واکسن آزمایشی سرخک واکسینه شدند که هیچگاه قبلاً برای استفاده‌ی آن در آمریکا مجوزی صادر نشده بود. بعدها پذیرفته شد که به والدین این نوزادان، هیچ اطلاعی در این مورد داده نشده است.
* در سال 1994 م.، سناتور جان دی راکفلر گزارشی تهیه کرد و عنوان داشت، که حداقل به مدّت پنجاه سال، وزارت دفاع از صدها هزار نفر از پرسنل نظامی، برای آزمایش‌های انسانی و تأثیردهی عمدی مواد خطرناکی، مانند گاز خردل و اعصاب، پرتودهی یونیزه شده، موادّ شیمیایی عصبی و موادّ توهّم زا استفاده کرده است.
* در سال 1995 م.، دولت آمریکا پذیرفت که به جنایتکاران جنگی «ژاپن» پیشنهاد داده است که در عوض در اختیار قرار دادن اطلاعات مربوط به تحقیقات تسلیحات بیولوژیک ژاپن، به آنها حقوق و مصونیت از تعقیب اعطا کند.
در همین سال، دکتر گارس نیکولسون افشا کرد که عوامل بیولوژیک مورد استفاده در «جنگ خلیج فارس» در «هوستون»، «تگزاس»، «بوکاراتون» و «فلوریدا» تولید شده و بر روی زندانیان تگزاس آزمایش شده بوده است.
* در سال 1997 م.، هشتاد و هشت عضو کنگره درخواستی را امضا کردند که خواهان بررسی ارتباط سندرم جنگ خلیج فارس و استفاده از تسلیحات بیولوژیک بود.
* در سال 2001 م، به طور کاملاً برنامه ریزی شده، نامه‌هایی حاوی «باکتری سیاه زخم» به افرادی در «آمریکا» پست شد.
* در سال 2002 م، «ویروس نیل غربی» (West Nile virus) در این سال شناسایی شد. این ویروس از خانواده‌ی «آربوویروس‌ها» است که در اثر نیش پشته‌ی کولکس، در انسان سبب آنسفالیت یا تورم مغز و مننژیت یا تورم پرده‌های مغز و نخاع می‌شود. اوّلین بار کانون بیماری تب نیل غربی، در پاییز سال 1999 م. در «آمریکا» و در ایالت «نیویورک» مشاهده گردید و بعدها در نواحی بیشتری از «اقیانوس آرام» و ایالات «کانادا» و مناطقی از «مکزیک»، اروپا و ژاپن انتشار یافت.
برخی رسانه‌ها گزارش دادند که علائم این ویروس، شبیه به علائم فلج اطفالی است و این سوال پیش آمد که آیا ویروس فلج اطفال در آزمایشگاه تغییر داده شده و به صورت جدیدی در آمده است تا یک عامل بیولوژیک خطرناک دیگر ساخته شود؟ ویروس نیل غربی فقط در افراد پیر و بیمار، موجب مرگ و میر می‌شود؛ یعنی افرادی که دولت متعهد و ملزم است تا با صرف هزینه و تخصیص بودجه، از ایشان نگهداری کند.
* در سال‌های 2009 و 2010 م، شیوع «ویروس دنگو» در «پاکستان» موجب مرگ و میر فراوانی شد. پشه‌های دنگو، پشه‌هایی طبیعی هستند که حامل ویروس دنگو می‌باشند. تب دنگو با علائمی شبیه به بیماری «آنفلوآنزا» روی می‌دهد که ابتلا به آن، در کودکان و افراد مسن خطرناک است. طی آزمایش‌هایی که در ظاهر، برای مبارزه با این پشه انجام شد، پشته‌های دیگری که مهندسی ژنتیکی شده بودند، تولید و در سال‌های 2009 و 2010 م. در پاکستان رها شدند که نتیجه آن، ابتلا به «تب دنگو» و مرگ و میر هزاران پاکستانی بود. تحقیقات توسط کمپانی بیوتکنولوژی «اوکسیتک انگلسـتان» و مراکز دولتی «آمریکا» طراحی شده بود. انجام برای استفاده از «ویروس دنگو»، به عنوان سلاح بیولوژیک توسط آمریکا، به دهه‌ی چهل بر می‌گردد. در دهه‌ی پنجاه نیز آزمایش‌هایی بر روی انسان انجام گرفته است.
در پایان این گزارش، جهت رفع احساس‌های آزار دهنده‌ی احتمالی به وجود آمده در وجدان‌های بیدار خوانندگان محترم در اثر مشاهده‌ی تصاویر و اطّلاع از حقایق مطروحه، نظر ایشان را به چند جمله‌ی زیر نیز جلب می‌نماید که یقیناً با سابقه‌ی شرح داده شده در بالا، خالی از جنبه‌ی فکاهی و مزاح نبوده و بی شرمی مدعیان را در رسواترین حالت ممکن بازگو می‌کند.
در پنجم دسامبر 2001 م.، هیلاری کلینتون در کنفرانس بازبینی معاهده‌ی تسلیحات بیولوژیکی در «سوئیس»، می‌گوید:
آمریکا امیدوار است که حسّاسیت بیشتری در تلاش بین المللی برای کنترل تسلیحات بیولوژیک به وجود آید!!
اوباما نیز در 22 سپتامبر در مجمع عمومی «سازمان ملل»، به این نکته ‌اشاره کرده است که مخاطرات بیولوژیک نیاز به توجه جهانی دارد، اشاره می‌کند و می‌گوید:
ما باید در امر شناسایی، جلوگیری و جنگ علیه هر نوع خطر بیولوژیک، مانند ویروس بیماری آنفولانزا یا یک حمله‌ی تروریستی یا یک بیماری قابل درمان، با هم همکاری کنیم!!

پی‌نوشت‌ها:

1. به التهاب بافت ریه که یک یا دو طرف قفسه سینه را درگیر می‌کند و معمولاً در اثر عفونت ایجاد می‌شود، ذات الرّیه، پنومونی یا عفونت ریه گفته می‌شود.

منبع تحقیق : منبع: مشرق.
منبع مقاله :
واحد پژوهش مؤسّسه ی فرهنگی موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ (1394)، بیوتروریسم، تهران: هلال، چاپ اوّل.





تاریخ : شنبه 99/8/3 | 12:20 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

تروریسم مافیایی دارو تروریسم مافیایی دارو

 

نویسنده: واحد پژوهش مؤسّسه ی فرهنگی موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)




 
حجم کل تجارت جهانی دارو در سال 2005 م. معادل 602 میلیارد دلار بود. برای سال 2007 م. این رقم به 710 میلیارد دلار رسید. با نگاهی به گزارش‌های موجود، میزان فروش جهانی دارو در سال 1998م. را 309 میلیارد دلار می یابیم.
صنعت داروسازی در سال 2008 م. از بین 52 صنعت سودآور جهان، رتبه‌ی سوم را به خود اختصاص داد و در سال 2012 م نیز بزرگترین شرکت دارویی جهان، چیزی نزدیک به 120 میلیارد دلار درآمد داشته است. این میزان رشد، حاکی از آن است که تجارت دارو به دلایل گوناگون، رو به گسترش بوده و هم اکنون سرانه‌ی مصرف دارو در جهان، به رقمی نزدیک به 100 دلار رسیده است.
واضح است که این رقم کلان چیزی نیست که قدرت‌های مالی، جهان به راحتی از کنار آن بگذرند. سود سرشار و انحصاری موجود در این صنعت، منجر به شکل گیری مافیای جهانی دارو شده است که به انحای مختلف، سعی در افزایش سودآوری این به نفع کارتل‌های بزرگ خود دارد. از نظر سودآوری، صنعت داروسازی در میان لیست 500 شرکت برتر جهانی «فورچون»، در رتبه‌ی اوّل قرار گرفته است. %18 درآمد این صنعت را سود تشکیل می‌دهد که از این نظر خیلی بالاتر از شرکت‌های گوناگون مالی است که سودشان 11% درآمدشان را تشکیل می‌دهد.
نشریه‌ی اقتصادی «فوربس» در گزارش سال 2012 م. خود، شرکت آمریکایی «مک کسون» با فروشی نزدیک به 120 میلیارد دلار را بزرگ ترین شرکت صنایع دارویی جهان اعلام کرد و سه شرکت آمریکایی دیگر نیز به نام‌های «کاردینال هلث»، «آمریسورس برگن» و «پیفایزر» را در رده‌های بعدی معرفی نمود. آمریکا با 13 شرکت، دارای بزرگ ترین شرکت‌های صنایع دارویی جهان بوده و «ژاپن» با 10 شرکت، در رده‌ی دوم قرار دارد. این غول‌هاى دارویی همواره سعی داشته‌اند‌ تصویری سازنده از فعالیت‌های خود ارائه دهند که حاکی از خدمت آنها به بشریت بوده و ضمن سودآوری برای سهامداران خود، با درک مشکلات مربوط به بیماری‌ها و امور بهداشتی مردم، به فکر حل آنها بوده و بخشی از سود حاصل از فروش داروهای خود را صرف تحقیق برای کشف و تولید داروهای جدید می‌کنند!
امّا با نگاهی کاوشگرانه به چرخه‌ی تحقیق، تولید، عرضه و نیز ایجاد نیاز برای دارو در سطح جهانی، حقایق دیگری در مورد این مافیای بزرگ رخ می‌نماید. تبلیغات وسیعی در مورد داروهای مختلف انجام می‌گیرد و شرکت‌های داروسازی بدون هیچ گونه توجیه خاصّی مادام به قیمت داروهای خود می‌افزایند؛ برای مثال داروهای ساده‌ای وجود دارند که به 3 برابر قیمت اروپایی آن، به مردم «آمریکا» فروخته می‌شوند. گاهی داروهای جدیدی به بازار، عرضه و تبلیغات وسیعی در مورد آنها انجام شده که چند صباحی بعد، بی اثر بودن آنها، نقل ستون‌های انتقادی روزنامه‌ها شده است.
ایجاد تنوع که استراتژی بازارهای مد برای گسترش مصرف گرایی است، به عرصه‌ی دارو نیز راه یافته و مدیریت این تجارت توانسته است مدت زمان متوسط معرفی داروهای جدید به جهان را از 7 سال به 5 سال کاهش دهد. مادّه‌ی مخدّری، مانند ترامادول با حقّه بازی بسیار دقیقی به اسم دارو به مردم دنیا عرضه می‌شود و جوامع مختلف را دچار مشکلات می‌کند و از همه مهم تر، پول شویی بین المللی و حمایت بانک‌های معتبر بین المللی از مافیای جهانی دارو، همچون پشتوانه‌ی مالی قابل اعتمادی برای این تجارت عمل می‌کند.

ترامادول: از بزرگ ترین دروغ‌های مافیای جهانی دارو

بازار جهانی دارو در انحصار «آمریکای شمالی»، «اروپای غربی» و «ژاپن» است و این کشورها برای حفظ غلبه جهانی خود در این بازار، اقدام به شکل دهی مافیای بزرگ جهانی دارو کرده‌اند‌. اروپا، ژاپن و آمریکا در سال 2007 م. بیش از 72 میلیارد دلار برای تحقیق در مورد نسل جدید داروها اختصاص دادند و هر سال نیز به این بودجه اضافه می‌کنند. این سـه غول دارویی در مجموع 88% تولید جهانی دارو را به خود اختصاص می‌دهند. مافیای جهانی دارویی، شبکه‌ای سازمان دهی شده و تبهکار است که از اصول و مقررات خاصی پیروی می‌کند که بر پایه‌ی نفوذ اجتماعی و دولتی استوار است. این مافیا از شاخه‌های متعدّد مالی، علمی، رسانه‌ای و دولتی تشکیل شده است که می‌تواند با نفوذ در مجامع قانون گذاری و حتی بین المللی، مانند سازمان بهداشت جهانی به انگیزه‌های مالی و تجاری خود دست یابد.

شبکه‌ی بین المللی علمی و سیاسی مافیای جهانی دارو

کاری که مافیای غول‌های بزرگ صنعت داروسازی در عرصه‌ی جهانی انجام می‌دهند، بیشتر به یک تروریسم خاموش بین المللی شبیه است که بسیار بیش از تروریسم نمایش داده شده در تلویزیون‌ها و رسانه‌ها به کشتار می‌انجامد. اقدامات مافیایی کارتل‌های دارویی، یک نسل کشی سازمان یافته است که با همدستی دولت‌های اروپایی و «آمریکا» در کشورهای جهان سوم، به ویژه «آفریقا» روی داده و از طریق آن، سود چندین میلیارد دلاری عاید اعضای این مافیا می‌شود.
این شرکت‌ها انواع بیماری‌ها را در کشورهای جهان سوم انتشار می‌دهند و خود اقدام به فروش واکسن‌ها و داروهای مقابله با این بیماری‌ها به آن کشورها می‌کنند. برخی از این فراورده‌ها، تاریخ گذشته بوده و بدین شکل، کمپانی‌های سازنده هزینه‌ای بابت نابودی آنها متحمّل نمی‌شوند و نیز سود کلانی به جیب می‌زنند. شرکت‌های دارویی برای ارتکاب این جنایات هم در بخش‌های علمی و پزشکی همکارانی دارند هم در بین سیاست مدارها مدیران رسانه‌های جمعی و اعضای دولت‌ها، لابی گران قدرتمندی برای خود دست و پا کرده و شبکه بزرگی ایجاد می‌کنند. آنها با نفوذ به بخش‌های پزشکی و بهداشتی کشورها، طبقه‌ای از پزشکان را به وجود می‌آورند که منطبق با اهداف آنها، با هر گونه درمان غیر دارویی و طبّ جایگزین مخالفت کرده و از مصرف دارو حمایت می‌کنند. پیوند بین سیاست و مافیای دارو کاملاً عیان روی می‌دهد. دونالد رامسفلد وزیر سابق آمریکا، سهام دار عمده‌ی شرکت داروسازی «گایلید ساینستز» است. «بنیاد راکفلر» از حامیان اصلی چندین شرکت بزرگ دارویی و آزمایشگاه‌های آنها، از جمله آزمایشگاه‌های «ابوت» و شرکت‌های پتروشیمی «اکسون موبیل»، «بریتیش پترولیوم» و «شورون» است. روبرت مرداک غول‌های بزرگ رسانه ای، از کلان سهامداران شرکت‌های دارویی دنیاست. به این لیست می‌توان جری اسپریر، رئیس سابق بانک مرکزی آمریکا را نیز افزود و از اعضای فراوان گروه‌های لابی گر دیگر در نهادهای مالی و سیاسی، ارتش آمریکا، رسانه‌های جمعی و... صرف نظر کرد.
نفوذ مافیایا دارویی حتّی در «سازمان ملل» نیز روی داده و برخی کارشناسان سازمان بهداست جهانی، متهم به دریافت رشوه از آزمایشگاه‌های دارویی برای همکاری با آنها بوده‌اند‌. وخیم جلوه دادن اوضاع بهداشتی جهانی در گزارش‌های بین المللی، از جمله موضوعات مطرح در پرونده‌های دریافت رشوه از کمپانی‌های داروسازی بوده است، برای مثال پروفسور آلبرت اوزترهاوس از دانشگاه «آراسموس هلند»، یکی از مشاوران سازمان بهداشت جهانی در امور بیماری آنفلونزا متهم است که در پاندمی آنفلوانزای خوکی با مافیای جهانی دارو برای فروش داروهای مختلف همکاری کرده است.

مافیای جهانی و داروهای تقلّبی

داروهای تقلّبی از علاقه مندی‌های مافیای جهانی داروست که بر اساس گزارش‌های بانک جهانی و سایر مجامع بین المللی، کل تجارت جهانی آن اکنون، از مرز 30 میلیارد دلار در سال، گذشته است. این پدیده هم در کشورهایی که نظارت دارویی ضعیفی دارند و هم در کشورهای پیشرفته رایج بوده و هیچ کشوری از این مشکل در امان نیست. با پیچیده تر شدن روش‌های تولید غیرقانونی نیز کشف آنها دشوارتر شده است. گاهی مافیای درگیر در تولید داروهای تقلبی از حمایت دولت‌ها نیز برخوردار می‌شوند و هر روز داروهای بیشتری به بازارهای مصرف راه می‌یابند که با استانداردهای پذیرفته شده انطباق نداشته و پیامدهای مضرّی برای مصرف کنندگان دارند.
مافیای جهانی، اکثراً این داروها را نخست در کشورهای فقیر «آفریقا» و «آمریکای لاتین» رواج داده و سپس بازارهای کشورهای در حال توسعه را هدف قرار می‌دهد. هیئت کنترل بین المللی موادّ مخدّر در سال 2012 م. گزارش می‌دهد که تا %50 داروها در بازارهای دارویی کشورهای در حال توسعه، تقلبی است و بیماران را در معرض خطرات جدی بهداشتی قرار داده است؛ برای مثال داروهای تقلبی %40 تا 50% بازار دارویی «نیجریّه» و «پاکستان» را به خود اختصاص داده‌اند‌.
حمایت دولتی از مافیای دارو از اینجا مشخص است که تعداد معدودی از کشورها، اطلاعات مربوط به موارد شناسایی شده‌ی داروهای تقلّبی را افشا می‌کنند. این سکوت یکی از مهم ترین مشوق‌های تولید کنندگان و عرضه کنندگان داروهای تقلبی برای ادامه‌ی فعالیت در سطح بین المللی است. این سکوت حتّی در اروپا که به ظاهر از قوانین مدون و نهادهای نظارتی مناسبب برخوردار است نیز وجو دارد. دلیلی که از سوی دولت‌ها برای این سکوت اعلام می‌شود، نگرانی از افزایش استرس در بیماران است؛ اما سخنگوی «انجمن صنایع دارویی انگلستان» (ABP) دلیل اصلی این سکوت را ترس از آسیب رسیدن به تجارت قانونی دارو می‌داند! در واقع آنها معتقدند که درآمد بیشتری از این سکوت عاید کمپانی‌های داروسازی می‌شود. آشکار است که بخشی از این درآمد در اختیار دولت قرار می‌گیرد و یک همکاری دو سویه به بهای بازی با زندگی و سلامتی افراد برای کسب سود و درآمد بیشتر شکل گرفته است.

رشوه به پزشکان: شرکت GSK

رشوه دادن به پزشکان کشورهای مختلف برای تبلیغ مستقیم داروها از طریق تجویز آنها برای بیماران، از راهکارهای رایج مافیای جهانی دارویی است. یکی از پرونده‌های این استراتژی مربوط به شرکت GSK است که طیّ آن، در سال 2003 م. تعداد 37 کارمند نمایندگی این شرکت در «ایتالیا» به همراه 35 پزشک به جرم فساد مالی دستگیر شده و هشتاد نماینده‌ی فرش این شرکت به جرم پرداخت رشوه به پزشکان برای تجویز داروهای شرکت GSK محکوم شدند.
در ازای رشوه، از پزشکان خواسته می‌شد به جای تجویز داروهای مشابه ارزان، داروهای این شرکت را به بیماران پیشنهاد کنند. این پرونده غیر از چند اشاره‌ی کوتاه، با سکوت رسانه‌ای مواجه شد. شرکت GSK علاوه بر پول نقد هدیه‌هایی، مانند سفر به «مونت کارلو» یا «جزایر کارائیب» نیز به پزشکان ایتالیایی ارائه می‌داد.

عدم افشای آثار خطرناک داروهای شیمیائی: شرکت آپوتکس

داروهای شیمیایی همیشه آثار جانبی ناگواری نیز داشته‌اند‌. شرکت‌های دارویی همواره در مورد واقعیت این آثار دروغ گفته و از طریق لابی‌های خود در بخش‌های آزمایشگاهی و حتی در دادگاه‌ها، از زیر بار مسئولیت گریخته‌اند‌؛ در 1993 م. دکتر نانسی الیوری پزشک بیمارستان کودکان در «تورنتوی کانادا»، برای همکاری در آزمایش دارویی جدید با «شرکت آپوکس» قراردادی منعقد کرد. این دارو برای جلوگیری از عوارض قلبی ناشی از افزایش آهن در خون بیماران مبتلا به تالاسمی بود. دکتر الیوری پس از دو سال متوجه شد داروی جدید موجب ناهنجاری‌هایی در کبد بیماران می‌شود. با افشای این موضوع، قرار داد شرکت یا دکتر الیوری فسخ شده و او به عدم رعایت جنبه‌های محرمانه‌ی آزمایش متهّم گردید!
موضوع به دادگاه کشیده شد و در سایه‌ی حمایت‌های دولتی و سیاسی، این شرکت توانست دادگاه را چندین سال معطّل کند و سرانجام بدون هیچ گونه محکومیت خاصی یا دستور برای بررسی دیگر کارهای مطالعاتی، تنها به به عدم کسب جواز پخش داروی جدیدش محکوم شد. در همان سال مدیر کل «شرکت آپوتکس» که از افراد با نفوذ «تورنتو» محسو می‌شد، به بخش دانشگاهی، 20 میلیون دلار کمک مالی تخصیص داده بود!

نفی طبّ جایگزین

بیماری‌های مزمن برای مافیای جهانی دارو، فرصت بسیار بزرگی برای به دست آوردن هر چه بیشتر پول محسوب می‌شود. مافیای دارو با هدایت آموزش پزشکی و درمان، از پرداختن به ریشه‌ی بیماری‌ها، پیشگیری یاریشه کن کردن آنها جلوگیری می‌کند. تداوم بیماری‌ها، رمز اصلی موفّقیت مالی شرکت‌های بزرگ داروسازی است؛ به همین دلیل، پزشکی نوین با هر گونه مظاهر طب جایگزین، به مخالفت بر می‌خیزد.‌هامیوپاتی، طبّ سنّتی، طبّ سوزنی و انواع دیگر روش‌های درمانی، از نظر پزشکی نوین مردود است؛ زیرا داروهای آنها تنها به علائم ظاهری بیماری‌ها و درد‌ها نپرداخته، بلکه به دلایل بیماری می‌پردازند تا بیماری را ریشه کن کنند؛ در حالی که منطبق بر خواست تراست‌های دارویی، پزشکی نوین به نگاه جزئی روی آورده و از درمان کلی دور شده است.
در واقع آنچه که مافیای جهانی دارو در پیش گرفته است، یک تروریسم و کشتار دسته جمعی است که می‌تواند علاوه بر جست و جوی سودهای کلان، سیاست‌های کنترل جمعیت جهانی از طرف قدرتهای بزرگ را نیز مد نظر داشته باشد.
منابع تحقیق :
سایت مشرق
http://timesofindia ?ndiatimes.com/topic/ Drugs-Smuggling- from-Pakistan/news
http://www.euronews.com/tag/drug-trafficking
http://www. darkpolitiricks.com/cia-involvement-in-drug-smuggling-part1-
http://www. Guardian.co.uk/business/2010/dec/09/wikileaks-cables-pfizer-nigeria
http://orientalreview.org/06/10/2012/global-drug-mafia-and-the-banks
http://mafiatoday.com/tag/mexican-drug-cartels
http://www.10 news. Com/news/i-team0investigates-mexican-mafia-s-control-of-drug-trade
http://www. Time.com/time/magazine/article/0,9171,1587252,00.html
http://thepeoplesbookproject.com/31/10/2012/the-global-banking-super-entity-drug-cartel-the-free-market-of-finance-capital
http://www.nuremberg-tribunal.org/history/index.html
http://worldradio.ch/wrs/news/switzerland/drug-companies-broke-cartel-law-say-investigators-print.shtml
http://www.naturalnews.com/drug-cartel.html.

منبع مقاله :
واحد پژوهش مؤسّسه ی فرهنگی موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ (1394)، بیوتروریسم، تهران: هلال، چاپ اوّل.







تاریخ : شنبه 99/8/3 | 12:19 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

کاربردهای عملی نانوتکنولوژی واقعاً دیوانه کننده است کاربردهای عملی نانوتکنولوژی واقعاً دیوانه کننده است

الکترونیک

پس از کشف ترانزیستور حالت جامد توسط باردن، تجهیزات مبتنی بر لامپ‌های خلاء حجیم، دارای مصرف برق زیاد،  و گران قیمت با دستگاه‌های کوچک، سبک وزن، و کم مصرف‌تر جایگزین شدند. این امر باعث شد تجهیزات کم حجمی مانند ساعت مچی شخصی دیجیتالی، ماشین حساب، کامپیوتر قابل حمل (لپ تاپ)، موبایل، استریو، ویدئو و غیره ایجاد شود که همگی به دلیل پیشرفت در الکترونیک و حوزه‌های مرتبط با آن است.
 
به زودی فهمیده شد که می‌توان نه تنها اندازه دستگاه‌های مختلف را کاهش داد بلکه مدارهای بزرگ را روی یک تراشه منفرد با عنوان"IC"  یا مدار یکپارچه ساخت. برون یابی این ایده‌ها و پیشرفت در تکنیک‌های ساخت دستگاه مانند تکنیک لیتوگرافی نه تنها امکان ساخت یکپارچه سازی در مقیاس بسیار بزرگ (VLSI) از دستگاه‌ها و مدارهای الکترونیکی را ممکن ساخت، بلکه همچنین وفادارانه کمیت‌های زیادی از آنها را تولید می‌کند.
 
در اوایل سال 1960 میلادی، مور روند کوچک شدن دستگاه های الکترونیکی را پیش بینی کرد که به عنوان قانون مور مشهور است. وی اظهار داشت که تعداد ترانزیستورهای موجود روی هر تراشه در هر 18 ماه دو برابر می‌شود. اما پس از سال 2000 میلادی، یک انحراف از قانون مور رخ داده است. می‌توان به کاهش اندازه تا حد یک اتم ادامه داد، اما مطمئناً حدی برای اندازه وجود دارد که در زیر آن حد، خواص ماده از اندازه مستقل نیست. اینجاست که "علم نانو" و "فناوری نانو" مسئولیت به عهده می‌گیرند.
 
بنابراین، دستگاه‌های الکترونیکی با ابعاد نوعیِ چند نانومتر در هر سه بعد طول و عرض و ارتفاع، نه تنها نشانگر کوچک سازی هستند بلکه نمایش دهنده برخی خواص منحصر به فرد هستند که در طول 5 تا 6 دهه گذشته از کشف دستگاه‌های حالت جامد شناخته نشده بودند. ترانزیستور تک الکترون، شیرهای اسپین، پیوندگاه‌های تونلی مغناطیسی (MTJ)  از نظر مفهومی دستگاه‌های جدیدی هستند که بر پایه فناوری نانو طراحی شده‌اند. چنین دستگاه‌هایی سریع‌تر، جمع و جور، و نسبتاً ارزان‌تر هستند و راه خود را در بازار پیدا می‌کنند.
 
از دستگاه‌های نوع دریچه اسپین قبلاً در رایانه‌های شخصی برای "خواندن دیسک" استفاده می‌شد که امکان افزایش ظرفیت ذخیره سازی داده‌های دیسک‌های سخت را فراهم کرده‌اند. جالب است که شیر اسپینی و MTJ مبتنی بر مفهومی هستند که خودش در حال رشد به حوزه‌ای در خودش است که با عنوان اسپینترونیک، یا الکترونیک مبتی بر اسپین، شناخته می‌شود. به خوبی دانسته شده است که یک الکترون (یا حفره) هم دارای بار و هم دارای اسپین (چرخش) است. با این حال، الکترونیک تاکنون فقط از بار آنها استفاده کرده است و اسپین آنها مورد بی توجهی قرار گرفته است. اکنون، در سال‌های اخیر مشخص شده است که اگر اسپین یک الکترون (یا حفره) در نظر گرفته شود، دستگاه‌هایی که به نحو مناسبی ساخته شوند منجر به برخی از دستگاه‌های برتر می‌شوند. بسیاری از دستگاه‌های مبتنی بر اسپین مانند Spin-FET ، Spin-LED ، Spin-RTD ، سوئیچ‌های نوری با فرکانس تراهرتز، تعدیل کننده‌ها، رمزگذارها، رمزگشاها و کیوبیت‌های رایانه‌های کوانتومی در لیست داغ دانشمندان و فن آورها قرار دارند.
 
انقلاب بعدی در رایانه‌ها از "حافظه غیر فرار" استفاده می‌کند که در صورت قطع ناگهانی برق، یا اگر فراموش کنیم که ورودی‌ها را ذخیره کنیم، داده‌ها از بین نمی‌روند. ما همچنین ممکن است کامپیوترهای کوانتومی داشته باشیم که بسیار قدرتمندتر از رایانه های موجود باشند.

 انرژی

فناوری نانو نقش مهمی در زمینه انرژی خواهد داشت. منابع انرژی طبیعی مانند نفت، زغال سنگ، گاز طبیعی و غیره برای تمام موارد حمل و نقل، ارتباطات، صنعت، خانه‌ها و بسیاری از فعالیت‌های انسانی دیگر مورد نیاز بوده است. این منابع با سرعت بسیار زیادی دارد کاهش می‌یابد. نسل‌های آینده باید منابع انرژی جایگزین مانند انرژی خورشیدی یا سوخت مبتنی بر هیدروژن را جستجو کنند.
 
دانشمندان امیدوارند سلول‌های خورشیدی کارآمد را با استفاده از نانومواد بسازند. تحقیقات قابل توجهی در مورد بیرون کشیدن سوخت هیدروژن با شکافت آب(H2O)  با استفاده از نور خورشید در حضور نانومواد (فوتوکاتالیست‌ها) انجام شده است. در واقع هیدروژن در دسترس قرار گرفته می‌تواند به منبع خوبی برای سوخت و سایر اهداف حمل و نقل تبدیل شود. با این حال، ذخیره سازی هیدروژن کار آسانی نیست زیرا می تواند به راحتی آتش بگیرد.
 
بر روی ماده‌ای مانند نانولوله‌های کربن، که کلاس ویژه‌ای از نانومواد هستند، برای استفاده بالقوه از آن به عنوان ماده ذخیره سازی هیدروژن، دارد بررسی صورت می گیرد. هزینه فعلی نانولوله‌های کربن بسیار زیاد است، اما دانشمندان در تلاشند راه‌های ارزان قیمتی برای ساختن آنها در مقادیر زیاد پیدا کنند، که در آینده به استفاده از سوخت هیدروژن بدون خطر کمک کند. همچنین تلاش شده است تا کارآیی سلول‌های خورشیدی برای تولید انرژی با استفاده از نانوذرات افزایش یابد.
 
ابزارهای بی‌شماری مانند لپ تاپ، تلفن‌های همراه، تلفن‌های بی‌سیم، رادیوهای قابل حمل، دستگاه پخش سی دی، ماشین حساب‌ها و غیره، به باتری‌های قابل شارژ با وزن کم و یا «سلول» نیاز دارند. تلاش می‌شود تا با جایگزینی مواد الکترود، چگالی انرژی آنها افزایش یابد. اگر اسپین یک الکترون (یا حفره) در نظر گرفته شود، دستگاه‌هایی که به نحو مناسبی ساخته شوند منجر به برخی از دستگاه‌های برتر می‌شوند. برخی از نانوذرات هیدرید فلزی، هیدریدهای نیکل یا نواحی سطح بالا را دوست دارند، مواد فوق العاده سبک وزن، آئروژل‌ها را دوست دارند یا دریافته می‌شود که نسبت به مواد مرسوم در باتری‌های بهبود یافته گزینه های بهتری هستند.

اتومبیل

یک خودرو از تعداد زیادی قطعه و مواد مختلفی تشکیل شده است. بدنه و قسمت‌های مختلف ساختاری آن از جنس استیل، برخی از آلیاژها، لاستیک ، پلاستیک و غیره است. ساختار بدنه باید از نظر شکل و اندازه قوی، غیر قابل تغییر شکل یا سفت باشد. مشخص شده است که کامپوزیت‌های نانولوله دارای مکانیکی بهتر از حتی فولاد هستند. برای ساختن کامپوزیت‌هایی که بتوانند جایگزین فولاد شوند، تلاش می‌شود. در حال حاضر سنتز نانولوله‌ها از نظر اقتصادی قابل دوام نیست، اما تلاش می‌شود تا بتوان از آن در مقیاس بزرگ استفاده کرد. اتومبیل‌ها به صورت اسپری با ذرات ریز نقاشی می‌شوند. رنگهای نانوذره پوشش صاف و نازک و جذابی را ارائه می‌دهند. برخی تحقیقات در حال بررسی امکان استفاده از ولتاژی کوچک برای تغییر رنگ خودرو به دلخواه هستند.
 
منبع: ویشواس پوروهیت






تاریخ : شنبه 99/8/3 | 12:18 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

مدیریت دانش در سازمان ها

 

نویسندگان: دکتر نعمت الله موسوی
دکتر مسعود پورکیانی
محسن سامنی-دانشجوی کارشناسی ارشد


 

چکیده

مقاله حاضر حاوی مباحثی است برای پاسخ به این پرسش که چگونه می توان فرآیند مدیریت دانش را به فعالیت هایی در زمینه ایجاد دانش، اعتباربخشی به دانش، نمایش و عرضه ی دانش، اشاعه ی دانش و فعالیت های بهره گیری از آن تقسیم بندی نمود.
سازمان ها به منظور استفاده از دانش بایستی به سرعت در فعالیت های مربوط به مدیریت دانش موازنه ایجاد کنند.عموماً برقراری چنین موازنه ای نیازمند ایجاد تغییرات در فرهنگ سازمانی، فناوری ها و فنون است.برخی از سازمان ها بر این باورند که با تمرکز صرف بر افراد، فناوری و فنون می توان دانش را مدیریت کرد.تمرکز صرف بر این سه عامل به ادامه فعالیت های رقابتی سازمان ها کمک نمی کند، بلکه تعامل بین این ها است که به شکل مؤثری سازمان ها را در زمینه ی مدیریت دانش خود توانمند می سازد.با ایجاد یک محیط کاری پویا و آموزنده، سازمان ها می توانند پیشرفت های رقابتی شان را حفظ کنند.

مقدمه

در سالهای اخیر«مدیریت دانش»به یک موضوع مهم و حیاتی مورد بحث در متون تجاری تبدیل شده است.جوامع علمی و تجاری، هر دو بر این باورند که سازمان های با قدرت دانش، می توانند برتری های بلندمدت خود را در عرصه های رقابتی حفظ کنند.
منابع نقد و بررسی چشم اندازهای رقابتی سازمان ها نشان دهنده ی تأثیرات این دیدگاه در عرصه های استراتژیک سازمان های تجرای است.(نلسون و وینتر، 1982)اگرچه مدیریت، آگاهی از پتانسیل های منابع دانش است، اما هنوز اتفاق نظری درباره، ویژگی های این دانش و روش های بهره گیری از آن وجود ندارد.محققین و دانشگاهیان دیدگاه متفاوتی در خصوص مدیریت دانش اتخاذ کرده و گستره ای از راه حل های فناوری تا مجموعه ای از دستورات عملی را در نظر دارند.به عنوان مثال، اکثر مدیران تجاری، قابلیت های کامپیوترها و فناوری های ارتباطی را در مدیریت دانش باور دارند، این افراد استدلال می کنند که فناوری اطلاعات می تواند از انبوه اطلاعات ذخیره شده در منابع قدیمی مانند مراکز فروش، کارت های اعتباری مشتریان، فروش تبلیغاتی و اطلاعات مربوط به تخفیف های مقطعی،«دانش» فراهم آورد.یا برخی دیگر بر این باورند که «دانش»در ذهن انسان ها است و آموزش کارکنان و انگیزه ی عوامل کلیدی مدیریت آن به شمار می روند.
تعریف مدیریت دانش صرفاً از منظر فناوری یا سیستم های اجتماعی، سبب انحراف به سمت یک دیدگاه و غفلت از دیگری است.سیستم های اجتماعی و فناوری در مدیریت دانش به یک اندازه مهم هستند.تبدیل داده و اطلاعات به یکدیگر به واسطه فناوری اطلاعات صورت می گیرد.ولی فناوری اطلاعات گزینه ناتوانی برای تبدیل «اطلاعات»به «دانش»است.عوامل اجتماعی،«دانش»به «اطلاعات»را بهتر به یکدیگر تبدیل می کنند،اما همین عوامل در تبدیل «داده»به «اطلاعات»کند هستند.این یکی از دلایلی است که ما اعتقاد داریم مدیریت دانش از طریق بهینه سازی دو عامل زیر سیستم های اجتماعی و فناوری بهتر انجام می شود.ریشه های این دیدگاه را می توان در چشم اندازهای اجتماعی-فناوری سازمان یافت.(امری، 1959؛ تریست و بامفورس، 1951)
پژوهشگرانی موفقیت های شرکت هایی چون Hewlett-packard,3M, Xerox, scandia AFS,Buck man Laboratories را نتیجه پروژه های مدیریت دانش می دانند؛اما به روشنی اصول و فرآیندهای مربوط به مدیریت دانش را تشریح نمی کنند.مجامع دانشگاهی جدیدپژوهشگرانی موفقیت های شرکت هایی چون Hewlett-packard,3M, Xerox, scandia AFS,Buck man Laboratories را نتیجه پروژه های مدیریت دانش می دانند؛اما به روشنی اصول و فرآیندهای مربوط به مدیریت دانش را تشریح نمی کنند.مجامع دانشگاهی جدیداً سازمان ها را به عنوان منابع دانش در نظر نمی گیرند.قابلیت رقابت سازمان ها با توانایی ها و ظرفیت های سازمانی مشخص می شود.با تمرکز بر مدیریت دانش، امیدواریم که دیدگاه متکی بر دانش را در سازمان ها تبیین نماییم.این تحقیق به دو دلیل برای مدیران مهم است:نخست این که آنها بحث های زیادی درباره ی مدیریت دانش شنیده و از ابعاد گوناگون مدیریت دانش سردرگم شده اند.آنها مشاهده می کنند که در عصر حاضر اکثر مشاغل به اطلاعات وابسته شده و بخش عظیمی از نیروهای استخدامی به سوی این صنعت در حرکت هستند.تمایز «داده»،«اطلاعات»و «دانش»مشکل است.تنها از طریق مفاهیم بیرونی یا از دیدگاه کاربر می توان بین «داده»و «اطلاعات»و «دانش»تفاوت قائل شد.معمولاً داده به عنوان مواد خام، اطلاعات به عنوان مجموعه ی سازمان یافته ای از داده و دانش به عنوان اطلاعات با مفهوم شناخته می شود.در مقاله ی حاضر از این ایده پیروی شده که ارتباط بین «داده»، «اطلاعات»و «دانش»تکراری و برگشت پذیر است و تبدیل این سه به یکدیگر به میزان سازماندهی و تفسیر آنها بستگی دارد همانگونه که در شکل 1 نشان داده شده «داده»و «اطلاعات»بر مبنای «سازمان»و «اطلاعات»و «دانش»بر مبنای «تفسیر»از یکدیگر متمایز شده اند.

برای درک این تفاوت اجازه بدهید بیماری را فرض کنیم که به مطب دکتر مراجعه می کند.دکتر اطلاعات بسیاری از بیمار به دست می آورد.برخی از این اطلاعات بر ای تشخیص بیماری مهم است و برخی دیگر نامربوط، که به عنوان «داده»تلقی می شود.دکتر به سرعت اطلاعات به دست آمده را بر مبنای دانش خود تفسیر کرده و پس از یافتن الگوی مناسب در اطلاعات،به تجویز دارو برای بیمار می پردازد.در صورتی که دکتر قادر به پیدا کردن الگویی مناسب در اطلاعات نباشد، ممکن است آزمایش های بیشتری را تجویز کند یا بیمار را به یک متخصص ارجاع دهد.متخصصی که بهتر می تواند از اطلاعات عرضه شده بیمار، الگویی مناسب تهیه کند.یل مقدماتی از«داده»-که بدون نتایج آزمایشگاهی ناقص بوده-برای تشخیص بیماری مناسب و کافی به نظر برسد.نکته اینجاست که دکتر متناوباً بین «داده»، «اطلاعات»و «دانش»سیرمی کند.
اگر دکتر بیمار را به یک متخصص ارجاع دهد، ممکن است که متخصص نوع کاملاً متفاوتی از اطلاعات را از بیمار به دست آورد، یا این که پاره های دیگری از اطلاعات کاملاً مربوط را بیابد که پیش از این دکتر عمومی آنها را برای تشخیص بیماری در نظر نگرفته بود.نکته اینجاست که «داده»،«اطلاعات»و «دانش»یکدیگر مربوط هستند به این دلیل که «داده»برای پزشک، در واقع «اطلاعات»مهمی برای متخصص است که او را در یافتن الگوی مناسبی در تشخیص «دانش»یاری می دهد.
با نگرش فراتری به این موضوع، آشکار می شود که معمولاً «دانش پایه»عامل تمایز بین «داده»، «اطلاعات»و «دانش»است.این یکی از دلایلی است که در محیط و فضای متکی بر دانش، برخی مؤسسات یا شرکت ها می توانند همچنان برتری های اقتصادی و رقابتی خود را حفظ کنند.به همین دلیل سازمان های مبتنی بر دانش رویکرد مثبتی در زمینه ی ایجاد دانش، افزایش ارزش افزوده، نمایش و اشاعه ی اطلاعات دارند.پژوهشگرانی به نام های کوهن و لوینتال در مباحث خود این حقیقت را تشریح می کنند که گسترش دانش منوط به شور و هیجان یادگیری و دانش پیشین است.به عبارت دیگر دانش اندوخته شده عامل مؤثری در افزایش واکنش و فراگیری سهل تر مفاهیم است.بنابراین، بحث ما این است که دانش ترکیب سازمان یافته ای است از«داده»که از طریق قوانین، فرایندها و عملکردها و تجربه حاصل آمده است.به عبارت دیگر، «دانش»معنا یا مفهومی است که از فکر پدید آمده (ماراکاس، 1999)و بدون آن، «اطلاعات»یا «داده»تلقی می شود.تنها از طریق این مفهوم است که «اطلاعات»حیات یافته و به «دانش»تبدیل می شود(بات، 2001)بنابراین، تمایز بین «اطلاعات»و دانش به دیدگاه کاربر بستگی دارد.دانش به مضمون وابسته است از آن رو که «مفاهیم»در ارتباط با یک الگوی مشخص تفسیر می شود.(ماراکاس، 1999، ص 264)

ماهیت دانش سازمانی

دانش فردی برای توسعه دانش پایه سازمانی ضروری است؛ هرچند دانش سازمانی حاصل جمع ساده ای دانش های فردی نیست.(بات، 2000)
تعامل بین فناوری، فنون و انسان مفهوم مدیریت دانش را عمق می بخشد، زیرا الگوی تعامل بین فناوری، فنون و انسان برای هر سازمان منحصر به فرد است که به راحتی قابل داد و ستد یا تقلید توسط سازمانهای دیگر نیست.به طور کلی سازمان ها دارای دانش پیش زمینه و دانش پس زمینه هستند.دستیابی، تدوین، تنظیم و نسخه برداری از دانش پیش زمینه آسان است، در حالیکه ضمنی و مستقر بودن دانش پس زمینه نسخه برداری و تقلید از آن را مشکل کرده است.این امر بستگی به تاریخچه سازمانی و کم و کیف آن دارد.اگرچه ما معتقدیم که این دانش پس زمینه نیست که مؤسسه ای را برای دستیابی به عملکرد و اجرای بهتر قادر می سازد.در واقع این ارتباط و هماهگی بین دانش پیش زمینه و پس زمینه است که قابلیت و کارآیی سازمان را شکل داده و برتری های آن را باعث می شود.همانگونه که در شکل 2 نشان داده شده است (براهالد و هامل، 1990؛ لئونارد بارتون، 1992).این یکی از دلایلی است که قابلیت مشترک را نمی توان با دانش پیش زمینه و پس زمینه هر سازمان بی ارتباط دانست.

مدیریت دانش

با مدیریت دانش را فرایند ایجاد، تأیید، ارائه، توزیع و کاربرد دانش می دانیم.این پنج عامل در حوزه، مدیریت دانش برای یک سازمان زمینه ی آموزش، بازخورد، آموزش مجدد یا حذف آموزش را فراهم می آورد که معمولا برای ایجاد، نگهداری و احیا قابلیت های سازمان مورد نیاز است.

ایجاد دانش

ایجاد دانش به توانایی سازمان ها در ایجاد ایده ها و راه حل های نوین و مفید اشاره دارد (ماراکاس، 1999).سازمان ها با توسعه و تجدید ساختار دانش قبلی و کنونی با روش های مختلف به خلق واقعیت ها و مفاهیم جدید می پردازند.
ایجاد دانش فرایند مهمی است که در آن انگیزه، تلقین، تجربه، و شانس، نقش مهمی ایفا می کنند (لین و دیگران، 1996).معیار سنجش دانش نو، نقش موثر آن در حل مسائل جاری و نوآوری در بازار است.
با این حال، توصیه نمی شود که سازمان ها بکوشند تحت هر شرایطی،دانش جدید ایجاد نمایند.روشهای مختلفی وجود دارد که با آنها می توان تجربیات را دوباره آزمود.(بات، 2000)برای مثال هر سازمان می تواند با استفاده از استراتژی تقلید، تکرار و جایگزینی بخشی از دانش موجود را دوباره احیا نماید.در برخی موارد یک سازمان می تواند با تکیه بر توانایی های خود و کاهش کاستی ها قابلیت خود را بهبود بخشد.یک سازمان می تواند با تقویت قابلیتهای بخش تحقیق و توسعه، بررسی محیط خارجی و به کارگیری فناوری خرج از سازمان پایه دانش مستحکم تری ایجاد نماید(همانجا).
برخی سازمانها ممکن است بکوشند تا اطلاعات موجود رابه شکلی نو تعبیر و سازماندهی نمایند.برای مثال، یک شرکت حسابرسی ممکن است بکوشد از استانداردهای حسابداری موجود با روش های مختلف و با استفاده از روندهای متنوعی چون هزینه های تخفیف و استهلاک بهره ببرد.به عبارت دیگر، امکان دارد برخی شرکتها فرایند «تحقیق و آموزش»را از طریق یک سری تجربیات انتخاب کنند.برای مثال، شرکت هایی چون، Motorola,corning,CE s CT, Monsanto s Nutrasweet در بسیاری از موارد از این فرایند استفاده نموده اند.(لین و دیگران، 1996)

اعتبار بخشی به دانش

اعتباربخشی به دانش، به گستره ای اشاره دارد که شرکت ها می توانند بر روی دانش اثر گذاشته و اثرات آن را بر محیط سازمانی ارزیابی نمایند.چرا که با گذشت زمان بخشی از دانش گذشته نیاز به بازنگری و انطباق با واقعیت های کنونی دارد.اغلب تقابل مداوم و چند وجهی بین فناوری، فنون و افراد برای سنجش اعتبار دانش مورد نیاز است (بات، 2000)برای مثال وقتی سازمانی مجموعه ی جدیدی از فناوری ها، ابزار، رویه ها و فرایندها را به کار می گیرد، نیازمند بهبود و روزآمد سازی مهارت های کارکنان خود است تا بتواند به خوبی خود را با واقعیت های رقابتی جدید منطبق سازند.
اعبتاربخشی به دانش، فرآیند سختی از کنترل، آزمون و بهبود مداوم دانش پیاه برای رسیدن به واقعیت های موجود و بالقوه است.با تغییر واقعیت ها، نیاز تبدیل «دانش»به «اطلاعات»و «داده»پیش می آید که ممکن است در نهایت از رده خارج شود.به این دلیل که پیشرفت در یک زمینه، اطلاعات، فرضیه ها، قوانین و مقررات جدیدی را ایجاد کرده و بخشی از قواعد و فرضیه های قدیمی را از رده خارج می سازد.بنابراین، برای سازمان ها مرور، آزمون و افزایش مداوم اعتبار دانش پایه برای رسیدن به دانش جاری ضروری است.
دانش اصلی را نمی توان به راحتی تقلید نمود.این نوع دانش با پیشرفت دانش در زمینه های مختلف مهجور نخواهد شد.
(Nonaka&1995،Takeuchi)برای مثال موسسه ای که با مصالح ساختمانی کار می کند،نمی تواند ارزش کلیکهای اینترنتی را نادیده بگیرید.رقابت میان (Nonaka & Barnes , Amazon.com)نمونه ای از این مساله است.

ارائه دانش

ارائه دانش حاکی از شیوه هایی است که از آن طریق دانش به اعضای سازمان ها ارائه می شود.به طور کلی سازمان ها می توانند روندهای مختلفی در جهت ایجاد دانش پایه خود اتخاذ نمایند.با این وجود دانش سازمانی در موقعیتهای مختلفی توزیع شده، روندهای مختلفی را در برد ارد و در رسانه های مختلف چاپی و الکترونیکی ذخیره شده است و هر کدام گونه متفاوتی از ارائه دانش را ایجاب می کند.به دلیل این که گونه های مختلف، تجدید ساختار و منجسم ساختن این دانش از منابع مجزا برای اعضای سازمان دشوار است.برای مثال ممکن است در یک سازمان هر بخش داده های خود را به شکلی پردازش نماید که با دیگر بخشها هماهنگی نداشته باشد، چرا که استانداردی که برای یک فرمت یکسان وجود نداشته است.اگرچه اعضای سازمان امکان دارد اطلاعات مربوط را از طریق سامان دهی داده ها در پایگاه های مختلف بیابند، اما باز هم منسجم ساختن و تعبیر اطلاعات از جهان مختلف دشوار است.
اعضای سازمان با مجموعه هایی از شیوه ها سرو کار دارند.اگر لازم باشد که آنها شیوه کاری خاصی را بیاموزند، تأخیر در منسجم سازی و درونی ساختن این دانش جدید امری طبیعی است.بنابراین، یک سازمان ممکن است استانداردهای برنامه ریزی یکسانی ایجاد نماید و یا از الگوهای یکسانی برای ارائه «داده»، «اطلاعات»و «دانش»بهره گیرد.

توزیع دانش

لازم است که دانش قبل از بهره برداری در سطوح سازمانی در درون سازمان به اشتراک گذارده شود.تعامل بین فناوری های سازمان، فنون و افراد می تواند اثر مستقیم بر توزیع دانش داشته باشد.به عنوان مثال ساختار سازمانی با توجه به شکل کنترل ها و نقش های سنتی فرصت های توزیع دانش و تعامل بین فناوری ها، فنون و افراد را کاهش می دهد.به عبارت دیگر، ساختار افقی سازمانی، تقویت، و سیاست درهای بازجریان دانش را در میان بخش ها و افراد سرعت می بخشد.استفاده از پست الکترونیکی، شبکه ی داخلی، بولتن، و گروه خبری به توزیع بهتر دانش در درون سازمان کمک کرده و به واسطه ی آنها افراد می توانند با یکدیگر از جنبه های مختلف تبادل نظر نمایند.

کاربرد دانش

به طور کلی دانش سازمانی باید در جهت محصولات، خدمات و فرآیند سازمان به کار گرفته شود.اگر سازمانی به راحتی نتواند شکل صحیح دانش را در جای مناسب آن مشخص نماید، در عرصه های رقابتی با مشکل مواجه خواهد شد.زمانی که نوآوری و خلاقیت راه پیروزی در جهان امروز است، سازمان باید بتواند دانش مناسب را در جای مناسب به کار گیرد.
سازمان ها در بهره گیری از منابع دانش خود راه های مختلفی پیش رو دارند.برای مثال می توان دانش موجود را از محتواهای مختلف درونی به دست آورد، استانداردهای اندازه گیری مناسب اتخاذ نمود، افراد را ترغیب و آموزش داد تا خلاقانه فکر کنند و درک خود را در جهت بهبود محصولات، خدمات و فرایندهای سازمان ها به کار گیرند.برا ی مثال شرکت نفتی چورون (Chevron)، به این نتیجه رسید که با ایجاد یک تیم گردآوری اطلاعات در حوزه ی نفتی خود می تواند 20 میلیون دلار در سال صرفه جویی نماید.مفهوم کاربرد دانش، مرتبط کردن و فعال کردن دانش موجود در جهت افزودن ارزش ها است.برای مثال، شرکت Inter1 در طراحی دقیق و افزایش مداوم سرعت پردازشگرهای خود در راس قرار دارد و با هدف دیگری شرکت T & AT به بازنگری دانش شرکت خود در عرصه، چند رسانه ای پرداخته است (کولیس و مونتاگومری، 1995).
معیار ارزیابی در مفید بودن دانش معمولاً مشخص نیست.در عین حال، اگر سازمانی دانش را در کارها و فعالیتهای خود مفید دانست، باید ترتیبی اتخاذ نماید که گروه های کاری بتوانند به سنجش و ارزیابی دانش بپردازند.مطمئناً عوامل زیادی از جمله زمان اجرای پروژه، هزینه آن و مشخص نبودن سود نیاز به ارزیابی مفصل دارند.با این حال اغلب فهم مدیریت و درجه ی آگاهی بر نتیجه پروژه تاثیر بسزایی دارد.

فرهنگ ایجاد دانش

سازمان ها به منظور هدایت دانش فردی در جهت اهداف سازمانی، باید محیطی برای اشتراک و انتقال و تقابل دانش در میان اعضا به وجود آورند.(نوناکا و تاکوچی، 1995)و افراد را در جهت با مفهوم کردن تعاملاتشان آموزش دهند.برای بسط «دانش مجموعه»باید هر فعالیتی را در راستای توسعه ی تعامل منطقی بین کارکردها هدایت نمود.خلاصه این که مدیریت دانش به تغییر فرهنگ همکاری و فرآیندهای تجاری به منظور ممکن ساختن اشتراک اطلاعات اشاره دارد.این کار همانند فعالیت در زیرمجموعه های فرهنگی و اجتماعی است.
در محیط های پویا سازمان ها با یک سلسله مسائل ناخواسته و موقعیتهای پیش بینی نشده رو به رو هستند که کنترل آنها توسط فرد در سازمان دشوار است.با این حال، با به کارگیری الگوهای تعامل بین اعضا، فناوری ها، و فرهنگ یک سازمان می تواند با شرایط دشوار روبه رو شود.(Hutchins 1991)«ویک»و «روبرتس»این الگوی تعاملی را «مجموعه ی عقل ها»ی سازمان نامیده اند.به این معنا که کارهای پیچیده در یک سازمان توسط یک فرد انجام نمی گیرد بلکه تعامل بین فناوری ها، فنون و افراد است که یک سازمان را در انجام وظایف خطیر خود یاری می کند.بنابراین، یکی از وظایف دشوار مدیریت ایجاد همکاری بین بسته های مختلف دانش از طریق تبادل و اشتراک اطلاعات است.

تعامل بین فناوری و سیستمهای اجتماعی

مطمئنا هرچه سازمان ها در پردازش داده کارآمدتر باشد، در تولید اطلاعات تواناتر خواهد بود.استفاده از کامپیترهای پیشرفته و شبکه های ارتباطی، ابزارهای مؤثری برای استخراج داده در یک سازمان است.با این حال، مسأله تفسیر هنوز باقی است.چرا که از فناوری های اطلاعات تنها برای تفسیر مسائل محدودی می توان استفاده کرد.در یک محیط پویا، محیطی که سازمان هر روزه با مسائل جدید و غیرمنتظره ای روبه رو می شود، در بهترین حالت می توان از فناوری های اطلاعات برای تبدیل «داده»به «اطلاعات»بهره جست.تنها انسان ها هستند که اطلاعات را تفسیر کرده و به «دانش»تبدیل می کنند.همانطور که قبلاً گفته شد، چرخه ی میان «داده»، «اطلاعات» و «دانش»بازگشتی است.بنابراین، سازمان باید به سرعت «داده»را به «اطلاعات»و «اطلاعات»را به دانش تبدیل نماید.در همان حال سازمان نباید بیش از حد بر دانش پایه خود تأکید داشته باشد، به گونه ای که در اثر غفلت «دانش»را به «اطلاعات»و «اطلاعات»را به «داده»تبدیل کند.به عبارت دیگر، پاره ای از دانش زمان زیادی در محتوای کنونی نمی گنجد و سازمان باید به سرعت آن را از دانش پایه حذف نماید.در چنین شرایطی، ابزارها سازمان را در تبدیل «داده»به «اطلاعات»یاری می دهند و افراد از قابلیت تفسیر اطلاعات برخوردار می شود.بنابراین، در مدیریت دانش یک سازمان نیاز به شکل دهی و تعریف مجدد تقابلهای موجود میان افراد، فناوری و فنون خود را دارد.فنونی که توسط متصدیان و کاربران مورد استفاده قرار می گیرد نشان می دهد که به چه شکلی تکنولوژی مورد استفاده قرار گرفته و چگونه معنای اطلاعات استنباط شده است.
با نگرشی دقیق تر به تعامل های بین فنون، افراد و فناوری ها به راحتی می تواند دید که چرا از یک وضعیت تعابیر متفاوتی وجود دارد.به عنوان مثال اور(orr)دیدگاه های متفاوت دو تکنسین با تجربه را در خصوص ماشینهای زیراکس مورد بحث قرار می دهد.یک متخصص پیغام خطا را اشکال جزئی در سیستم تعبیر می کند در صورتی که متخصص دیگر آن را عیب ریشه ای در دستگاه می داند.با این وجود، متخصصان با تبادل تعبیرهای خود، به راه حل های موثری دست می یابند.
خلاصه اینکه یک سازمانی یک سیستم کاملاً فنی یا اجتماعی نیست.سازمان سیستمی از تجربیات شخصی، روابط اجتماعی و فناوری است.فناوری با کاستن محدودیت ها ناشی از عوامل فردی یا فیزیکی همکاری بین گروه های کاری را افزایش می دهد.برای مثال تکنولوژی اطلاعات امکان جستجو، ذخیره، پردازش و اشتراک حجم عظیمی از اطلاعات را در محدوده ی کوچکی از زمان و مکان فراهم می آورد.با این حال، معنادادن به این روند بر عهده متخصصان است.در عین حال متخصصین سازمان ها با فناوری ها و فنون تعامل داشته و علاقمند هستند که یافته های آنها از منظرهای مختلفی مورد توجه قرار گیرد.این فرآیند تعامل، در گسترش دیدگاهی جامع به واقعیت مفید بوده و امکان انسجام یکپارچگی اجزاء بدنه دانش را در سازمان ها فراهم می آورد.

مفهوم

مدیریت دانش به الگوهای تعامل میان فناوری ها، فنون و افراد شکل می بخشد.برای مثال تکنولوژی اطلاعات در خصوص گردآوری، ذخیره و اشاعه ی اطلاعات به خوبی عمل می کند ولی در تعبیر آن ناتوان است (بات، 1998).سازمانهایی که در بلندمدت از مدیریت دانش استفاده می کنند در روابط اجتماعی و فنی خود محتاط هستند.
دستیابی به راه حل های فنی امکان پذیر است، اما برای مدیریت دانش، سازمان باید محیط مشارکت، همکاری و اشتراک دانش را به وجود آورد.بر اساس تحقیق «ارنست»و «یونگ»50 درصد از متخصصان بر این باورند که تغییر رفتار بشر یکی از مسائل اجرایی مدیریت دانش است (Glasseer 1998).به همین دلیل در پروژه های مدیریت دانش بر تغییر روندهای سنتی و تقویت ساختارها و فناوری ها تأکید می شود.بنابراین، همگون ساختن تدریجی اصول مدیریت دانش در سازمان یکی از مهمترین اولویت ها است.
به طور کلی تکمیل برنامه های مدیریت دانش نیاز به تغییر در فلسفه سازمانی دارد.برای مثال از نظر سنتی تعدادی شرکت بر پایه هزینه اقتصادی همکاری می کنند در حالیکه فلسفه مدیریت دانش بر همکاری در جهت افزودن به ارزش کالا و خدمات تأکید دارد.

منبع:اطلاعات علمی شماره11





تاریخ : شنبه 99/6/22 | 9:31 صبح | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

صنعت هوشمند سازی ساختمان با ایده های جدید در سال 2020 صنعت هوشمند سازی ساختمان با ایده های جدید در سال 2020

در اصل هر حوزه ای اومده به تمام دستگاه های تولیدیش یک ویژگی اضافه کرده مثل امکان اتصال به اینترنت و قدرت تحلیل بعد اتصال رو به اون ها داده . مثلا تو حوزه ی امنیتی که این روز ها بیشتر از هرچیزی اهمیت داره ، داشتن ویژگی های عجیب غریب جزو پربحث ترین موضوعات در این حوزه است. مثلا یک نگاهی به دوربین مداربسته پاناسونیک مدل KX-HNC800B بیندازید ، این دوربین جزو پرطرفدارترین دوربین های وایرلسی است یعنی اینکه می تونید این دوربین رو به اینترنت وصل کنید و کلی کار ازش بخواین .

این دوربین پاناسونیک سنسورهای صدا و حرکت و دما دارد، چیزایی که قطعا در دوربین های مداربسته قبل از اون وجود نداشته و این ها امکاناتی هست که شرکت روی این دستگاه گذاشته و باعث شده این دوربین در گروه بزرگ اینترنت اشیا جای بگیره. چون به اینترنت وصل شده و می تونیم اونو کنترل کنیم.

 

دنیای اینترنت اشیاء و ارتباط آن با هوشمند سازی

حالا از حوزه ی امنیتی بیایم بریم تو حوزه ی جذاب گجت ها اونجا که دیگه رقابت ها بسیار بالا  است، و سردمدار این حوزه alexa smart home است که در اینترنت اشیا نیز هنوز بحث پرجنجالی دارد .
 

حوزه اینترنت اشیاء یکی از داغ مباحث دنیای وب و هوشمند سازی میباشد که خیلی ها اولین سوالی که در ذهنشون بوجود میاد این است که اینترنت اشیا چیست؟

 در حال حاضر شما چطور این مقاله را می‌خوانید؟ ممکن است از طریق کامپیوتر یا روی موبایل، یا شاید هم یک تبلت باشد، هر دستگاهی که استفاده می‌کنید، قطعا به اینترنت متصل است.


صنعت هوشمند سازی ساختمان با ایده های جدید در سال 2020

 
یک ارتباط اینترنتی چیز فوق‌العاده‌ای است، همه نوع مزایایی که قبلا وجود نداشت رابه ما می‌دهد. اگر به اندازه کافی قدیمی هستید و دور از تکنولوژی ، به گوشی موبایل خود فکر کنید. شما می‌توانید تماس بگیرید و پیام بفرستید ، و اما حالا با گوشی های هوشمند می‌توانید هر کتابی را بخوانید، هر فیلمی را  تماشا کنید، یا هر گونه آهنگی را در کف دست تان گوش کنید !! و این فقط تعدادی از کوچکترین کارهای قابل انجام گوشی هوشمند شما است .
 
نکته این است که اتصال اشیا و وسایل به اینترنت ، مزایای شگفت انگیز بسیاری به همراه دارد. همه ما این مزایا را با تلفن های هوشمند ، لپ تاپ و تبلت های خود مشاهده کرده ایم ، اما اینترنت اشیا در مورد سایر وسایل و دستگاه ها نیز صادق است.
 
اینترنت اشیا به افراد و کسب و کارها  این امکان را می دهد تا با دنیای پیرامون خود ارتباط بیشتری برقرار کرده و همه چیز را زیرسلطه خود نگهدارند تا کارهای معنادارتر و باارزش تری را در زمان کمتری  انجام دهند.
 
این حوزه روز به روز در حال توسعه است و کلماتی جدیدی از ان بوجود می اید ، مثلا تاحالا کلمات WOT یا IIOT به گوشتون خورده؟ هر کدام از اینها یک تکه از IOT هستند ، حالا بریم با اینها اشنا بشیم:
 
اگر قرار باشد تفاوت WOT با IOT را در یک جمله بگوییم، می شود : در حالی که IoT در مورد ایجاد شبکه اشیا ، افراد ، سیستم ها و برنامه ها است ، WoT سعی دارد آنها را در وب ادغام کند.
 
در اصل تفاوت WOT با IOT یک تمایز ساده ولی مفهومی است : از نظر فنی WoT را می توان به عنوان طعم یا گزینه ای اضافه شده بر لایه شبکه IoT تصور کرد.
 
WoT از جهاتی بسیار شبیه به IoT و در بعضی دیگر به شدت متفاوت است. WoT از IoT الهام گرفته شده است زیرا در دستگاه های متداول روزمره به وب متصل هستند و می توانند از طریق سیستم های مختلفی ارتباط برقرار کنند.
 
اگر همه دستگاه های متصل بتوانند از یک پایه واحد ، وب ، برای ذخیره اطلاعات و برقراری ارتباط با یکدیگر استفاده کنند ، می توانیم با موفقیت یک اکوسیستم جهانی برای اشیاء ایجاد کنیم تا بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند.
 
و اما بعدی IIOT : اینترنت صنعتی اشیا (IoT صنعتی) به ارتباط برقرار کردن دستگاه ها و اشیا در حوزه ی صنعتی اشاره دارد. IIOT با تمرکز جدی روی تبادل داده های بزرگ و حساس مابین ماشین آلات ، صنایع و شرکت ها را قادر می سازد تا تجزیه و تحلیل کیفیت ،قابلیت اطمینان ، نظارت بر وضعیت دارایی و بهینه سازی  را در تمامی پروژه های خود افزایش دهند.
 
IoT گسترش قدرت اینترنت از طریق دستگاه های هوشمند به طیف وسیعی از اشیا و  وسایل دیگر است. Industrial IoT یک زیرمجموعه از IoT است  که به طور خاص بر روی برنامه‌ های  صنعتی  مانند  حمل  و  نقل ،  تولید  انرژی  و  کشاورزی متمرکز است. هم IoT و هم IIoT چالش‌های فنی دارند، اما خطرات و پیچیدگی‌های کاربردی صنعتی قطعا بالاتر هست.
 
قابل‌ذکر است که IIoT الزامات فنی متفاوتی با سطحی فوق العاده پیچیده، قابلیت هم‌کاری بالا و نیازهای امنیتی عالی دارد. 
 
اینترنت اشیا معمولاً برای توصیف برنامه های بازارهای مصرفی از جمله کنترل دما ، سیستم های هوشمند سازی ساختمان ها ، سیستم های امنیتی در خانه و موارد دیگر استفاده می شود. به گفته تحلیلگران مختلف بازار ، IoT محدوده ی صنایع را از سرگرمی تا تحقیقات علمی ، خرید تا مراقبت های بهداشتی مختل کرده است و تخمین زده شده است که اندازه بازار این غول تکنولوژی در صدها میلیارد دلار است.
 
رشد سریع نتیجه به دلیل افزایش فشار نیروهای بازار است ، زیرا تقاضای مصرف کننده برای راحتی و خدمات برنامه های هوشمند ، با علاقه مندی شرکت ها در جمع آوری و استفاده از همان داده ها با فرصت های رشد جدید مطابقت دارد.
 
فعال سازی IIoT گام های بزرگی در زمینه متقابل همکاری های عمومی و خصوصی برداشته است. در طی چند سال گذشته ، هزاران دانشگاه ، شرکت و سازمانهای استاندارد با یکدیگر گرد هم آمده اند تا روی نوآوری های فنی لازم برای کار IIoT به روشی مطمئن ، مقیاس پذیر و مطمئن کار کنند.
 
ما در شرکت آریا هوشمند هر روزه با تمام توان در حال جمع اوری اطلاعات روز دنیا هستیم تا به شما در یادگیری کمک کنیم و هم چنین برای خرید انها به شما مشاوره دهیم .






تاریخ : شنبه 99/5/25 | 6:32 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

از بیوتکنولوژی چه می دانید؟ از بیوتکنولوژی چه می دانید؟

بیوتکنولوژی چیست؟

بیوتکنولوژی علم ساخت موجودات زنده و توسعه و ساخت محصولات مختلف غذایی، دارویی و سایر محصولات از سیستم‌های بیولوژیکی در طبیعت است(1). در واقع این علم فرایندهای سلولی و مولکولی لازم برای توسعه فناوری‌ها و محصولاتی که به کیفیت زندگی انسان اضافه می کنند را کنترل می کند. (2)

از بیوتکنولوژی چه می دانید؟
علم بیوتکنولوژی
کاربرد این علم در صنایع مختلف به قدری زیاد و توسعه یافته است که آینده زندگی بشر را می تواند تحت تأثیر قرار دهد. استفاده از تکنیک‌های شناخته شده در این علم از گذشته مورد استفاده بشر بوده و به نوعی می تواند در مواقع بحرانی زندگی در کره زمین یکی از راه کارهای نجات زندگی بشر باشد.
 

سابقه استفاده از بیوتکنولوژی در زندگی انسان

سابقه ی استفاده از بیوتکنولوژی در کشاورزی و تولید محصولات متنوع برای زندگی انسان به 10000 سال قبل باز می گردد (2). تقریباً چیزی حدود 6000 سال پیش انسان‌ها به صورت گسترده برای حفظ بیشتر لبنیات، تهیه نان و پنیر دست به استفاده تکنیک‌های بیوتکنولوژی زدند (2).

استفاده از مخمر که یک موجود زنده محسوب می‌شود برای پخت نان یکی از پرکاربردترین خاصیت هایی است که از دیرباز در زندگی انسان به کار گرفته می‌شود(1).

هر چند تولید محصولات غذایی با استفاده از علم بیوتکنولوژیکی کمی با مقاومت هایی از طرف برخی از سازمان‌ها نیز روبرو شده است و بحث هایی در این باره نیز در سطوح مختلف صورت پذیرفته است اما در اکثر روش‌های مورد استفاده در بیوتکنولوژی روش‌های کاملاً سالمی هستند (3).
 

رشته بیوتکنولوژی

بیوتکنولوژی از دو واژه بیو به معنای زندگی و تکنولوژی به مفهوم فناوری‌های پیشرفته زندگی انسان تشکیل شده است (4). این رشته تقریباً از سال 1378 وارد چرخه تدریس علوم دانشگاهی ایران شده است. این رشته کاربردی که یک رشته میانه بین علوم مهندسی و زیست شناسی می باشد، 33 حوزه مختلف علوم کاربردی را در بر می گیرد(5).

در رشته بیوتکنولوژی دانشجویان با فرآیندهایی سروکار دارند که طی آنها انسان با دخالت‌های هوشمندانه اقدام به دستکاری در آفرینش طبیعی محصولات شده و در نتیجه فرآورده‌های زیست فناوری را به وجود می آورند. البته قلمرو این رشته بسیار فراتر از یک رشته تحصیلی معمولی در دانشگاه بوده و علوم بسیار زیادی را در بر می گیرد(4).
 

کاربردهای بیوتکنولوژی

سابقه شروع تحقیقات گسترده در زیست فناوری به سال 1970 و ظهور مهندسی ژنتیک در میان رشته‌های دانشگاهی بر می گردد. از این سال به بعد به دلیل امکان تغییرات در DNA موجودات این رشته کاربرد بسیار وسیع تری پیدا کرد. (1)

در حال حاضر رشته‌های مختلفی مانند ژنتیک، بیوشیمی، زیست شناسی مولکولی و ... به طور مستقیم با علم بیوتکنولوژی ارتباط دارند. هر ساله شاهد توسعه محصولات جدیدی در زمینه‌های درمانی (توسعه داروهای مختلف) ، تولید محصولات کشاورزی (توسعه گیاهان اصلاح شده ژنتیکی، سوخت‌های زیستی و درمان بیولوژیکی گیاهی) و بیوتکنولوژیکی صنعتی (تولید مواد شیمیایی مختلف) هستیم. (1)

در این میان کاربردهای زیر را می توانیم از این علم در زندگی انسان انتظار داشته باشیم:

از بیوتکنولوژی چه می دانید؟
کاربردهای بیوتکنولوژی
 
کاربرد بیوتکنولوژی در سلامتی انسان
  • بیوتکنولوژی میکروبی (1)
 
  • کاهش نرخ بیماری های عفونی (2)
 
  • نجات میلیون‌ها کودک در هنگام تولد (2)
 
  • تغییر شرایط زندگی بحرانی میلیون‌ها نفر در سرتاسر جهان (2)
 
  • تطبیق روش‌های درمانی در درمان بیماری‌های مختلف برای کاهش حداکثری عوارض جانبی داروها و روش‌های درمانی (2)
 
  • توسعه تجهیزات پیشرفته درمانی در مهندسی پزشکی (2)
 
  • مبارزه جدی با بیماری‌های بسیار خطرناک و واگیردار که در سطح جهان در حال توسعه هستند. (2)
 
  • تجزیه و تحلیل و کنترل سیستم های میکروبی (1)
 
کاربرد بیوتکنولوژی در صنایع پتروشیمی
تمام شدن سوخت‌های فسیلی یکی از نگرانی‌های بسیار بزرگ زندگی بشر است. بیوتکنولوژی می تواند راه نجات بشر در آینده برای تولید سوخت و انرژی باشد.

سوخت هایی که علاوه بر بهینه کردن مصرف سوخت و انرژی هیچ تأثیر منفی در آلودگی آب و هوا نیز نخواهند داشت.
 
  • با استفاده از بیوتکنولوژی می توان تا 80 درصد فرایند تولید و ساخت مواد شیمیایی پرکاربرد در صنعت را کاهش داد. (2)
 
  • کاهش درجه حرارت لازم برای شست و شو و تمیز کردن لباس که می تواند باعث صرفه جویی 4.1 میلیارد دلاری در سال شود. (2)
 
  • بهبود راندمان تولید در صنایع مختلف برای صرفه جویی 50 درصدی در هزینه‌های تولید (2)
 
  • کاهش اتکای صنایع مختلف به پتروشیمی‌های مضر و خطرناک (2)
   
  • کاهش مصرف آب و تولید زباله (2)
 
  • استفاده از زباله‌ها برای تولید انرژی‌های زیستی (2)
 
  • بیوپلیمرها و مواد بیولوژیکی (1)
 
کاربردهای بیوتکنولوژی در صنایع غذایی
یکی دیگر از نگرانی‌های بزرگ بشر برای زندگی آینده خود در کره زمین از بین رفتن منابع غذایی و کاهش شدید آنها است. روند رو به رشد جمعیت جهان و کاهش زمین‌های کشاورزی و تولیدات محصولات غذای در قرن اخیر این نگرانی ر تا چندین برابر افزایش داده است.

گویا تخیلات بشر برای رسیدن به پایان کره زمین در حال وقوع است. بیوتکنولوژی راهکاری فوق العاده تاثیرگذار در این عرصه می تواند باشد. این علم، صنایع تولید محصولات کشاورزی را در چند سال گذشته کاملاً دست خوش تغییرات مثبتی نموده است.
 
  • تولید محصول بیشتر با ورودی کمتر و استفاده کمتر از مواد خام (2)
 
  • کاهش حجم مواد شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی و تولید محصولات زراعی مانند انواع کودهای شیمیایی (2)
 
  • کاهش مصرف سموم دفع آفات در کشاورزی (2)
 
  • تولید محصولات بیشتر در زمین‌های کشاورزی کمتر (2)
 
  • تولید محصولاتی غنی سازی شده از پروتئین‌ها و ویتامین‌های مورد نیاز حیات انسان (2)
 
  • تولید مواد غذایی عاری از هر گونه حساسیت برای سلامت انسان (2)
 
  • بهبود کیفیت مواد غذایی و کاهش استفاده از روغن‌های مضر برای افزایش سلامتی قلب و عروق (2)
 
  • شیمی مواد غذایی (1)

از بیوتکنولوژی چه می دانید؟
بیوتکنولوژی

چه کارهایی تا کنون در علم بیوتکنولوژی انجام شده است؟

آینده این علم در جهان کاملاً مشخص است و روند رو به رشد تکنولوژی‌ها و تجهیزات در این رشته می تواند زمینی بهتر و زیباتر را برای ما به ارمغان بیاورد. اما تا کنون نیز فعالیت‌های بسیار زیادی در سطح جهان انجام شده است که تأثیر آنها کاملاً قابل توجه نیز بوده است.

این تاکنون در صنایع بسیار زیادی به کار گرفته شده است. دستیابی به داروهای مؤثر برای کنترل بیماری‌های ناتوان کننده در چند سال اخیر رونق زیادی داشته است. ردپای این علم در تولید این داروها کاملاً مشخص و مشهود است. (2)

در حال حاضر بیش از 250 محصول مراقبت بهداشتی بیوتکنولوژی و واکسن‌های درمان حساسیت‌ها و بیماری‌های مختلف در جهان تولید شده است. (2)

بیش از 13.3 میلیون کشاورز در سرتاسر جهان در حال استفاده از تجهیزات توسعه یافته این علم برای بهبود کیفیت محصولات خود و افزایش میزان تولید محصولات کشاورزی خود هستند. (2)

بیش از 50 کارخانه زیستی برای تولید سوخت‌های زیستی و کنترل استفاده از مواد شیمیایی در جهت کاهش گازهای گلخانه‌ای شروع به کار کرده اند. (2)

هر چند هنوز زمان زیادی از توسعه علم بیوتکنولوژی مدرن در سطح جهان نمی گذرد، اما کاربردهای این علم از هم اکنون در صنایع مختلف کاملاً قابل مشاهده است. نیاز به توسعه چنین تجهیزاتی در همه کشورها همچنان به شدت وجود داشته و دنیای علم و فناوری به این سمت پیش می روند.

پی نوشتها
  1. www.ntnu.edu
  2. www.bio.org
  3. www.britannica.com
  4. www.beytoote.com
  5. www.article.tebyan.net






تاریخ : شنبه 99/5/25 | 6:31 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()

جامعه مصرف کننده به هم مرتبط ما مقادیر زیادی زباله الکترونیکی، حدود 50 میلیون تن در سال، در سراسر جهان ایجاد می کند. حتی در حال حاضر نیز زباله هایی وجود دارد که بیشترین رشد را از یک سال به سال دیگر نشان می دهد. ارزش مواد اولیه موجود در این ضایعات بسته به قیمت مواد 50 تا60 میلیارد یورو تخمین زده می شود. کانال های قانونی و بازیافت این زباله ها، به لطف سیستم های گسترش یافته مسئولیتِ تولید کننده، در بسیاری از کشورها سازماندهی شده اند، اما در حال حاضر تنها 20? در یک فرآیند تایید شده بازیافت می شوند. ترکیبی از دو مولکول خاص استخراج کننده، این امر را امکان پذیر می سازد که عناصر نادر خاکی را با راندمانی تقریباً 100 برابر بیشتر از راندمان مربوط به استخراج با مولکول های جداگانه استخراج کنیم. علاوه بر این، از بین شصت عنصر شیمیایی موجود در زباله های الکترونیکی، فقط تعداد کمی در حدود ده تا بازیافت می شوند: طلا، نقره، پلاتین، کبالت، قلع، مس، آهن، آلومینیوم و سرب. همه ی چیزهای دیگر به پایان می رسد _ ریز ریز شده و در محل های دفن زباله از بین می روند.
 
از دیدگاه اقتصاد دایره ای، ایده آل این است که از یک طرف تا حد ممکن عمر این وسایل الکترونیکی را طولانی تر کنیم، به ویژه با طولانی کردن اولین استفاده، و از طرف دیگر استفاده مجدد و تعمیر آنها تسهیل و به آنها عطف توجه شود. واقعیتی که باقی می ماند این است که این محل های دفن زباله نمایانگر "معادن شهری" واقعی هستند: ذخیره های بالقوه برای کسانی که می دانند چگونه آنها را استخراج کنند.

چگونه با زباله های الکترونیکی رفتار کنیم؟

بازیافت زباله های الکترونیکی به معنای جدا کردن مواد، مولکول ها یا عناصر شیمیایی است، به طوری که بتوانند به عنوان مواد اولیه برای تولید محصولات جدید فروخته شوند. ابتدا باید دستگاه ها و قطعات را پیاده کنید، آنها را مرتب سازی کنید، آنها را خرد کنید و در آخر، اغلب با استفاده از سوزاندن و سپس توسط فرآیندهای شیمیایی مبتنی بر محلول، مواد را جدا سازی کنید.
 
اعتقاد بر این است که گرفتن قدری بیشتر از مواد شیمیایی از معدن شهری آسانتر از انجام این کار است. زباله های الکترونیکی از نظر طبیعت بسیار متنوع هستند و اغلب با انواع دیگر زباله ها مخلوط می شوند. این رویکرد اخیراً به ما امکان مطالعه استخراج فلزات استراتژیک موجود در تلفن های همراه را داده است. بنا بر این ترکیب زباله هایی که باید روی آنها کار شود، از یک بیل خاکستر زباله سوز یا یک مقدار مشخص زباله تا یکی دیگر متفاوت است. این در تقابل با بهره برداری از یک معدن "سنتی" است، که حداقل در مقایسه، ترکیب سنگ معدن بسیار ساده تر و ثابت است.
 
در این جا شیمیدان با یک مشکل جدا سازی کاملاً پیچیده مواجه است. این تا حدودی توضیح می دهد که چرا صنعت بازیافت در حال حاضر بیشتر روی چگال ترین فلزات یا فلزاتی که از لحاظ اقتصادی برای بازیابی جذابیت دارند تمرکز دارد، و از این روست که لیست بالا برای بازیافت ارائه شد.

 

استراتژی جدید: پیاده سازی، مرتب سازی، خُرد، و حل کنید

هدف از مرتب سازی (یا sorting) به حداقل رساندن پیچیدگی شیمیایی مخلوط مورد استفاده برای کار و همچنین تغییر پذیری بیشتر آن است. این امر در همه مقیاس ها، اعم از دستگاه (نوع ، نسل)، ماژول های آن (مدارهای چاپی، باتری، لفافه های خارجی، چارچوب ها و غیره)، اجزای الکترونیکی اصلی آنها (کابل ها، مقاومت ها، خازن ها، تراشه ها، بوردهای برهنه و غیره)، یا حتی در سطح پودر حاصل از خرد کردن که می تواند در تمام مقیاس های توصیف شده انجام شود، قابل انجام است.
 
پیاده سازی کامل دستگاه ها از نظر تئوری مؤثرترین رویکرد است. اما، به دلیل تعدد قطعات و پیچیدگی تجهیزات، خودکار کردن این مرحله دشوار است، و لذا پیاده سازی همچنان به طور عمده به صورت دستی انجام می شود، و این به این معنی است که هزینه آن اغلب آن قدر بالا است که اجازه مرتب سازی تا سطح اجزای اولیه را نمی دهد.
 
در نتیجه ، متداول ترین رویکرد در بین بازیافت کننده ها (MTB, Paprec, Véolia) قبل از هرگونه پردازش شیمیایی، آسیاب کردن در مقیاس دستگاه یا ماژول های آن است، و به دنبال آن، مراحل جدا سازی ذرات با روش های فیزیکی با استفاده از تفاوت در چگالی یا خواص مغناطیسی ذرات می آید. بسته به خلوص پودرهای به دست آمده، از تیمارهای حرارتی یا شیمیایی برای تصفیه ترکیب محصولات نهایی استفاده می شود.

 
 فن آوری های جدید برای بازیافت زباله های الکترونیکی

 
تصویر: ستون استخراج پالس دار، به قطر 5 سانتی متر..JCP Gabriel, CEA Marcoule DES/ISEC/DMRC  توسط نویسنده ارائه شده است.
 
در حالت دوم، پروسه ای که بیشترین استفاده را در فرآیند جدا سازی در محلول عناصر شیمیایی دارد به اصطلاح استخراج مایع - مایع است. این معمولاً شامل حل کردن فلزات یا اکسیدهای آنها در یک اسید (به عنوان مثال اسید نیتریک) و سپس ساختن یک امولسیون، یعنی مثلاً معادل یک وینگرت فرانسوی، است. محلول اسید ("سرکه") به شدت با یک حلال آلی (مانند نفت سفید ، "روغن") در یک ستون استخراج، و یک یا چند مولکول ("خردل") که خاصیت تقویت انتقال فلزاتی معین ("طعم ها") از اسید به حلال را دارد، مخلوط می شود. از آن جا که این گام جدا سازی به ندرت گامی کامل خواهد بود، برای رسیدن به سطح خلوص مطلوب، این گام به صورت سریالی تکرار می شود. برای رسیدن به خلوص مطلوب، گاهی ده ها، و حتی چند صد استخراج پی در پی لازم است.
 
بهینه سازی هزینه ها و کارآیی چنین فرآیندهایی، مستلزم بررسی تأثیر تعداد بسیار زیادی از پارامترها (برای مثال، غلظت های انواع مواد شیمیایی، میزان اسیدی بودن، دما و ...) به منظور تعریف ترکیبی است که بهترین سازگاری را ارائه دهد.

 

فرآیندهای جدید برای افزایش نرخ بازیافت

در آزمایشگاهSCARCE ، ما در حال کار روی فرآیندهای جدیدی هستیم که در نهایت امکان افزایش تعداد عناصر شیمیایی بازیافت شده و افزایش میزان بازیافت آنها را فراهم می آورد: از یک طرف با فرآیندهای مکانیکی (اتوماسیون جدا سازی و مرتب سازی)، و از سوی دیگر با فرآیندهای استخراج شیمیایی در محلول.
 
به عنوان مثال، همان طور که دیدیم، ترکیب شیمیایی زباله های الکترونیکی بسیار متغیر است. توسعه یک فرآیند استخراج، برای یک ترکیب شیمیایی خاص، به راحتی می تواند پنج تا ده سال برای تحقیق و بهینه سازی زمان بگیرد، و جور کردن یک فرآیند موجود برای یک ترکیب جدید (به عنوان مثال یک فلز جدید) به چند ماه تا چند سال وقت نیاز دارد. این به سختی می تواند با حجم زباله ها، منابع و زمان در دسترس برای بازیافت زباله سازگار باشد.

 

لوله کشی میکروسکوپی برای بهینه سازی استخراج عناصر

برای کاهش زمان و هزینه توسعه تولید فرآیندهای جدید استخراج، ما در یک دستگاه منفرد که به صورت میکروسیالی خودکار شده است تمام تجهیزات لازم برای یک مطالعه فرایند را کوچک سازی و یکپارچه کردیم. در دستگاه میکروسیالی، طول لوله کشی از میلی متر کمتر است، و در مورد کار ما، ضخامت 100 میکرومتر، یعنی به کلفتی دو مو یا کمتر، است. این امر باعث می شود مقادیر بسیار کمی از مواد استفاده شود: چند میکرولیتر به جای میلی لیتر از حلال ها و اسیدها و چند میلی گرم به جای گرم از ترکیبات شیمیایی. برای رسیدن به خلوص مطلوب، گاهی ده ها، و حتی چند صد استخراج پی در پی لازم است.با ادغام روش های آنالیز (اشعه ایکس، مادون قرمز و سنسورها) می توانیم ترکیب های مختلف پارامترها را به طور مداوم، خودکار و سریع مطالعه کنیم. این به ما امکان می دهد تا در عرض چند روز، مطالعه ای را انجام دهیم که به طور معمول می تواند تا چند ماه طول بکشد.

 
فن آوری های جدید برای بازیافت زباله های الکترونیکی

 
تصویر: مؤلفه ابتدایی تراشه میکرو سیالی استخراج به ضلع 5 سانتی متر. سیال ها از میان نیم لوله در یک الگوی زیگزاگی جریان می یابند و عناصر شیمیایی از طریق غشایی که بین دو مؤلفه ی این چنینی ساندویچ شده است، عبور می کنند. لوله کشی ها، پمپ ها و ماژول های آنالیز، به عنوان مثال مادون قرمز، اضافه می شوند. A. El Mangaar, JCP Gabriel, CEA، توسط نویسنده ارائه شده است.
 
مزیت اضافی دستگاه میکروسیالی در مقایسه با دستگاه معمولی: ما پدیده های انتقال عناصر شیمیایی در رابط بین آب و روغن را بهتر درک می کنیم. در واقع، ما هم به لطف استفاده از غشاهای متخلخل، سطح تبادل بین آب و روغن را کنترل می کنیم، و هم زمان تماس بین دو فاز را، که در آن زمان با استفاده از پمپ های سرنگ کنترل شده کامپیوتری به داخل کانال های میکرو سیالی رانده می شوند. سپس جریان های ماده می توانند دقیقاً محاسبه شوند.

 

بازیافت عناصر خاکی نادر: موادی قیمتی و کمتر بازیافت شده

این رویکرد اخیراً به ما امکان مطالعه استخراج فلزات استراتژیک موجود در تلفن های همراه را داده است. این فلزات ، که وجود آنها در فن آوری های مدرن ضروری است، عمدتاً در چین تولید می شوند و در حال حاضر خیلی کم بازیافت می شوند - کمتر از پنج درصد. این امر از این لحاظ مایه تأسف بیشتر است که تولید مستقیم آنها بسیار گران است و می تواند مشکلات اجتماعی و زیست محیطی ایجاد کند.
 
نتایج ما نشان می دهد که ترکیبی از دو مولکول خاص استخراج کننده، این امر را امکان پذیر می سازد که عناصر نادر خاکی را با راندمانی تقریباً 100 برابر بیشتر از راندمان مربوط به استخراج با مولکول های جداگانه استخراج کنیم. از بین شصت عنصر شیمیایی موجود در زباله های الکترونیکی، فقط تعداد کمی در حدود ده تا بازیافت می شوند علاوه بر این، ما استخراج کارآمدی در غلظت های اسیدی 10 تا 100 برابر کمتر از موارد استفاده شده در صنعت را نشان داده ایم، که باعث ایجاد آلودگی کمتری می شود. ما همچنین ترکیب هایی از پارامترها را شناسایی کرده ایم که باعث می شود عناصر نادر خاکی بسیار کارآمدتر از یکدیگر جدا شوند در حالی که به طور متعارف دستیابی به آنها تنها در چند مرحله بسیار دشوار است. اکنون ما در حال مطالعه انتقال این نتایج، که در مقیاس های خیلی کوچک آزمایشگاهی به دست آمده، به مقیاس ابزار تولید صنعتی هستیم.
 
سرانجام این که رویکرد میکروسیالی ما مودولار است به این معنی که هر یک از ماژول ها می توانند در موارد دیگر مورد استفاده خود را پیدا کنند، به عنوان مثال، ماژول استخراج مایع - مایع می تواند برای مطالعه فرایندهای استخراج مولکول های آلی (روغن های اساسی) مفید باشد. یا ماژول طیف سنجی مادون قرمز برای نظارت آنلاین فرآیندهای زراعی یا دارویی می تواند مفید باشد. این امر این امکان را به شما می دهد تا مقدار آب غیر مقید را تعیین کنید - که آبی است که مولکول هایی که در آن حل می شوند را محاصره می کند اما با آنها ارتباط برقرار نمی کند، و این یک پارامتر کلیدی برای دنبال کردن در فرمولاسیون بسیاری از این صنایع است.
 
منبع: جین کریستوف پی گابریل - Commissariat à l’énergie atomique et aux énergies alternatives (CEA)






تاریخ : شنبه 99/5/25 | 6:30 عصر | نویسنده : مهندس سجاد شفیعی | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.